<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; سبک های نقاشی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d9%85%db%8c/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>در باب تحولات نقاشی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/95</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/95#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 20:35:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپرسیونیزم]]></category>
		<category><![CDATA[امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوسیالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سیزده دیوانه و یک زن]]></category>
		<category><![CDATA[فئودالیسم و نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[پست امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[کلود مونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/95</guid>
		<description><![CDATA[مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های واقع گرا مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">مبدا پیدایش سبک های موسوم به امپرسیونیسم در ادبیات و هنر، با انقلابات سوسیالیستی به نظر چندان بی تقارن نمی آید. در حیطه نقاشی، با کمی دقت می توان دریافت که هنرمندان سبک های<a href="http://tarsimm.com/archives/7"> واقع گرا</a> مزدور و جیره خور دنیای فئودال بوده اند، دنیایی استبدادی تحت مدیدریت خانواده های پدرسالار که پسر نام و ثروت را از پدر به ارث می برد و در نتیجه قانون در مخفی ترین گوشه های زندگی انسان حکم فرما بوده.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="200" src="http://www.nmm.ac.uk/mag/images/200/BHC2818_200.jpg" hspace="5" height="315" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Rear-Admiral Richard Kempenfelt, 1718-82&#8243; by <span class="body">Tilly Kettle (</span><span class="body">1782</span><span class="body">)</span></em></p>
<address></address>
<p align="justify">دنیای <a href="http://tarsimm.com/archives/10">احساس گرا</a> مقارن با انقلابات وتظاهرات کارگری بر علیه دنیای سرمایه داری شد؛ در این زمان هر شخص حق اظهار نظر و اظهار وجود می یافت و از این رو رفته رفته جامعه خود را برای تشنج آماده می کرد. قانون مندی معنای دیگری می یافت و به جای حفظ امنیت بخشی از جامعه، به کل جامعه تعمیم می یافت. سطح فشار و استرس جامعه افزایش یافت و در این زمان بود که نقاشان احساس گرا از کنج کارگاه های نقاشی خارج شده و متوجه دامان طبیعت ، زندگی روزمره افراد و حتی خیابان ها شدند. یک نقاش در این زمان احساس خود را بدون تردید در اثر نقاشی دخالت می داد و برای تغلیظ این احساس، سوژه را نه در خیال خود که با الهام از دنیای اطراف می پروراند. از هنرمندانی نظیر مونه و پیزارو می توان نام برد که در جزو اولین افرادی بودند که جسارت ارائه چنین سبکی را به دنیای واقع گرا پیدا کردند. سبک های دیگری موسوم به فوویسم نیز در این زمان شکل گرفت.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" src="http://www.penwith.co.uk/artofeurope/pissarro_montmartre_night.jpg" hspace="5" style="width: 314px; height: 264px" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Boulevard Montmartre at Night&#8221; by Camil Pissarro (1897)</em></p>
<p align="justify">کم کم با روایج آزادی عقاید، سبک های نقاشی از سطح احساس گرا آمیخته به واقعیت فاصله گرفتند و سبک هایی موسوم به <a href="http://tarsimm.com/archives/10">پست امپرسیون </a>بنا نهاده شد که می توان <a href="http://www.vangoghgallery.com/painting/">ونگوک </a>را از پیشگامان و هنرمندان برجسته این سبک نام برد.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: center"><img width="260" src="http://tarsimm.com/wp-content/uploads/2008/04/300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" alt="300px-leglise_dauvers-sur-oise.jpg" height="328" /></p>
<p align="center" dir="ltr"><em>&#8220;The Church at Auvers&#8221; by Vincent van Gogh</em></p>
<p align="justify">در سال های بعد هنرمندانی نظیر پیکاسو به همراه همکار خود سبکی موسوم به کوبیسم را پایه گذاری کردند که هدف اصلی آن نقض یا به نظر من به سخره گرفتن قوانین بود، این دو نفر اثبات کردند که آن چیز که مهم است حسی است که از اثر هنری به بیننده القا می شود، منشا این حس دنیای خارج نیست، بلکه حس و دید و تفکر نقاش است.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="271" src="http://www.artinliverpool.com/blog/images/oct07/PICASSO-Weeping-Woman.jpg" hspace="5" height="347" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>&#8220;Weeping Woman&#8221; by Pablo Picasso (1937)</em></p>
