<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; هنرهای تجسمی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d9%85%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>امپرسیون کلاسیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/346</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/346#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 08:23:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=346</guid>
		<description><![CDATA[

تکنیک:
۱٫ قلم پهن
۲٫ احیانا کاردک
۳٫ سادگی و پرهیز از اعوجاج ذهن مخاطب
۴٫ اعتماد به نفس (عدم تاثیر از قضاوت)
- &#8211; -
امپرسیون (impressionism): حسی، دیدن واقعیت از روزن احساس
کلاسیک (Classical): قابل درک توسط عوام. قدیم پسند. اصیل
+
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://1.bp.blogspot.com/_kZ7MHlJaOII/SW1nTQLol8I/AAAAAAAACS0/y1bs6WSbnNI/s1600-h/700_ruby_red_LG.jpg" alt="" /></p>
<p><img class="aligncenter size-medium wp-image-350" title="700_ruby_red_lg" src="http://tarsimm.com/wp-content/uploads/2009/02/700_ruby_red_lg-299x300.jpg" alt="700_ruby_red_lg" width="299" height="300" /></p>
<p>تکنیک:<br />
۱٫ قلم پهن<br />
۲٫ احیانا کاردک<br />
۳٫ سادگی و پرهیز از اعوجاج ذهن مخاطب<br />
۴٫ اعتماد به نفس (عدم تاثیر از قضاوت)</p>
<p>- &#8211; -</p>
<p>امپرسیون (impressionism): حسی، دیدن واقعیت از روزن احساس<br />
کلاسیک (Classical): قابل درک توسط عوام. قدیم پسند. اصیل</p>
<p><a href="http://oldestfashion.blogspot.com/2009/02/blog-post_4891.html">+</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/346/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک استاد خیالی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/143</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/143#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Aug 2008 20:22:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/143</guid>
		<description><![CDATA[کامنت های این پست تشویقم کرد بنویسم چند خط؛ خصوصا آخرین کامنت. حس خوبی بهم داد، حس استاد نقاشی بودن. حس با خاصیت بودن، چون استادای نقاشی غالبا بی خاصیتند. در ضمن اگه مثل اون خانم دنبال کلاس نقاشی هستید، کلاسای دانشکده هنر به عنوان مستمع اولین گزینه پیشنهادیه، بعدش کلاسای گروهی فرهنگسراها، که زیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کامنت های <a href="http://tarsimm.com/archives/51#comment-481">این پست</a> تشویقم کرد بنویسم چند خط؛ خصوصا آخرین کامنت. حس خوبی بهم داد، حس استاد نقاشی بودن. حس با خاصیت بودن، چون استادای نقاشی غالبا بی خاصیتند. در ضمن اگه مثل اون خانم دنبال کلاس نقاشی هستید، کلاسای دانشکده هنر به عنوان مستمع اولین گزینه پیشنهادیه، بعدش کلاسای گروهی فرهنگسراها، که زیر نظر نیستید و خودتون حستون رو پیدا می کنید. بعد کلاسای خصوصی. کلن سبک کاری اساتید خصوصی متعلق به خودشونه، یک هو می بینید نقاش شدید اما نقاش بی احساس. یعنی حستون مال خودتون نیست، اون چیزیه که استاد بهتون القا کرده. کارتون می شه مصنوعی اندر مصنوعی. کار باید اس و قس داشته باشه، از اساس نقاش باشید. ببینید، بشنوید، بخونید، گالری و نمایشگاه برید. زوری نقاش نمی شید، اگرم بشید کسی جز مامان و باباتون تاییدتون نمی کنه. اگه حسشو ندارید نرید سراغش اصلا!</p>
<p>- &#8211; -</p>
<p>وقتی یکی دور و بر آدم ترمز بزنه می دونید یعنی چی! یعنی فاجعه. پس لطفا ترمز نزنید! لطفا! به خودمم هستم البته. زندگی جریان داره. اگه ترمز بزنید وابستگان شما در کنار شما رنج زیادی رو متحمل خواهند شد.</p>
<p>- &#8211; -</p>
<p>من به شدت درگیر پایان نامه امم. فشار کاری وحشتناکه و من بی تفاوتم. بابا هم می خواد بنایی راه بندازه و من قصد دارم تو کار بناهه هم دخالت کنم. مسافرتم می خوام برم. اول شهریور باید پایان نامه خیالی ام رو تحویل بدم، اول مهر هم دفاع کنم. خلاصه شلم شوربا. التماس دعای مخصوص داریم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/143/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شروع نقاشی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/101</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/101#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 May 2008 13:21:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/101</guid>
		<description><![CDATA[توی کامنتای قدیمی چند تا کامنت دیدم درباره اینکه ملت بعضا متمایل به استارت نقاشی هستند اما نمی دونند از کجا. بچه های روغن نباتی. خوب من چطور شروع کردم.
