<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; نقاشی یا طراحی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d9%85%db%8c/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>شروع نقاشی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/101</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/101#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 May 2008 13:21:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/101</guid>
		<description><![CDATA[توی کامنتای قدیمی چند تا کامنت دیدم درباره اینکه ملت بعضا متمایل به استارت نقاشی هستند اما نمی دونند از کجا. بچه های روغن نباتی. خوب من چطور شروع کردم.
- &#8211; -
اون زمانا حدودا سال دوم دبیرستان، کلاس می رفتم و یه روزی از روزا استادم بهم وعده داده بود که از جلسات بعد می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>توی کامنتای قدیمی چند تا <a href="http://tarsimm.com/archives/51" mce_href="http://tarsimm.com/archives/51">کامنت </a>دیدم درباره اینکه ملت بعضا متمایل به استارت نقاشی هستند اما نمی دونند از کجا. بچه های روغن نباتی. خوب من چطور شروع کردم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>اون زمانا حدودا سال دوم دبیرستان، کلاس می رفتم و یه روزی از روزا استادم بهم وعده داده بود که از جلسات بعد می تونم رنگ روغن رو شروع کنم.  تو همین اثنا باید کنکور آزمایشی دانشگاه آزاد می دادم.</p>
<p>سر جلسه نشسته بودم، و از اونجایی که نمی تونستم تستا رو بزنم برگه رو پشت و رو کردم و شروع کردم به طرح زدن از صندلی فلزی طرفی که جلوم نشسته بود، و هم چنین کتاب و لباس و دفتر و دستکش. یادمه مراقبه اومد بالای سرم و بهم گفت که چرا نمیرم کنکور هنر بدم و اینکه اصلا اینجا اومدم چه کار و حالا بیا توجیه کن که نگذاشتن هنر بخونی و از این صحبتا.</p>
<p>خلاصه کنکور تموم شد و بابا اینا اومدن دنبالم، به پدرم گفتم که می خوام وسیله نقاشی بگیرم. بابا هم استقبال کرد و رفتیم یه مغازه ای توی منوچهری که از بس دوره من هیچ وقت برای دومین بار نرفتم اونجا.</p>
<p>حدودای ۸ شب توی ترافیک جمهوری رسیدیم به مغازه هه. بابا به فروشنده گفت که من تازه می خوام نقاشی رو شروع کنم و نمی دونم که چی باید بگیرم. فروشنده هم <u>یه بوم خیلی کوچیک</u>، <u>یه دسته قلم موی تمام زبر چینی</u> که هنوز یکی شونو دارم، <u>یه جعبه رنگ </u>درنا یا یه مارک ایرانی دیگه (لطفا سراغشون نرید)، <u>یه شیشه روغن بزرک</u> و <u>یه دونه تربانتین</u> (برای شستن قلم مو)، یه دونه <u>جا روغنی</u> و <u>یه پالت پلاستیکی</u> گذاشت. واسه بار اول بیشتر از اینا لازم نمی شه.</p>
<p>خلاصه شب اومدم خونه و دقیقا همون صحنه ای رو که اتود زده بودم و تحویل مراقب داده بودم رو نقاشی کردم، با یه دونه گلدون گل اضافه کنارش که یکمی مفهومی تر بشه. کل کارم هم با قلم زبر بود.</p>
<p>بعد از اون هم استاد اون زمان که برای هر یک کلمه حرفش باید بهش کرایه می دادی چیز خاصی یادم نداد. کلن استادای نقاشی اینجوری ان. از اون سال تا سال سوم دانشگاه بدون استاد کار می کردم. بعدها هم همیشه سعی کردم اگه کلاس می رم شاگرد خوبی برای استادم باشم و یک کم از بار کم کاری کلاس رو هم روی دوش بگیرم.</p>
<p align="center"> &#8211; - -</p>
<p>اینم استارت نقاشی، نه هیچ تکنیکی لازمه، نه چیز دیگه. فقط یکم ذوق و سلیقه می خواد، و شاید جسارت.</p>
<p align="right">پیشنهاد می کنم هیچ وقت برای هیچ چیزی به استاد تکیه نکنید. درسته که استاده اما خودش در کنار هنرجو داره یاد می گیره، این قانون استاد بودنه. هیچ کس هیچ چیزی رو نمی دونه مگر پای عمل (این جمله هم مال کوئلیو بود). این امکان رو به استادتون بدید که به خاطر این مساله راحت تر باشه و از اینکه استاده و موظفه همه چیز رو بدونه احساس شرمندگی نکنه.</p>
<p align="right">- &#8211; -</p>
<p align="right">پی نویس۱: پست قدیمی است.</p>
