Mehr

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

بچه که بودم مامانم موهام رو از پشت سرم می بافت. حس امنیت خاصی داشت برام. گه گداری که یه دسته رو می برد زیر اون یکی دسته سرم هم ناخودآگاه تکون می خورد با دستش.
دوست داشتم اون حس رو. امنیت برام تعریف شده تو اون حسه. احساس امنیت یعنی حواست نباشه و بعد ببینی [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

یه چیز دیگه.
من متاسفانه اینکه شما به دلایل احساسی با مشاور دانشگاه تماس گرفتید و بهتون گفته که تنها راهش اینه که به من ایمیل بزنین و از من نه بشنوید
نه دیگه لطفا! من نیستم!
فک نمی کنم کس دیگری جای من هم باشه این کارو بکنه

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

دکتر از مقاله ام خیلی راضیه. خیلی خوشحاله از اینکه اکسپت شد.
اعتراف کرد که اولین دانشجوی ایرونی اس اف یو مال اون بوده.

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

لیلاهه به هم خورد. با نومزد خبلی اش. بهم پش تلفن گفت تو همین یه ماهه بهش عادت کردم. گفتم چند جلسه با هم می ریم بیرون هواش از سرت بپره. (تو دلمم گفتم اخ جوون)
وقتی فهمید دارم می رم خیلی ناراحت شد. خیلی زیاد. حیف شد تو این وقتی که انقدر با هم صمیمی [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

رفتم آراینپور برای تافل. گفت دو سه ماه دیگه تشریف بیارید برای مصاحبه!
خسته نباشه.
یه روزگاری آریانپور واسه خودش آرایانپور بود.

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

از میدون آزادی بدم می آد. همیشه توش گم شدم. همیشه هم دو نفر دارن به هم فحش می دن. گاهی حتی یه نفر بلند بلند فحش می ده. به یکی که پشت خطشه گویا.
امروزه رو اشتباهی سوار تاکسی دانشگاه الزهرا شدم. تا وقتی هم رسیدم نفهمیدم جدی جدی اشتباهی سوار شدم. به آقاهه گفتم. [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

خیلی مهمه که به غریزه ات اعتماد کنی.
چیزی که آدم ها توی روابط مختلف ازش می ترسند و مراقبش هستند اینه که مبادا چیزی از دستشون بره. و در مقابل مبادا اخلاقیات رو زیر پا بگذارند.
غریزه تنها راه حل این ترید آفه. یا وجه المصالحه. خوبه که آدم ها غریزی پیش برند توی روابطشون. اصراری [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

یه علت عمده دیگری که از اون رابطه در اومدم این بود که نمی ذاشت وارد عمل بشم. نمی ذاشت خودم رو بروز بدم. منم تا بحال تو هیچ چارچوب و کتگوری ای جا نمی شدم. برام سخت بود بشم یه آدم دور از استرس. واسه منی که هر جا می رفتم آباد می کردم.
چون [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

بامزه، یادم نمی ره. یه روز یه پست زدم تو وبم در مورد اینکه حسابم خالیه، صد تا کارت اعتباری بهم تعارف شد، حتی یه ایمیل بامزه اومد برام که سیمبل ازدواج رو معرفی می کرد با یه عکس که آقایی کارتش رو تعارف می کرد به خانومه. خنده ام گرفت.
همون روز فهمیدم موندنم توی [...]

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن, ۱۳۸۷

بدترین کار دنیا اینه که بدترین حرف رو زمانی بزنی که یک نفر در آسیب پذیرترین موقعیت ممکنش قرار داره.
نکنیم تو به خدا


Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items