- &#8211; -
اون زمانا حدودا سال دوم دبیرستان، کلاس می رفتم و یه روزی از روزا استادم بهم وعده داده بود که از جلسات بعد می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>توی کامنتای قدیمی چند تا <a href="http://tarsimm.com/archives/51" mce_href="http://tarsimm.com/archives/51">کامنت </a>دیدم درباره اینکه ملت بعضا متمایل به استارت نقاشی هستند اما نمی دونند از کجا. بچه های روغن نباتی. خوب من چطور شروع کردم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>اون زمانا حدودا سال دوم دبیرستان، کلاس می رفتم و یه روزی از روزا استادم بهم وعده داده بود که از جلسات بعد می تونم رنگ روغن رو شروع کنم.  تو همین اثنا باید کنکور آزمایشی دانشگاه آزاد می دادم.</p>
<p>سر جلسه نشسته بودم، و از اونجایی که نمی تونستم تستا رو بزنم برگه رو پشت و رو کردم و شروع کردم به طرح زدن از صندلی فلزی طرفی که جلوم نشسته بود، و هم چنین کتاب و لباس و دفتر و دستکش. یادمه مراقبه اومد بالای سرم و بهم گفت که چرا نمیرم کنکور هنر بدم و اینکه اصلا اینجا اومدم چه کار و حالا بیا توجیه کن که نگذاشتن هنر بخونی و از این صحبتا.</p>
<p>خلاصه کنکور تموم شد و بابا اینا اومدن دنبالم، به پدرم گفتم که می خوام وسیله نقاشی بگیرم. بابا هم استقبال کرد و رفتیم یه مغازه ای توی منوچهری که از بس دوره من هیچ وقت برای دومین بار نرفتم اونجا.</p>
<p>حدودای ۸ شب توی ترافیک جمهوری رسیدیم به مغازه هه. بابا به فروشنده گفت که من تازه می خوام نقاشی رو شروع کنم و نمی دونم که چی باید بگیرم. فروشنده هم <u>یه بوم خیلی کوچیک</u>، <u>یه دسته قلم موی تمام زبر چینی</u> که هنوز یکی شونو دارم، <u>یه جعبه رنگ </u>درنا یا یه مارک ایرانی دیگه (لطفا سراغشون نرید)، <u>یه شیشه روغن بزرک</u> و <u>یه دونه تربانتین</u> (برای شستن قلم مو)، یه دونه <u>جا روغنی</u> و <u>یه پالت پلاستیکی</u> گذاشت. واسه بار اول بیشتر از اینا لازم نمی شه.</p>
<p>خلاصه شب اومدم خونه و دقیقا همون صحنه ای رو که اتود زده بودم و تحویل مراقب داده بودم رو نقاشی کردم، با یه دونه گلدون گل اضافه کنارش که یکمی مفهومی تر بشه. کل کارم هم با قلم زبر بود.</p>
<p>بعد از اون هم استاد اون زمان که برای هر یک کلمه حرفش باید بهش کرایه می دادی چیز خاصی یادم نداد. کلن استادای نقاشی اینجوری ان. از اون سال تا سال سوم دانشگاه بدون استاد کار می کردم. بعدها هم همیشه سعی کردم اگه کلاس می رم شاگرد خوبی برای استادم باشم و یک کم از بار کم کاری کلاس رو هم روی دوش بگیرم.</p>
<p align="center"> &#8211; - -</p>
<p>اینم استارت نقاشی، نه هیچ تکنیکی لازمه، نه چیز دیگه. فقط یکم ذوق و سلیقه می خواد، و شاید جسارت.</p>
<p align="right">پیشنهاد می کنم هیچ وقت برای هیچ چیزی به استاد تکیه نکنید. درسته که استاده اما خودش در کنار هنرجو داره یاد می گیره، این قانون استاد بودنه. هیچ کس هیچ چیزی رو نمی دونه مگر پای عمل (این جمله هم مال کوئلیو بود). این امکان رو به استادتون بدید که به خاطر این مساله راحت تر باشه و از اینکه استاده و موظفه همه چیز رو بدونه احساس شرمندگی نکنه.</p>
<p align="right">- &#8211; -</p>
<p align="right">پی نویس۱: پست قدیمی است.</p>
<p align="right">&nbsp;پی نویس ۲: در کمال جسارت قصد دارم در اولین فرصت تصویر تابلوی مزبور رو به این پست سنجاق کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/101/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در باب تحولات نقاشی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/95</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/95#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 20:35:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپرسیونیزم]]></category>
		<category><![CDATA[امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوسیالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سیزده دیوانه و یک زن]]></category>
		<category><![CDATA[فئودالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[پست امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[کلود مونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/95</guid>
		<description><![CDATA[مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های واقع گرا مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های<a href="http://tarsimm.com/archives/7"> واقع گرا</a> مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و ثروت را از پدر به ارث می برد و در نتیجه قانون در مخفی ترین گوشه های زندگی انسان حکم فرما بوده.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="200" src="http://www.nmm.ac.uk/mag/images/200/BHC2818_200.jpg" hspace="5" height="315" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Rear-Admiral Richard Kempenfelt, 1718-82&#8243; by <span class="body">Tilly Kettle (</span><span class="body">1782</span><span class="body">)</span></em></p>
<address></address>