<p align="justify">کم کم نقاشان و هنرمندان خود را از داشتن پشتوانه سنتی و کلاسیک بی نیاز دانستند و به نوع تایید شخصی و گروهی را ملاک تولید و ارزش گذاری آثار خود کردند. این سبک ها به طور کلی پست مدرن نامیده می شوند. از دید من کاری که من نپسندم اما مشهور باشد اثر پست مدرن نامیده می شود. در برخی از این آثار شکستن قوانین و تابوهای نقاشی یا حتی عرفی به وضوح دیده می شود. امروزه اکثر هنرمندان و دلالان آثار هنری به این گونه سبک ها متمایل شده اند. این آثار اگرچه همانند کارهای واقع گرا حض بصری ندارند اما نشان دهنده درگیری و حس قوی هنرمند با هنر خود هستند. خلق این گونه آثار به گونه ای که دنباله دار و نه اتفاقی باشد کار دشواری است. در حقیقت شیوه ای خارج از شیوه های معمول برای بروز احساس به گونه ای در طولانی مدت با شکست مواجه نشود و در برخی شرایط نقاش قادر به ادامه آن باشد.</p>
<p align="justify" style="text-align: center"><img vspace="5" width="253" src="http://www.mtholyoke.edu/offices/artmuseum/news/f03/images/WARHOL.jpg" hspace="5" height="196" /></p>
<p align="justify" style="text-align: center" dir="ltr"><em>Photo of arranged shoes by <a href="http://www.warhol.org/">Andy Warhol </a>(1928 &#8211; 1987)</em></p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">درج و اقتباس از مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/95/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امپرسیونیزم</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/10</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/10#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[امپرسیونیزم]]></category>
		<category><![CDATA[امپرسیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رئالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[سیزده دیوانه و یک زن]]></category>
		<category><![CDATA[کلود مونه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=10</guid>
		<description><![CDATA[در قرن نوزدهم و بعد از اختراع دوربین عکاسی، برخی نقاشان از برخورد واقع گرایانه با دنیای اطراف رو گردانده و به سوی روش های دیگری برای خلق آثار هنری خود متمایل شدند. این روند طی سال های ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ در نمایشگاه های نقاشی گروهی از هنرمندان مشهود بود. این گروه از نقاشان شیوه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="links" dir="rtl" align="justify">در قرن نوزدهم و بعد از اختراع دوربین عکاسی، برخی نقاشان از برخورد واقع گرایانه با دنیای اطراف رو گردانده و به سوی روش های دیگری برای خلق آثار هنری خود متمایل شدند. این روند طی سال های ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ در نمایشگاه های نقاشی گروهی از هنرمندان مشهود بود. این گروه از نقاشان شیوه نقاشی خود را از مجمع نقاشان پاریس که به Salon معروف بود جدا کردند و از شیوه های ابداعی خود برای خلق آثار جدید بهره بردند و به دلیل همین سنت شکنی از سوی Salon به «سیزده دیوانه و یک زن» معرفی شدند. افرادی نظیر:<br />
<a href="http://artchive.com/artchive/M/monet.html" target="_blank">Claude Monet</a>، <a href="http://artchive.com/artchive/R/renoir.html" class="links" target="_blank">August Renoir</a>، <a href="http://artchive.com/artchive/M/morisot.html" class="links" target="_blank">Berthe Morisot</a> و <a href="http://artchive.com/artchive/C/cassatt.html" class="links" target="_blank">Mary Cassatt</a>.</p>
<p class="links" dir="rtl" align="justify">این افراد به امپرسیونیست ها یا ادراک گرا ها (Impressionists) معروف شدند چرا که از دید جراید آن زمان هنرمندانی بودند که در هنر خود به ادراک شخصی (Impressions) و طرح خلاصه ی اشیا (Sketch) اکتفا می کردند. در جای دیگری خواندم که واژه ی امپرسیونیسم از آن جا به این موومان هنری اطلاق شد که یکی از اولین کارهای Claude Monet در این سبک به نام «Impression Sunrise» بود.</p>
<p><a href="http://www.ibiblio.org/wm/paint/auth/monet/first/impression/sunrise.jpg"></a></p>
<p dir="rtl" align="justify"><img src="http://www.artchive.com/artchive/m/monet/thumb/sunrise.jpg" align="left" border="0" hspace="10" vspace="10" /></p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="justify">Monet, Claude<br />
<a href="http://www.ibiblio.org/wm/paint/auth/monet/first/impression/sunrise.jpg" class="links" target="_blank">Impression, Sunrise</a><br />
1872<br />
Oil on canvas<br />
