Mehr

چش بسته

Posted by: زهرا on: ۲۹ دی, ۱۳۸۷

خوب یه کارایی هست آدمیزاد با چشم بسته انجام می ده.
واقعا نتیجش حرف نداره!
مثلن همین فوق لیسانس من، قبول شدنش واسه خاطر کم نیاوردن بود. اولش رو خیلی بد شروع کردم. با روحیه داغون. سپیده هنوز اینجا رو می خونی؟ عید ۸۶ یادته؟ اومدم خونتون صرف اینکه تو شرکت ضایع نشم با اون چشای پف [...]

وقتی خود را نقض می کنیم

Posted by: زهرا on: ۲۷ دی, ۱۳۸۷

هممم شاید گفتن از گذشته جالب نباشه. خونواده ام هم همیشه مانع می شند از اینکه من برم به گذشته و اعلب حواسم رو پرت موضوعات دیگه می کنند.
چیزی ازش یادم نیست.
فقط یک نکته ی خیلی جالب توجه یادمه که الان که بهش فکر می کنم می بینم بهتره بگمش تا نگم. با این فرض [...]

توضیح واضحات + ناواضحات

Posted by: زهرا on: ۲۷ دی, ۱۳۸۷

آپگرید کردیم. تم قبلی با Wordpress 2.7 کار نمی کرد. مجبور شدیم تمپلیت رو عوض کنیم.
یکم یاد اون زمان کنیم با تم قبلی تا انشالا تم جدید برسه.

نمایشگاه نقاشی

Posted by: زهرا on: ۲۵ دی, ۱۳۸۷

فرهنگسرای خودمون، ارسباران سابق، دو تا نمایشگاه نقاشی گذاشته به اسم “عکاشی” که یه خانمی روی عکسای خوشگلی که گرفته با پاستل نقاشی کرده. دومی گواشه، موضوعات مربوط به عاشورا و محرم و انقلاب و… منتهی مراتب از فیگورهایی که توش در آورده بودند و کنتراست کارها خیلی خوشم اومد توصیه می کنم حتما ببینیدشون.
و [...]

برای یک دوست

Posted by: زهرا on: ۲۴ دی, ۱۳۸۷

زهرای عزیزم، تسلیت می گم فوت پدر بزرگت رو. حس خیلی بدی داشتم از خوندن پستت. خصوصا بعد اون غرایی که زده بودم! می دونم که این مدت مصیبت زیاد از سر گذروندید. گاهی اینطوری می شه. دنیاهه خراب میشه رو سر آدم. مثل پنج سال پیش ما. غصه نخور.
اون حرفا هم که زدم حس [...]

چند جلد کتاب

Posted by: زهرا on: ۲۱ دی, ۱۳۸۷

تصمیم داشتم چند جلد کتاب برای برادرم بگذارم، به نظرم جزو معدود چیزهاییه که تو ینگه دنیا پیدا نمی شه.
کتاب هایی که بهش تحمیل کردم با خودش ببره اینا هستند:

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا – نویسنده زحمت زیادی برای نوشتن و البته چیدمان داستان های این کتاب کشیده. ارزش خوندن داره [...]

لوس می شویم

Posted by: زهرا on: ۲۰ دی, ۱۳۸۷

از این تیکه اش خیلی بدم می آد.
جمع کردن بار و بندیل. برو و بیا. ای ای ای

سر خانه اول

Posted by: زهرا on: ۱۹ دی, ۱۳۸۷

شرکت قبلی توی خبرنامه کانون فارغ التحصیلان برادرم اینا آگهی داده. java کار می خوان. کلن با کار قبلی ام خیلی فرق داره.
خواهرم ازم می پرسه دوست داری برگردی همونجا؟ می گم محیطش که حرف نداشت، پایه حقوقش نه. می گه الان با پایه فوق باهات قرارداد می بندن نه لیسانس. فقط یه جوری باید [...]

نفس غمگین

Posted by: زهرا on: ۱۷ دی, ۱۳۸۷

«نفس المهموم» جزو مهمترین مراجع در وصف عاشورا و وقایع قبل و بعدشه. فقط قصد معرفی دارم و خوندنش رو توصیه نمی کنم، چون اولا ریز به ریز جزئیات تلخ و غیر قابل باور قضایای سال ۶۱ هجری توش آورده شده. من با اینکه خلاصه کتاب دستم بود نتونستم تا نصفه اش بیشتر بخونم و [...]

آخر دنیا

Posted by: زهرا on: ۱۵ دی, ۱۳۸۷

دوست دارم آخر دنیا رو ببینم.
فک کنم از مصائب دنیا فقط اینیکی رو ندیدم، باید کشف کنم ببینم چه جوریاس!


Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items