<p align="justify">دنیای <a href="http://tarsimm.com/archives/10">احساس گرا</a> مقارن با انقلابات وتظاهرات کارگری بر علیه دنیای سرمایه داری شد؛ در این زمان هر شخص حق اظهار نظر و اظهار وجود می یافت و از این رو رفته رفته جامعه خود را برای تشنج آماده می کرد. قانون مندی معنای دیگری می یافت و به جای حفظ امنیت بخشی از جامعه، به کل جامعه تعمیم می یافت. سطح فشار و استرس جامعه افزایش یافت و در این زمان بود که نقاشان احساس گرا از کنج کارگاه های نقاشی خارج شده و متوجه دامان طبیعت ، زندگی روزمره افراد و حتی خیابان ها شدند. یک نقاش در این زمان احساس خود را بدون تردید در اثر نقاشی دخالت می داد و برای تغلیظ این احساس، سوژه را نه در خیال خود که با الهام از دنیای اطراف می پروراند. از هنرمندانی نظیر مونه و پیزارو می توان نام برد که در جزو اولین افرادی بودند که جسارت ارائه چنین سبکی را به دنیای واقع گرا پیدا کردند. سبک های دیگری موسوم به فوویسم نیز در این زمان شکل گرفت.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" src="http://www.penwith.co.uk/artofeurope/pissarro_montmartre_night.jpg" hspace="5" style="width: 314px; height: 264px" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Boulevard Montmartre at Night&#8221; by Camil Pissarro (1897)</em></p>
<p align="justify">کم کم با روایج آزادی عقاید، سبک های نقاشی از سطح احساس گرا آمیخته به واقعیت فاصله گرفتند و سبک هایی موسوم به <a href="http://tarsimm.com/archives/10">پست امپرسیون </a>بنا نهاده شد که می توان <a href="http://www.vangoghgallery.com/painting/">ونگوک </a>را از پیشگامان و هنرمندان برجسته این سبک نام برد.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: center"><img width="260" src="http://tarsimm.com/wp-content/uploads/2008/04/300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" alt="300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" height="328" /></p>
<p align="center" dir="ltr"><em>&#8220;The Church at Auvers&#8221; by Vincent van Gogh</em></p>
<p align="justify">در سال های بعد هنرمندانی نظیر پیکاسو به همراه همکار خود سبکی موسوم به کوبیسم را پایه گذاری کردند که هدف اصلی آن نقض یا به نظر من به سخره گرفتن قوانین بود، این دو نفر اثبات کردند که آن چیز که مهم است حسی است که از اثر هنری به بیننده القا می شود، منشا این حس دنیای خارج نیست، بلکه حس و دید و تفکر نقاش است.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="271" src="http://www.artinliverpool.com/blog/images/oct07/PICASSO-Weeping-Woman.jpg" hspace="5" height="347" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Weeping Woman&#8221; by Pablo Picasso (1937)</em></p>
<p align="justify">کم کم نقاشان و هنرمندان خود را از داشتن پشتوانه سنتی و کلاسیک بی نیاز دانستند و به نوع تایید شخصی و گروهی را ملاک تولید و ارزش گذاری آثار خود کردند. این سبک ها به طور کلی پست مدرن نامیده می شوند. از دید من کاری که من نپسندم اما مشهور باشد اثر پست مدرن نامیده می شود. در برخی از این آثار شکستن قوانین و تابوهای نقاشی یا حتی عرفی به وضوح دیده می شود. امروزه اکثر هنرمندان و دلالان آثار هنری به این گونه سبک ها متمایل شده اند. این آثار اگرچه همانند کارهای واقع گرا حض بصری ندارند اما نشان دهنده درگیری و حس قوی هنرمند با هنر خود هستند. خلق این گونه آثار به گونه ای که دنباله دار و نه اتفاقی باشد کار دشواری است. در حقیقت شیوه ای خارج از شیوه های معمول برای بروز احساس به گونه ای در طولانی مدت با شکست مواجه نشود و در برخی شرایط نقاش قادر به ادامه آن باشد.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="253" src="http://www.mtholyoke.edu/offices/artmuseum/news/f03/images/WARHOL.jpg" hspace="5" height="196" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>Photo of arranged shoes by <a href="http://www.warhol.org/">Andy Warhol </a>(1928 &#8211; 1987)</em></p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">درج و اقتباس از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/95/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کار مشترک شرکت IBM و موزه ارمیتاژ روسیه</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/72</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/72#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Feb 2008 07:20:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[پردازش تصویر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/72</guid>
		<description><![CDATA[امروز به یه لینک خیلی جالب برخوردم، موتور جستجوی تصاویر نقاشی که بر اساس رنگ های متشکله و یا طرح رنگ، تصاویر رو دسته بندی و استخراج می کنه. برای این کار از موتور جستجوی QBIC استفاده شده که حاصل تحقیقات شرکت IBM هست و اولین و مهمترین موتور جستجوی تصویر بر اساس محتوا است*. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز به یه <a href="http://www.hermitagemuseum.org/fcgi-bin/db2www/qbicSearch.mac/qbic?selLang=English">لینک </a>خیلی جالب برخوردم، موتور جستجوی تصاویر نقاشی که بر اساس رنگ های متشکله و یا طرح رنگ، تصاویر رو دسته بندی و استخراج می کنه. برای این کار از موتور جستجوی <a href="http://wwwqbic.almaden.ibm.com/">QBIC</a> استفاده شده که حاصل تحقیقات <a href="http://ibm.com">شرکت IBM </a>هست و اولین و مهمترین موتور جستجوی تصویر بر اساس محتوا است*. این موتور جستجو در <a href="http://www.hermitagemuseum.org">وب سایت موزه ارمیتاژ </a>راه اندازی شده و از اون برای استخراج تصاویر طراحی و نقاشی با رنگ بندی یا طرح مشخص استفاده می کنند.</p>
