زنجان

اومدیم. شکر خدا سالم و سرحال رفتیم و برگشتیم، اگرچه که دو روز رو توی اتوبوس بنز سر کردن کلا چیزی از آدم باقی نمی گذاره، اما سفر خوبی بود. همسفرهای خوبی داشتیم. مسئول اردو و مسئولین کانون جهانگردی دانشگاه یه مشت بچه بوچه جغله بودند که کلی هم احساس مسئولیت از سر و کولشون […]

داریم می ریم زنجون

نوشتنم می آد ناجور.
گاهی باید یادمون بیاد که همه آدما همیشه همونین که بودن. اما همه از یه جنسیم. کسی از کسی برتر نیست. همه آدم ها سوای تمام پارامترهاشون هویتی دارن به اسم انسان بودن. با احساسات و عواطفی که فقط روی زمینه که بهش پاسخ داده می شه. نه توی آسمونا، روی ابرا.
- […]

بازخواست

چند روز پیش استاد پروژه ام بعد کلاس گفت خانم فلانی کارتون دارم یه سر بیاین پیش من. دوباره و سه باره، با جدیت تکرار کرد. مطمئن بودم به خاطر نمره نه چندان جالبیه که از درس ترم پیشش گرفتم. احیانا دکتر بعد اینکه برگه ها رو صحیح کرده جا خورده که دانشجوی خودش عجب […]

توهم!

بعضی آدم ها راحت طلبند. خوش به حالشون. عمرشون بیشتره، خوشحال تر هم هستند.
بعضی آدم ها ناراحت طلبند. و تا وقتی که تمام وقت درگیر نباشند آروم نمی شن. عمرشون کوتاه تره، اعصابشون هم ضعیف تر.
- - -
کار شرکت از یه زمانی به بعد برام غیر قابل تحمل شده. تو یه چرخه معیوب افتاده که […]

جنگ و صلح

همه آدم ها در شرایط صلح یک جور رفتار می کنند، می خندند، مهربان و صمیمی اند، به خودشان و دیگران خوش می گذرونند. اما اگر ذره ای احساس خطر کنند، دیگر عکس العملشون قابل پیش بینی نخواهد بود. تمام عقده های روحی و درونی شان بروز می کند و تسلط به اوضاع رو از […]

تعطیلات خود را چگونه گذراندید

حدود یک هفته ای رو در سواحل خزر سپری کردیم. و البته جای شک نیست که مسبب اصلی این سفر من بودم، که عموجان بزرگ رو راضی به سفر کنم تا دسته جمعی بریم ویلای پسرش. جای شما خالی خوش گذروندیم و شب رو با صدای امواج و روز رو در گردش و سیر و […]

سال نو مبارک

سال نو مبارک. امیدوارم که سال جدید با شادی شروع بشه و به شادی ختم بشه. دل هامون بی آلایش باشه. لبهامون خندون. خوش باشیم و بگیم و بخندیم و از وجود همدیگه و از نعمت های خدادادی استفاده کنیم، خدا رو به خاطر داشته هامون شکر کنیم و توی کار خلق خدا سرک نکشیم. […]