<p align="right">&nbsp;پی نویس ۲: در کمال جسارت قصد دارم در اولین فرصت تصویر تابلوی مزبور رو به این پست سنجاق کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/101/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در باب تحولات نقاشی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/95</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/95#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 20:35:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپرسیونیزم]]></category>
		<category><![CDATA[امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوسیالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سیزده دیوانه و یک زن]]></category>
		<category><![CDATA[فئودالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[پست امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[کلود مونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/95</guid>
		<description><![CDATA[مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های واقع گرا مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های<a href="http://tarsimm.com/archives/7"> واقع گرا</a> مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و ثروت را از پدر به ارث می برد و در نتیجه قانون در مخفی ترین گوشه های زندگی انسان حکم فرما بوده.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="200" src="http://www.nmm.ac.uk/mag/images/200/BHC2818_200.jpg" hspace="5" height="315" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Rear-Admiral Richard Kempenfelt, 1718-82&#8243; by <span class="body">Tilly Kettle (</span><span class="body">1782</span><span class="body">)</span></em></p>
<address></address>
<p align="justify">دنیای <a href="http://tarsimm.com/archives/10">احساس گرا</a> مقارن با انقلابات وتظاهرات کارگری بر علیه دنیای سرمایه داری شد؛ در این زمان هر شخص حق اظهار نظر و اظهار وجود می یافت و از این رو رفته رفته جامعه خود را برای تشنج آماده می کرد. قانون مندی معنای دیگری می یافت و به جای حفظ امنیت بخشی از جامعه، به کل جامعه تعمیم می یافت. سطح فشار و استرس جامعه افزایش یافت و در این زمان بود که نقاشان احساس گرا از کنج کارگاه های نقاشی خارج شده و متوجه دامان طبیعت ، زندگی روزمره افراد و حتی خیابان ها شدند. یک نقاش در این زمان احساس خود را بدون تردید در اثر نقاشی دخالت می داد و برای تغلیظ این احساس، سوژه را نه در خیال خود که با الهام از دنیای اطراف می پروراند. از هنرمندانی نظیر مونه و پیزارو می توان نام برد که در جزو اولین افرادی بودند که جسارت ارائه چنین سبکی را به دنیای واقع گرا پیدا کردند. سبک های دیگری موسوم به فوویسم نیز در این زمان شکل گرفت.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" src="http://www.penwith.co.uk/artofeurope/pissarro_montmartre_night.jpg" hspace="5" style="width: 314px; height: 264px" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Boulevard Montmartre at Night&#8221; by Camil Pissarro (1897)</em></p>
<p align="justify">کم کم با روایج آزادی عقاید، سبک های نقاشی از سطح احساس گرا آمیخته به واقعیت فاصله گرفتند و سبک هایی موسوم به <a href="http://tarsimm.com/archives/10">پست امپرسیون </a>بنا نهاده شد که می توان <a href="http://www.vangoghgallery.com/painting/">ونگوک </a>را از پیشگامان و هنرمندان برجسته این سبک نام برد.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: center"><img width="260" src="http://tarsimm.com/wp-content/uploads/2008/04/300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" alt="300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" height="328" /></p>
<p align="center" dir="ltr"><em>&#8220;The Church at Auvers&#8221; by Vincent van Gogh</em></p>