<p>این سیستم بازیابی واسط ساده و در عین حال قوی ای داره و از اپلت جاوا برای توسعه اش استفاده شده. برای مثال امکان بازیابی و مشاهده مرحله به مرحله تصاویر بعلاوه امکان بزرگنمایی تصاویر استخراج شده رو در اون فراهم کرده اند. پرس و جو یا query این سیستم می تونه بر اساس رنگ و یا طرح رنگ تصاویر انجام بشه. برای مثال ساختار پرس و جو مبتنی بر رنگ، از ماکزیمم چهار مجموعه رنگی تشکیل شده. هر مجموعه دارای ۴ رقمه، که رنگ انتخابی کاربر با سه عدد مثل <font color="#999999">(۲۰,</font>۲۱۷,۱۹۲,۲۵۵<font color="#999999">) </font>و درصد حضور اون رنگ توی تصویر با یک عدد مثلا <font color="#999999">(</font>۲۰<font color="#999999">,۲۱۷,۱۹۲,۲۵۵)</font> مشخص شده.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>من به صورت اتفاقی <a href="http://www.hermitagemuseum.org/fcgi-bin/db2www/qbic.mac/qbic?selLang=English&amp;fname=Color+Histogram&amp;drawquery=(20,255,60,170),(20,184,196,255),(20,255,194,140),(20,255,253,222),(20,217,192,255)">این پرس و جو</a> رو بر اساس ترکیب رنگ ایجاد کردم، که معرف چهار رنگ «آبی فیروزه ای، قرمز، نارنجی و کرم» بود.</p>
<p>حاصل پرس و جو، تصاویری متشکل از نقاشی های دوره امپرسیون و نقاشی های کلاسیک ایرانی رو نشون می داد. از اونجا که رنگی مثل آبی فیروزه ای به علت گیرایی و جاذبه زیاد، غالبا توی نقاشی کمتر استفاده می شه، و حتی در نقاشی های دوره های باروک و رنسانس تقریبا اصلا استفاده نمی شده، بنابراین انتظار می رفت که تصاویر بازیابی شده حالت خاص داشته باشند که حاصل جستجو این انتظار رو برآورده کرد. با این تفاسیر این سیستم می تونه توانایی دسته بندی نقاشی های دوره مختلف رو با تغییراتی کسب کنه.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>* موتور جستجوی تصویر بر اساس محتوا، مشابه سایر موتورهای جستجو بر اساس متنه با این تفاوت که تصاویر رو بر اساس میزان شباهت رنگ و بافت و سایر خصوصیات دیداری بازیابی می کنه.</p>
<p>لینک های مرتبط:</p>
<ul>
<li>معرفی سیستم های بازیابی تصویر<a href="http://imageprocessing.wordpress.com/2007/12/09/content-based-image-retrieval-cbir/"> بخش ۱</a> و <a href="http://imageprocessing.wordpress.com/2008/02/03/content-based-image-retrieval-components/">۲</a><a href="http://imageprocessing.wordpress.com/2008/02/18/image-processing-open-library/"><br />
</a></li>
<li><a href="http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/c5c1193764051p1.php">موزه ارمیتاژ </a></li>
</ul>
<p>- &#8211; -</p>
<p>حق درج و اقتباس از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/72/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جایگزین مناسب برای زغال طراحی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/69</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/69#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Feb 2008 21:43:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[طراحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/69</guid>
		<description><![CDATA[به شخصه علاقه وافری به سرک کشیدن توی نوشت افزار فروشی دارم، مثل خیلیای دیگه از بودن توی یک همچین جایی احساس آرامش می کنم. و البته توی این سرک کشیدن ها چیزهای جالبی هم کشف می کنم، که معمولا آخرین حربه های فراهم کردن رفاه و آسایش توی نوشتن و طراحی و غیره هستند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به شخصه علاقه وافری به سرک کشیدن توی نوشت افزار فروشی دارم، مثل خیلیای دیگه از بودن توی یک همچین جایی احساس آرامش می کنم. و البته توی این سرک کشیدن ها چیزهای جالبی هم کشف می کنم، که معمولا آخرین حربه های فراهم کردن رفاه و آسایش توی نوشتن و طراحی و غیره هستند و شاید بشه گفت آخرین ابداعات برندهای معروف لوازم التحریر و لوازم طراحی و نقاشی. البته محصولاتی که یه زمانی آخرین ابداعات بودند و به تازگی وارد ایران شدن.</p>
<p>یکی از اون چیزهایی که انگیزه شد برای نوشتن این پست، خرید <a href="http://www.modernss.com/shopping/family_sale_0_familyid_4577_cat_126">Lyra-B9-Graphite Stick</a> بود.</p>
<p align="right">اگر تجربه کار با زغال رو داشته باشید احیانا دل خوشی از استفاده از اون ندارید چون خورده های زغال لذت طراحی رو ازتون سلب کرده اند، در ضمن برای نگهداری طرحی که با زغال کشیده شده ملزم به استفاده از ثابت کننده یا فیکساتیو هستید. اما این مداد B9 مشکل استفاده از زغال رو به خوبی حل کرده، طوری ساخته شده که مثل زغال معمولی به فشار دست حساسه، اما حساسیتش بیشتره ولی بر خلاف زغال زیر فشار خورد نمی شه. بسیار نرم و بی نهایت روانه و استفاده ازش بسیار ساده است. البته اگر اهل تشریفات باشید احیانا هیچ چیز رو به جای زغال معمولی ترجیح نمی دید. اگر اینطوره از زغال Faber castel استفاده کنید، مزیتش اینه که دیرتر خرد می شه. همین برند فیکساتیو هم می زنه برای فیکس کردن طرح زغالی تون.</p>
<p style="text-align: center"><img width="221" src="http://www.modernss.com/generatedPhotos/270/9295.jpg" height="221" /></p>
<p>لینک مرتبط: <a href="http://www.daube.ch/docu/glossary/drawingtools.html">سیر تحول ابزار طراحی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/69/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طراحی &#8211; رنگ روغن &#8211; اکرلیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/51</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/51#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Dec 2007 13:36:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اکریلیک]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/51</guid>
		<description><![CDATA[صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:
 من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.