48 x 63 cm (19 x 24 3/8&#8243;)<br />
Musee Marmottan, Paris</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">در آثار امپرسیونیسم، دقت و ظرافتی که در کارهای رئالیسم وجود دارد دیده نمی شود، در حقیقت نقاش خود را نیازمند آن نمی بیند تا برای ارایه ی تفکر خود، تنها از تکنیک عالی بهره ببرد، بلکه آن چه را که از اشیا، طبیعت و یا زندگی روزمره درک می کند را به شیوه ی خاص خود روی بوم پیاده می کند. و این هنری است که از تکنیک عالی نقاشی فراتر ست. برای خلق آثار امپرسیونیسم، باید پله های رئالیسم را طی کرده باشیم. شاید اگر واژه ظرافت را از مرز دید فراتر برده و به مرز ذهن نزدیک تر کنیم، کارهای امپرسیونیسم را بتوان ظریف تر از کارهای رئالیسم برشمرد.</p>
<p dir="ltr" align="justify"><img src="http://www.artchive.com/artchive/c/cezanne/thumb/bluevase.jpg" align="left" border="0" hspace="10" vspace="10" /></p>
<p dir="ltr" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="justify"><a href="http://artchive.com/artchive/C/cezanne.html" class="links" target="_blank">Cezanne, Paul</a><br />
<a href="http://www.artchive.com/artchive/c/cezanne/bluevase.jpg" class="links" target="_blank">Le vase bleu (The Blue Vase)</a><br />
c. 1885-87<br />
Oil on canvas<br />
24 x 19 5/8 in. (61 x 50 cm)<br />
Musee d&#8217;Orsay, Paris</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">تفاوت امپرسیونیسم و رئالیسم را می توان در یک مثال نشان داد. فرض کنیم برای بیان یک مفهوم جمله ای را به صورت خام ادا کنیم (رئالیسم) و یا آن را با افزودن آرایه های ادبی تغییر دهیم (امپرسیونیسم). هنر در آن است که در شیوه ی دوم مفهوم جمله تغییر نکند، و این همان نقطه ی عطفی است که در آثار هنرمندان ادراک گرا دیده می شود.</p>
<p dir="rtl" align="justify">توضیح: در این نوشتار رئالیسم به کلیه ی سبک های واقع گرا اشاره می کند و به یک دوره ی زمانی مشخص محدود نمی شود.</p>
<p>- &#8211; -</p>
<p dir="rtl" align="justify">مراجع:</p>
<ul>
<li><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Impressionism">http://en.wikipedia.org/wiki/Impressionism</a></li>
<li><a href="http://www.artchive.com/artchive/impressionism.html">http://www.artchive.com/artchive/impressionism.html</a></li>
</ul>
<p dir="rtl" align="justify">- &#8211; -</p>
<p dir="rtl" align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/10/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کلاسیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/9</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/9#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[باروک]]></category>
		<category><![CDATA[تقارن]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رامبراند]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک باروک]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نه نقطه]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=9</guid>
		<description><![CDATA[درک من از دنیای کلاسیک، دنیایی متمایل به تعادل و تقارن است. در زمانه ی کلاسیک (دنیای قدیم، دنیایی که به فراموشی سپرده شده) مردم گرایش بسیار زیادی به تقارن در امور سمعی یا بصری داشتند. تقارن چیزی است که به انسان حس آرامش می دهد، و موظف است تا به نیابت هنرمند، اعتماد ناخودآگاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify">درک من از دنیای کلاسیک، دنیایی متمایل به تعادل و تقارن است. در زمانه ی کلاسیک (دنیای قدیم، دنیایی که به فراموشی سپرده شده) مردم گرایش بسیار زیادی به تقارن در امور سمعی یا بصری داشتند. تقارن چیزی است که به انسان حس آرامش می دهد، و موظف است تا به نیابت هنرمند، اعتماد ناخودآگاه انسان رو به خود جلب کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">اصولا انسان ها با تغییرات آنی میانه خوبی ندارند. همه چیز باید آرام آرام به وقوع بپیوندد تا فرد توانایی تطبیق با آن موضوع را داشته باشد. تغییرات ناگهانی عکس العمل های زننده ای را در پی خواهد داشت. در تابلوی نقاشی موظفیم تا نگاه بیننده را در سرتاسر تابلوی نقاشی بگردانیم و توازن و تعادل را در تمام تابلو حفظ کنیم، بلکه بیننده اطمینان حاصل کند که با سیستم متعادلی روبروست و هیچ تغییر ناگهانی در سرتاسر تابلو گنجانده نشده. به او اطمینان می دهیم که لازم نیست خود را برای تغییر مزاج آماده کند. رنگ ها و تصاویر با چگالی معینی در سراسر تابلو گسترده شده اند. هیچ گوشه ای از تابلو نیست که به بیننده یک جرقه (Spark) وارد کند. شاید مثل آگاه کردن وی از خبر خوش یا بد&#8230; آرام آرام.. اگر قرار است بیننده را متوجه گوشه ای از تابلو کنیم، از