<p align="justify">در سال های بعد هنرمندانی نظیر پیکاسو به همراه همکار خود سبکی موسوم به کوبیسم را پایه گذاری کردند که هدف اصلی آن نقض یا به نظر من به سخره گرفتن قوانین بود، این دو نفر اثبات کردند که آن چیز که مهم است حسی است که از اثر هنری به بیننده القا می شود، منشا این حس دنیای خارج نیست، بلکه حس و دید و تفکر نقاش است.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="271" src="http://www.artinliverpool.com/blog/images/oct07/PICASSO-Weeping-Woman.jpg" hspace="5" height="347" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Weeping Woman&#8221; by Pablo Picasso (1937)</em></p>
<p align="justify">کم کم نقاشان و هنرمندان خود را از داشتن پشتوانه سنتی و کلاسیک بی نیاز دانستند و به نوع تایید شخصی و گروهی را ملاک تولید و ارزش گذاری آثار خود کردند. این سبک ها به طور کلی پست مدرن نامیده می شوند. از دید من کاری که من نپسندم اما مشهور باشد اثر پست مدرن نامیده می شود. در برخی از این آثار شکستن قوانین و تابوهای نقاشی یا حتی عرفی به وضوح دیده می شود. امروزه اکثر هنرمندان و دلالان آثار هنری به این گونه سبک ها متمایل شده اند. این آثار اگرچه همانند کارهای واقع گرا حض بصری ندارند اما نشان دهنده درگیری و حس قوی هنرمند با هنر خود هستند. خلق این گونه آثار به گونه ای که دنباله دار و نه اتفاقی باشد کار دشواری است. در حقیقت شیوه ای خارج از شیوه های معمول برای بروز احساس به گونه ای در طولانی مدت با شکست مواجه نشود و در برخی شرایط نقاش قادر به ادامه آن باشد.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="253" src="http://www.mtholyoke.edu/offices/artmuseum/news/f03/images/WARHOL.jpg" hspace="5" height="196" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>Photo of arranged shoes by <a href="http://www.warhol.org/">Andy Warhol </a>(1928 &#8211; 1987)</em></p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">درج و اقتباس از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/95/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طراحی &#8211; رنگ روغن &#8211; اکرلیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/51</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/51#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Dec 2007 13:36:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اکریلیک]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/51</guid>
		<description><![CDATA[صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:
 من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.
از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:</p>
<blockquote><p> من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.</p></blockquote>
<p>از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم و حال و هواشو حتی اراذل هنرمند مابش هم تنگ شده و از طرف دیگه خیلی وقته پست هنری ننوشتم، جوابش رو اینجا می نویسم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یادمه اون زمانا که کلاس نقاشی می رفتم شاگرد حرف گوش کن استادم بودم و کارهام بی اغراق جزو کارهای خوب  کلاس بود. استادم شوخی یا جدی می گفت که من رو آسیستان خودش می کنه اما من زیر بار سر و کله زدن با شاگرد جماعت نمی رفتم، جز زمانایی که بچه ها از پس یه گوشه از تابلوشون بر نمی اومدن که بی سر و صدا کارشون رو راه می اندختم.</p>
<p>یه روز مجبور شدم کل طراحی یه تابلوی ۱۰۰ در ۷۰ یه هنرجو رو بکشم تا اون روش رنگ بگذاره. اولا که ستمی بود برای خودش، ثانیا اینکه به نظر خودم نقاشی کردن اون تابلو هیچ لذتی برای صاحبش نداشت. تابلو مال دختری بود که نمی خواست پیش از نقاشی طراحی رو شروع کنه، و یک راست می خواست بره سراغ رنگ روغن. دختر محترمی نبود وگرنه نصیحتش می کردم. حاضر بود کف زمین رو طی بکشه اما طراحی نکنه!</p>