از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:</p>
<blockquote><p> من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.</p></blockquote>
<p>از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم و حال و هواشو حتی اراذل هنرمند مابش هم تنگ شده و از طرف دیگه خیلی وقته پست هنری ننوشتم، جوابش رو اینجا می نویسم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یادمه اون زمانا که کلاس نقاشی می رفتم شاگرد حرف گوش کن استادم بودم و کارهام بی اغراق جزو کارهای خوب  کلاس بود. استادم شوخی یا جدی می گفت که من رو آسیستان خودش می کنه اما من زیر بار سر و کله زدن با شاگرد جماعت نمی رفتم، جز زمانایی که بچه ها از پس یه گوشه از تابلوشون بر نمی اومدن که بی سر و صدا کارشون رو راه می اندختم.</p>
<p>یه روز مجبور شدم کل طراحی یه تابلوی ۱۰۰ در ۷۰ یه هنرجو رو بکشم تا اون روش رنگ بگذاره. اولا که ستمی بود برای خودش، ثانیا اینکه به نظر خودم نقاشی کردن اون تابلو هیچ لذتی برای صاحبش نداشت. تابلو مال دختری بود که نمی خواست پیش از نقاشی طراحی رو شروع کنه، و یک راست می خواست بره سراغ رنگ روغن. دختر محترمی نبود وگرنه نصیحتش می کردم. حاضر بود کف زمین رو طی بکشه اما طراحی نکنه!</p>
<p>بعد از اون دیگه یه جاهایی تو کار استادم دخالت می کردم: زمانایی که شاگردهای جدید با استادم سر این مساله که<strong> از طراحی خوششون نمی آد و می خوان بی مقدمه برن سراغ رنگ روغن</strong>، بحث می کردن! اون موقع به عنوان پیش کسوت سعی می کردم شاگرد جدید رو مجاب کنم که این ظلم رو در حق خودش روا ندونه و گام به گام مراحل نقاشی رو طی کنه. اول طراحی و بعد نقاشی.</p>
<p>در اصل طراحی و نقاشی از هم جدا نیستند، بلکه طراحی لازمه ی نقاشیه.  شما اگر خداوندگار رنگ روغن باشید و توی ترکیب رنگ و استفاده از ابزار نقاشی به مهارت برسید اما درعوض طراحی تون مشکل داشته باشه، حداقل دو برابر مدتی که باید، نقاشی تون رو تموم می کنید، و در ضمن ممکنه اون چیزی که باید نباشه. برای همینه که خیلی از اونهایی که ید طولایی در نقاشی دارن بعد از مدتی قاطی تازه کارها می شینند و کوزه و پارچه و قوری و قندون می کشن.</p>
<p>طراحی ممکنه در ابتدا کار جذابی نباشه اما زمانی که حرفه ای شدید قول می دم از کارتون بسیار بسیار لذت خواهید برد و نقاشی رو با اعتماد به نفس بهتری شروع خواهید کرد. فقط لازمه کمی صبور باشید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>در مورد اینکه بعد از طراحی استارت کار از کجا زده بشه، دوتا استاد من سخت گیر بودند و اجازه خشک کار کردن (اکریلیک) رو ندادند و من کار نقاشی رو با رنگ روغن شروع کردم. دل خوشی ازشون ندارم اما قدردان هردوشون هستم.***</p>
<p>این مساله یه جورایی دو پله یکی کردنه. اما من اگر از اکریلیک شروع می کردم احتمالا موقعی که از رنگ روغن دلسرد می شدم به اکریلیک پناه می بردم و این باعث می شد که رنگ روغنم کامل نشه. به هر حال هر هنرمندی دوست داره سریعا تلاشش به نتیجه برسه.</p>
<p>اگر کار رنگ روغن رو تموم کنید اکریلیک براتون کمی کودکانه به حساب می آد.  بازهم بستگی داره که به چه شیوه ای بخوهید نقاش بشید و چقدر از خودتون انتظار دارید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یه توضیح در مورد اینکه من چه طوری نقاشی رو یاد گرفتم. با این پیش فرض بخونید که خیلی اهل فروتنی نیستم!</p>
<p>من خودم رو در جایگاهی که دوست داشتم، یعنی یک خانم نقاش تصور کردم، از تصوراتم اعتماد به نفس گرفتم و طی دو ترم ناپیوسته به فاصله یک سال طراحی (مداد، زغال، کنته، راپید یا همون قلم فلزی و سایر) و نقاشی (رنگ روغن، مداد رنگی) رو دست و پا شکسته پیش استادم شروع کردم. حدود ۵-۶ سال بعد هم طی دو سال پیاپی پیش استاد دیگری تمرین کردم و تکنیک های آکادمیک طراحی و رنگ روغن رو هم یاد گرفتم. اما طراحی من هنوز کامل نشده بود که استادم من رو فرستاد به مرحله بعدش یعنی نقاشی. علت اینکه اینقدر روی تمرین طراحی تازه کارها تعصب دارم هم همینه. چون خودم الان دیگه وقت و حوصله ترک بک کردن و استارت طراحی رو ندارم و بیشتر ترجیح می دم از کارم لذت ببرم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="right">* در تکنیک رنگ روغن، رنگ های استفاده شده پودرهای رنگی هستند که در روغن بزرک حل شدند. در این تکنیک از بوم نقاشی، فلم و و پالت و &#8230; استفاده می شه.</p>
<p align="right">** تکنیک اکرلیک مشابه رنگ روغنه با این تفاوت که بجای روغن از آب استفاده می کنند. به همین دلیل خشک شدن بوم نقاشی سریعتره و نقاش آزادی عمل بیشتری داره. خصوصا در اصلاح نقاشی. احیانا عمر تابلو از تابلو های رنگ روغن کمتره و برای همین نقاشان بزرگ غالبا از رنگ روغن استفاده می کردند. در مورد یکسان بودن پودر های رنگی در هر دو شیوه هم اطلاع دقیقی ندارم.</p>