دیگر گوشه های تابلو به سمت گوشه ی مورد نظر تابلوی راهنما می زنیم و وی را به یک باره با یک حقیقت روبرو نمی کنیم. چون ممکن است ترش کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">یکی از شیوه های کلاسیک، سبک باروک است که در تابلوی هنرمندان قرون وسطا بسیار به چشم می خورد: همه جای تابلو را تاریک می کنند  &#8211; نه با رنگ سیاه! سیاه به هیچ وجه رضایت نمی دهد تا به رنگ های قهوه ای و قرمز، یا به رنگ های سرمه ای و سپس آبی یا .. متمایل شود، خیلی سخت گیر است! اما محض تقابل (contrast) چند قلم رنگ سیاه دور و اطراف تابلو کافی است &#8211; و تصویری را که قرار است برجسته شود در گوشه ای از تابلو (به احتمال زیاد یکی از آن نه نقطه ی معروف*) می گذارند و آرام آرام روشنش می کنند، اما نه خیلی روشن. بیننده دست آویز نقاش نیست که هر جا که بخواهد پرده ی تیره بر چشمانش بکشد و هر جا که خواست یک کپه نور به چشمانش سرازیر کند. بیننده کمی از آن سایه های تیره را کماکان در تصویر مزبور می بیند تا اطمینان پیدا کند که نقاش مراقب ترکیب بندی (composition) بوده است. نقاش باید به بیننده این اطمینان را بدهد که این همه سیاهی بی خود نیست. بیننده باید به نقاش اعتماد کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">یکی از معروف ترین هنرمندان این عصر رامبراند** است. <img src="http://www.artchive.com/artchive/r/rembrandt/thumb/self1640.jpg" align="left" border="0" hspace="12" vspace="12" /></p>
<p dir="rtl" align="justify">رامبراند به حس قوی آثارش معروف است. هیچ کس نیست که رامبراند را دوست نداشته باشد (مگر نو گراها!). رامبراند با بیننده بسیار لطیف برخورد می کند. کارهایش از توازن فوق العاده ای برخوردار است. اینقدر اعتماد بیننده را به خود جلب می کند که بیننده سخت گیر جرات می کند بگوید: وه! عجب تابلویی! رک بخواهم بگویم، می شود این که: بیننده را مسخره ی خود نمی کند. تمام وجود نقاش در تابلویش قابل مشاهده است. و این یعنی اعتقاد. یعنی حتی اگر بیننده ای هم وجود نداشته باشد، تابلویش را با روحش نقاشی می کند، نه با دست و قلم مو!!***</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="center">&#8212;</p>
<p dir="rtl" align="justify">* طول و عرض تابلو را به سه قسمت مساوی تقسیم می کنند و سه خط موازات طول و سه خط به موازات عرض از این نقاط عبور می دهند. نه نقطه ی به دست آمده منسب ترین مکان برای گنجاندن موضوع نقاشی و نیز جلب توجه بیننده است.</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="justify">** <a href="http://www.artchive.com/artchive/R/rembrandt.html" class="links">Rembrandt Harmenszoon van Rijn (1606-1669)</a></p>
<p dir="rtl" align="justify">*** لزوما همه ی هنرمندان انسان های مردم داری نبوده اند، بر عکس «مردم داری تابلو هایشان» یا بهتر بگویم «تابلوهای مردم دارشان» آنها را تنبل کرده است.</p>
<p dir="rtl" align="justify">- &#8211; -</p>
<p dir="rtl" align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/9/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>افسانه ی شام آخر</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/8</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/8#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:14:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[داوینچی]]></category>
		<category><![CDATA[رئالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[شام آخر]]></category>
		<category><![CDATA[شیطان و دوشیزه پریم]]></category>
		<category><![CDATA[عهد جدید]]></category>
		<category><![CDATA[لئوناردو داوینچی]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسپکتیو]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[کوئلیو]]></category>
		<category><![CDATA[یهودا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=8</guid>
		<description><![CDATA[ &#8230;
«لئوناردو داوینچی موقع کشیدن این تابلو [شام آخر]، دچار مشکل بزرگی شد: می بایست نیکی را به شکل عیسا، و بدی را به شکل یهودا – یکی از یاران عیسا که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند- تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><em><strong><font color="#52462c"> </font></strong>&#8230;<br />
«لئوناردو داوینچی موقع کشیدن این تابلو [شام آخر]، دچار مشکل بزرگی شد: می بایست نیکی را به شکل عیسا، و بدی را به شکل یهودا – یکی از یاران عیسا که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند- تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.</em></p>
<p dir="rtl"><em>روزی، در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره ی یک از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.</em></p>