<p>بعد از اون دیگه یه جاهایی تو کار استادم دخالت می کردم: زمانایی که شاگردهای جدید با استادم سر این مساله که<strong> از طراحی خوششون نمی آد و می خوان بی مقدمه برن سراغ رنگ روغن</strong>، بحث می کردن! اون موقع به عنوان پیش کسوت سعی می کردم شاگرد جدید رو مجاب کنم که این ظلم رو در حق خودش روا ندونه و گام به گام مراحل نقاشی رو طی کنه. اول طراحی و بعد نقاشی.</p>
<p>در اصل طراحی و نقاشی از هم جدا نیستند، بلکه طراحی لازمه ی نقاشیه.  شما اگر خداوندگار رنگ روغن باشید و توی ترکیب رنگ و استفاده از ابزار نقاشی به مهارت برسید اما درعوض طراحی تون مشکل داشته باشه، حداقل دو برابر مدتی که باید، نقاشی تون رو تموم می کنید، و در ضمن ممکنه اون چیزی که باید نباشه. برای همینه که خیلی از اونهایی که ید طولایی در نقاشی دارن بعد از مدتی قاطی تازه کارها می شینند و کوزه و پارچه و قوری و قندون می کشن.</p>
<p>طراحی ممکنه در ابتدا کار جذابی نباشه اما زمانی که حرفه ای شدید قول می دم از کارتون بسیار بسیار لذت خواهید برد و نقاشی رو با اعتماد به نفس بهتری شروع خواهید کرد. فقط لازمه کمی صبور باشید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>در مورد اینکه بعد از طراحی استارت کار از کجا زده بشه، دوتا استاد من سخت گیر بودند و اجازه خشک کار کردن (اکریلیک) رو ندادند و من کار نقاشی رو با رنگ روغن شروع کردم. دل خوشی ازشون ندارم اما قدردان هردوشون هستم.***</p>
<p>این مساله یه جورایی دو پله یکی کردنه. اما من اگر از اکریلیک شروع می کردم احتمالا موقعی که از رنگ روغن دلسرد می شدم به اکریلیک پناه می بردم و این باعث می شد که رنگ روغنم کامل نشه. به هر حال هر هنرمندی دوست داره سریعا تلاشش به نتیجه برسه.</p>
<p>اگر کار رنگ روغن رو تموم کنید اکریلیک براتون کمی کودکانه به حساب می آد.  بازهم بستگی داره که به چه شیوه ای بخوهید نقاش بشید و چقدر از خودتون انتظار دارید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یه توضیح در مورد اینکه من چه طوری نقاشی رو یاد گرفتم. با این پیش فرض بخونید که خیلی اهل فروتنی نیستم!</p>
<p>من خودم رو در جایگاهی که دوست داشتم، یعنی یک خانم نقاش تصور کردم، از تصوراتم اعتماد به نفس گرفتم و طی دو ترم ناپیوسته به فاصله یک سال طراحی (مداد، زغال، کنته، راپید یا همون قلم فلزی و سایر) و نقاشی (رنگ روغن، مداد رنگی) رو دست و پا شکسته پیش استادم شروع کردم. حدود ۵-۶ سال بعد هم طی دو سال پیاپی پیش استاد دیگری تمرین کردم و تکنیک های آکادمیک طراحی و رنگ روغن رو هم یاد گرفتم. اما طراحی من هنوز کامل نشده بود که استادم من رو فرستاد به مرحله بعدش یعنی نقاشی. علت اینکه اینقدر روی تمرین طراحی تازه کارها تعصب دارم هم همینه. چون خودم الان دیگه وقت و حوصله ترک بک کردن و استارت طراحی رو ندارم و بیشتر ترجیح می دم از کارم لذت ببرم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="right">* در تکنیک رنگ روغن، رنگ های استفاده شده پودرهای رنگی هستند که در روغن بزرک حل شدند. در این تکنیک از بوم نقاشی، فلم و و پالت و &#8230; استفاده می شه.</p>
<p align="right">** تکنیک اکرلیک مشابه رنگ روغنه با این تفاوت که بجای روغن از آب استفاده می کنند. به همین دلیل خشک شدن بوم نقاشی سریعتره و نقاش آزادی عمل بیشتری داره. خصوصا در اصلاح نقاشی. احیانا عمر تابلو از تابلو های رنگ روغن کمتره و برای همین نقاشان بزرگ غالبا از رنگ روغن استفاده می کردند. در مورد یکسان بودن پودر های رنگی در هر دو شیوه هم اطلاع دقیقی ندارم.</p>
<p align="right"> *** اساتید نقاشی غالبا خیلی برای شاگردهاشون وقت نمی گذارند. خصوصا اگر کلاس گروهی باشه. لم اساتید نقاشی اینه که منتظرشون نشید و تا جا داره ازشون سوال بپرسید!</p>
<p>پی نویس: صبا خانم بانی خیر شدی، من یکمی یاد گذشته کردم دلم باز شد;)</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/51/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