<p align="right"> *** اساتید نقاشی غالبا خیلی برای شاگردهاشون وقت نمی گذارند. خصوصا اگر کلاس گروهی باشه. لم اساتید نقاشی اینه که منتظرشون نشید و تا جا داره ازشون سوال بپرسید!</p>
<p>پی نویس: صبا خانم بانی خیر شدی، من یکمی یاد گذشته کردم دلم باز شد;)</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/51/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیکاسو III!!</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/31</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/31#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Oct 2007 19:53:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[برنامه نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=31</guid>
		<description><![CDATA[از عنفوان جوانی دوست داشتم گرافیک بخونم. اما به دلیل آینده نامعلوم اش از رفتن به هنرستان منصرف شدم و رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کردم. با این آرزو که یک روز هنر رو به صورت آکادمیک ادامه بدم. از اونجا که این دو تا مقوله خیلی با هم جمع نمی شن، هنر این وسط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از عنفوان جوانی دوست داشتم گرافیک بخونم. اما به دلیل آینده نامعلوم اش از رفتن به هنرستان منصرف شدم و رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کردم. با این آرزو که یک روز هنر رو به صورت آکادمیک ادامه بدم. از اونجا که این دو تا مقوله خیلی با هم جمع نمی شن، هنر این وسط فدا شد تا من وارد شاخه فنی شدم. و با این شیوه ای که پیش می ره گمونم نکنم هیچ وقت توان و حتی فرصت ادامه دادن هنر رو داشتم باشم. انتخاب کردم و باید یه راه مشخص رو ادامه بدم، و هرگونه تفکر انحرافی و التقاطی باعث می شه که به مسیر معین نرسم و کلا دیگه هیچی به هیچ چی.</p>
<p>منتهی اتفاق جالبی که افتاده، طوری که این دو تا مقوله نچسب یه جورایی بهم چسبیدن! به صورت اتفاقی و از سر آشنایی با چند تا دوست، تمرکز اصلی ام در حال حاضر روی پردازش تصویره و پروژه پایانی ام کار با رنگ و بافت تصاویر! اگر چه که الان باید قلم مو رو بزنم تو معادل HEX رنگ ها، ولی کاچی به از هیچی!</p>
<p>پیش بینی می شه که در طی همین پروژه با مفاهیم ترکیب رنگ روی صفحه تصویر هم آشنا بشم و احتمالا سبک هنری ای رو پایه ریزی می کنم که مثلا توی اون تابلوها از پشت صفحه تصویر یه جور دیده می شن و در حالت عادی جور دیگه! ؛)</p>
<p>ای بابا! اصلا شما دارید وبلاگ پیکاسو ثالث رو می خونید! D:*</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>همکارای من نصفشون VC کار اند و نصف Delphi کار. گاهی دعوای زرگری راه می اندازند و شروع می کنند به کل کل کردن سر بهتری و بدتری. من کلا به جای تایید و تکذیب فقط می خندم!</p>
<p>- C کامنت دلفیه! اصلا واسه همینه که زود کامپایل می شه!**</p>
<p>+ دلفی واسش قصه ام بگی کامپایل می کنه! تو بگو «امروز رفتم خونه.. آبگوشت خوردم» کامپایل می کنه!</p>
<p>- بچه ها C رو با چی نوشتن؟ خوب با B! (هاهاها! C هم شد اسم!)</p>
<p>+ قراره بورلند یه زبون دیگه ای بده بیرون به اسم لی لی بیت! دلفی و چی؟ لی لی بیت &#8230;</p>
<p>- شما C کارا برنامه می نویسید باگش می زنه سیستم رو crash می کنه! <a href="http://diglloyd.com/bike/blog-images/2006/19/Polar-BlueScreenOfDeath.jpg">blue screen</a> می ده!</p>
<p>+ باگ باید مردونه باشه! باید بزنه kernel رو داغون کنه!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>و از این دست صحبتا که هر وقت یادشون می افتم خنده ام می گیره. امیدوارم حق مطلبو ادا کرده باشم، تا مثل من خنده به لبهاتون بیاد.</p>
<p>نکته انحرافی: از این نوشته مغرضانه معلوم هست که خود من VC کارم!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="right">پی نویس: دلمون واسه یه نفر تنگ شده. کلا.. دور هم باشیم!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>* پیکاسو ثانی لقب دختر خانم دیگریه.</p>
<p>** بعد از پست: تو دلفی کاربرد ; دقیقا مثل c ـه. کاربرد {} برای کامنت کردنه که در c برای بلوکه و این باعث میشه دلفی اکثر کدهای c رو به صورت کامنت ببینه (با تشکر از دوستی که اشتباه منو اصلاح کرد).</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/31/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استفاده از پالت در رنگ روغن</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/12</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/12#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[پالت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=12</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره دلم اومد یه پست مرتبط با اسم و آدرس و اصل وبلاگ بنویسم. و تصمیم دارم هر از گاهی به جای اینکه از خودم و جامعه ام بنویسم کمی هم گریز بزنم به مباحث نقاشی.