<p dir="rtl"><em>سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود؛ اما مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.</em></p>
<p dir="rtl"><em>نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.</em></p>
<p dir="rtl"><em>گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند: دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خود پرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.</em></p>
<p dir="rtl"><em>وقتی کارش تمام شد، گدا – که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود &#8211;  چشم هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلا دیده ام!</em></p>
<p dir="rtl"><em>داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟</em></p>
<p dir="rtl"><em>- سه سال قبل، پیش از آن که همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم، زندگی پر از رویایی داشتم، و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره ی عیسا بشوم. »</em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8230;</em></p>
<p dir="rtl"><em>می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.</em></p>
<p dir="rtl" align="center">&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p dir="rtl">این قسمت شاید معروف ترین بخش کتاب «شیطان و دوشیزه پریم» اثر کوئلیو باشه. این کتاب کشمکش وجدان مثبت و منفی یک آدمه که اون رو به اهالی یک دهکده منتقل می کنه. هنوز تا ته نخوندمش. دو سال طول کشیده تا به وسط کتاب برسم. گمونم دو سال دیگه طول می کشه تا این کتاب رو تموم کنم.</p>
<p dir="rtl" align="center">&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.artchive.com/artchive/L/leonardo.html" class="links" target="_blank">داوینچی</a> (از ۱۴۵۲ تا ۱۵۱۹) نقاش و مهندس ایتالیایی عهد رنسانس و صاحب گرانقیمت ترین تابلوی دنیا یعنی «لبخند مونالیزا» است. داوینچی در رشته‌های معماری، موسیقی، کالبدشناسی، اختراع، مهندسی، تندیسگری، نقاشی و هندسه نیز شخصی برجسته بود.</p>
<p dir="rtl">اثر معروف دیگر او «شام آخر» نام دارد که بر روی دیوار صومعه میلان نقاشی شده است و صحنه‌ای از انجیل را نشان می‌دهد که در آن عیسی مسیح و حواریون به هنگام صرف شام در روز پیش از مصلوب شدن مسیح هستند. داوینچی در این نقاشی از فن ژرفا نمایی (پرسپکتیو) به منظور جلب توجه بیننده به چهره مسیح استفاده کرده است.</p>
<p dir="rtl">بخشی از انجیل متا که الهام بخش این اثر بوده در ذیل آمده است:</p>
<p dir="ltr" align="left"><em>Now when the even was come, he sat down with the twelve.<br />
And as they did eat, he said, Verily I say unto you, that one of you shall betray me.<br />
And they were exceeding sorrowful, and began every one of them to say unto him, Lord, is it I?<br />
And he answered and said, He that dippeth his hand with me in the dish, the same shall betray me.</em></p>
<p dir="ltr" align="left">&#8211;Matthew 26</p>
<p dir="rtl" align="right"><em>20 و ۲۱ شب، وقتی عیسی با دوازده شاگرد خود سر میر می نشست به ایشان گفت: «یکی از شما به من خیانت می کند.»<br />
۲۲ همه از این سخن غمگین شدند، و هر یک با اندوه زیاد پرسیدند: «آیا من این کار را خواهم کرد؟»<br />
۲۳ او جواب داد: «آنکه دستش را اول با دست من بسوی بشقاب دراز کرد، همان کسی است که به من خیانت می کند.»</em></p>
<p dir="rtl" align="right"><em>&#8230;</em><br />
&#8211;نوشته ی متا (۲۶)</p>
<p dir="rtl" align="center">&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p dir="rtl" align="right">تصویر دوباره کشیده شده:</p>
<p dir="rtl" align="center"><img src="http://www.lisashea.com/hobbies/art/images/lastsupp.jpg" style="width: 446px; height: 234px" align="middle" border="0" height="234" hspace="1" vspace="1" width="446" /></p>
<p dir="rtl">در این تصویر مسیح در وسط و یهودا درسمت چپ عیسا نشسته و با موی خرمایی و لباس آبی رو به سمت مسیح چرخیده است.</p>
<p dir="rtl">* <a href="http://www.fotos.org/galeria/data/522/3Leonardo-Da-Vinci-The-Last-Supper.jpg" class="links" target="_blank">تصویر اصلی بعد از پاک سازی</a>:</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p style="text-align: center"><img src="http://www.artchive.com/artchive/l/leonardo/thumb/lastsupp.jpg" border="0" hspace="1" vspace="1" /></p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="center">1498 / آبرنگ روی گچ / ۶۴۲ * ۸۸۰ سانتی متر</p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="center">صومعه ی Santa Maria delle Grazie در میلان</p>