زمانی که تو آمار وبلاگ می بینم که پستهای مرتبط با نقاشی توی این وبلاگ از گوگل چقدر لینک داده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">بالاخره دلم اومد یه پست مرتبط با اسم و آدرس و اصل وبلاگ بنویسم. و تصمیم دارم هر از گاهی به جای اینکه از خودم و جامعه ام بنویسم کمی هم گریز بزنم به مباحث نقاشی.</p>
<p align="justify">زمانی که تو آمار وبلاگ می بینم که پستهای مرتبط با نقاشی توی این وبلاگ از گوگل چقدر لینک داده شده، از طرفی خوشحال می شم و از طرفی متأسّف. خوشحال می شم از اینکه توی این زمینه یه کار مثبت کردم و متأسّف از اینکه اینقدر منابع فارسی در این زمینه کمه.</p>
<p align="justify">با این مقدمه می خوام بگم که اگه از این چیزایی که نوشتم سر در نیاوردید و حوصله تون سر رفت، به امید ارتقای فرهنگ و هنر این مملکت هم که شده تحمل کنید. به این امید که مطالبی که مورد نیاز نقاشای این مملکته اما تو دکون هیچ عطار دم دستی پیدا نمی شه رو توی این وبلاگ کلکسیون کنم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">توی وبگردی ام <a href="http://www.buzzle.com/editorials/2-24-2006-89742.asp">مطالبی</a> پیدا کردم در باره مدیریت کردن رنگ ها روی پالت. خود من توی استفاده از پالتم گاهی به مشکل فضا بر می خورم، پالت کوچک توی دست راحت تر جا می گیره، اما فضای کمتری برای ترکیب رنگ داره. و تمیز کردن اون هم مشکل بزرگیه، و گاهی انقدر این مشکل حاد می شه که مجبور می شم از یه پالت جدید استفاده کنم.</p>
<p align="justify">توی این صفحه چند تا توصیه درباره استفاده مناسب از پالت آورده شده، اگرچه چند تاشو من قبول ندارم اما برای کامل بودن مطلب همشون می آرم اینجا؛ یه چیزایی هم خودم بهش اضافه کردم:</p>
<p align="right"><img src="http://www.buzzle.com/img/articleImages/191725-41med.jpg" align="absmiddle" border="1" height="172" hspace="5" vspace="5" width="257" /></p>
<p align="justify">۱٫ از پالت مناسب استفاده کنید.پالت رنگ روغن باید طوری باشه که خلل و فرج نداشته باشه، در غیر این صورت روغن رنگ رو به خودش جذب می کنه و طول مدتی که می تونید از رنگ روی پالت استفاده کنید کوتاه می شه، در ضمن به قلم موهاتون (خصوصا قلم موی زبر) آسیب می زنه.</p>
<p align="justify">پالت های پلاستیکی و یا چوبی صیقل خورده برای رنگ روغن مناسبترینند. هرچه پالت بزرگتر باشه فضای ترکیب رنگ بیشتری رو در اختیارتون قرار می ده، اما سنگین تره (مخصوصا اگر چوبی باشه) و اگر عادت دارید پالت رو توی دست بگیرید، ممکنه نگهداری اش توی دست در طولانی مدت خسته تون کنه و انگشت شست رو دفرمه کنه (البته که لزومی نداره پالت رو با شست دستتون بگیرید)</p>
<p align="justify">۲٫ رنگ های کمی رو روی پالت بگذارید. در هر مرحله از نقاشی، رنگ های مورد نیاز اون مرحله رو روی پالت بگذارید تا هم رنگ کمتری مصرف کنید و هم اینکه فضای بیشتری برای ترکیب رنگ داشته باشید.</p>
<p align="justify">۳٫ رنگ ها رو دور لبه پالت بگذارید و در وسط پالت فضا رو برای ترکیب اونها خالی کنید.</p>
<p align="justify">۴٫ رنگ ها رو به جای اینکه به صورت یک گلوله (اندازه هسته آلبالو) روی پالت بگذارید، به صورت کشیده (مثل هسته خرما) روی پالت بگذارید. رنگ ها رو به طور عمود به لبه ی پالت (با زاویه ۸۹٫۹ درجه <img src="http://www.persianblog.com/editor/images/smilies/05.gif" />) روی پالت بگذارید. این کار باعث می شه تا در طی مدت نقاشی رنگ ها بی خود با هم قاطی نشن و بتونید مدت زیادی ازشون استفاده کنید.</p>
<p align="left"><img src="http://www.learn-to-draw-and-paint.com/images/palette-photo.jpg" align="absmiddle" border="1" height="178" hspace="5" vspace="5" width="262" /></p>
<p align="justify">۵٫ هر از گاهی وسط پالت رو با دستمال پاک کنید تا به مشکل بزرگ پاک کردن رنگهای خشک شده روی پالت برنخورید. می تونید از کمی روغن برای اینکار استفاده کنید.</p>
<p align="justify">۶. چیزی که به تازگی کشف کردم اینه که اگر قبل از اینکه رنگ بگذارید، روی پالت رو با روغن بزرک بپوشونید، موقع شستن اون، رنگ های خشک شده به راحتی از روی پالت جدا می شند و دیگه نیازی به آب و صابون و سیم ظرفشویی و این جور چیزا نخواهید داشت!</p>
<p align="justify">اگر از رنگ های غلیظ استفاده می کنید که این کار مفیدتر خواهد بود. چون به هر حال باید رنگ رو با روغن مخلوط کنید. بنابراین چه بهتر که از اول این کارو بکنید تا پرتی رنگ هم نداشته باشید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p align="justify"><img src="http://www.gamblincolors.com/oil.painting.techniques/img/palglaze.jpg" style="width: 187px; height: 132px" align="absmiddle" border="1" height="132" hspace="5" vspace="5" width="187" /></p>
<p align="justify">این آقای نویسنده برای تازه کارها یه تعداد رنگ رو معرفی کرده که غالبا در شروع کارشون روی پالت بگذارن، اما من توصیه نمی کنم، این چیزها کاملا حسیه و اگه هر مرحله از نقاشی رو بخواین با دستورالعمل پیش برین هرگز نقاش خوبی نخواهید شد. به هر حال من اونها رو اینجا می آرم:</p>
<p align="left">Yellow Ochre, Cadmium Yellow Pale, Alizarin Crimson, Cadmium Orange, Phthalo Blue, Burnt Sienna, Burnt Umber, Cadmium Red Medium, Phthalo Green, Titanium White, Ivory Black</p>
<p align="justify">رنگ های ایرانی غالبا این اسم ها رو به فارسی روی تیوبهاشون می نویسن. از برندهای خارجی هم سری Winton این اسامی رو ذکر می کنه. سعی کنید این اسامی رو به خاطر بسپارید.</p>
<p align="justify">در مورد رنگ توضیح بدم که، اگرچه برند های خارجی رو اقلا به دوبرابر قیمت توی ایران پیدا می کنید، اما ترجیحا برای آموزش نقاشی از این برندها مخصوصا Winton استفاده کنید. نگذارین دستتون به رنگهای نامناسب عادت کنه.</p>
<p align="justify">یه ست نیمه کامل Winton حدودا ۴۰ تا ۶۰ هزار تومن در می آد، اما می تونید مدت زیادی ازشون استفاده کنید. برای رنگ سفید که استفاده زیادی داره، تیوبهای ۶۰ میلی لیتری و بلکه بزرگتر وجود داره، که می تونید توی فروشگاه «ترسیم» (روبروی دانشگاه تهران) خریداری کنید.</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/12/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرتضی ممیز &#8211; پدر گرافیک ایران</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/11</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/11#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[مرتضی ممیز]]></category>
		<category><![CDATA[ممیز]]></category>
		<category><![CDATA[گرافیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=11</guid>
		<description><![CDATA[استاد مرتضی ممیز متولد هزار و سیصد پانزده در تهران است. در سال ۱۳۴۴ با عنوان دانشجوی ممتاز از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی بانی رشته‌ی گرافیک این دانشکده و از سال ۱۳۴۷ مدرس آن بود. همچنین دارای گواهینامه طراحی غرفه و ویترین و معماری داخلی از مدرسه عالی هنرهای تزئینی پاریس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">استاد مرتضی ممیز متولد هزار و سیصد پانزده در تهران است. در سال ۱۳۴۴ با عنوان دانشجوی <img src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2004/02/20040214134352graphic1.jpg" align="left" border="0" hspace="10" vspace="10" />ممتاز از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی بانی رشته‌ی گرافیک این دانشکده و از سال ۱۳۴۷ مدرس آن بود. همچنین دارای گواهینامه طراحی غرفه و ویترین و معماری داخلی از مدرسه عالی هنرهای تزئینی پاریس نیز بود.</p>
<p align="justify">ممیز در اعتلای هنر طراحی و گرافیک ایران نقشی بسیار مهم دارد. او از دهه‌ی چهل که کار طراحی «کتاب هفته»، به سردبیری احمد شاملو را آغاز کرد تا واپسین روزهای حیات، با طراحی بسیاری از مجله‌های کشور (از جمله نگین، رودکى، سینما، معمارى و هنر ایران، کلک، نگاه نو، گفت وگو، پیام امروز و &#8230;) نه تنها کارنامه‌ی پرباری از خود به‌جا گذاشت که با آموزش چند نسل از گرافیست‌های ایران نقشی مهم در ارتقاء این هنر به عنوان هنری مستقل نیز داشته است.</p>
<p align="justify">او که پدر گرافیک ایران لقب گرفته با شناخت هنر مدرن و تلفیق آن با سمبولهای تاریخی ایران توانست گرافیک ایران را بومی کند او اولین کتابهای آموزشی این هنر را در ایران نوشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد.</p>
<p align="right">در یک نگاه می توان فعالیت های ممیز را به سه دسته تقسیم کرد:</p>
<p align="justify">* طراحی گرافیک از سال ۱۳۳۶ تاکنون<br />
* طراحی صحنه و لباس از ۱۳۴۷<br />
* کارگردانی و طراحی سه فیلم کوتاه</p>
<p align="justify">وی در سن ۶۹ سالگی در روز شنبه پنجم آذر ماه ۱۳۸۴ برابر ۲۶ نوامبر ۲۰۰۵ در تهران در گذشت.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">      <img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/11/161519_orig.jpg" align="texttop" border="0" height="501" hspace="0" width="298" /></p>
<p align="right">      تصویری از مراسم تدفین این هنرمند</p>
<p align="justify"> ادامه دارد.</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p style="direction: rtl" align="justify">منابع:</p>
<ul>
<li><a href="http://stargan3.blogfa.com/">http://stargan3.blogfa.com/</a></li>
<li><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/02/050217_pm-pa-momayez1.shtml">http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/02/050217_pm-pa-momayez1.shtml</a></li>
<li><a href="http://www.farsi.se/Gy_boken/momayez.htm">http://www.farsi.se/Gy_boken/momayez.htm</a></li>
<li><a href="http://www.pendar.net/main1.asp?a_id=2909">http://www.pendar.net/main1.asp?a_id=2909</a></li>
<li><a href="http://www2.dw-world.de/persian/kultur/kunst/1.162902.1.html">http://www2.dw-world.de/persian/kultur/kunst/1.162902.1.html</a></li>
<li><a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=259173">http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=259173</a></li>
</ul>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/11/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