<p class="links" dir="rtl" align="center">- &#8211; -</p>
<p class="links" dir="rtl" align="center">* <a href="http://www.artchive.com/artchive/l/leonardo/lastsupp_apostles.jpg">تصویر به همراه نام حواریون:</a></p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right"><a href="http://www.artchive.com/artchive/l/leonardo/lastsupp_apostles.jpg"></p>
<p style="text-align: center"><img src="http://www.artchive.com/artchive/l/leonardo/thumb/lastsupp_apostles.jpg" border="0" hspace="1" vspace="1" /></p>
<p></a></p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p class="links" dir="rtl" align="center"> - &#8211; -</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right"> تصاویر دیگر:</p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">* <a href="http://www.artchive.com/artchive/l/leonardo/leonardo_study_supper.jpg">اتود اولیه نقاشی شام آخر</a></p>
<p class="links" dir="rtl" align="right">* <a href="http://www.nationmaster.com/wikimir/images/upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/8/85/The_Last_Supper_Da_Vinci.jpg/300px-The_Last_Supper_Da_Vinci.jpg" class="links" target="_blank">تصویر دیوار صومعه</a></p>
<p dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>
<p>- &#8211; -</p>
<p dir="ltr" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">منابع:</p>
<ul>
<li><font size="2"><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3">http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/&#8230;</a></font></li>
<li><font size="2"><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3"></a><a href="http://www.lisashea.com/hobbies/art/lastsupper.html">http://www.lisashea.com/hobbies/art/lastsupper.html</a></font></li>
<li><font size="2"><a href="http://www.lisashea.com/hobbies/art/lastsupper.html"></a><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´Ø§Ù_Ø¢Ø®Ø±">http://fa.wikipedia.org/wiki/&#8230;</a></font></li>
<li><font size="2"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/Ø´Ø§Ù_Ø¢Ø®Ø±"></a><a href="http://www.artchive.com/artchive/L/leonardo.html">http://www.artchive.com/artchive/L/leonardo.html</a></font></li>
<li><font size="2"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/ÙØ¦ÙÙØ§Ø±Ø¯Ù_Ø¯Ø§ÙÛÙÚÛ">http://fa.wikipedia.org/wiki/&#8230;</a></font></li>
<li><font size="2">کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متا</font></li>
</ul>
<p>- &#8211; -</p>
<p>حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/8/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رئالیسم</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/7</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/7#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:14:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[رئالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتی سیزم]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=7</guid>
		<description><![CDATA[رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حقیقت، واقعیت و وجود مسلم، و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی است. واژه ی «رئالیسم» در هنرهایی نظیر نقاشی، ادبیات و فلسفه، همچنین در مسایلی نظیر ارتباطات بین الملل مطرح می شود.
در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حقیقت، واقعیت و وجود مسلم، و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی است. واژه ی «رئالیسم» در هنرهایی نظیر نقاشی، ادبیات و فلسفه، همچنین در مسایلی نظیر ارتباطات بین الملل مطرح می شود.</p>
<p dir="rtl">در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت طبیعی است، به گونه ای که نقاش تخیل و ابتکار عمل خود را در نحوه پیاده کردن آن موضوع دخالت ندهد و هر موضوع به همان گونه که در دنیای خارج دیده می شود در نقاشی به نمایش در می آید. این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه ای فرعی از سبک رومانتی سیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.</p>
<p dir="rtl">از نقاشان دوره ی اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی:<a href="http://www.artchive.com/artchive/C/corot.html" target="_blank" class="links">Jean-Baptiste-Camille Corot</a> (از ۱۷۹۶ تا ۱۸۷۵) و <a href="http://www.artchive.com/artchive/M/millet.html" target="_blank" class="links">Jean Francois Millet </a>(از ۱۸۲۴تا ۱۸۷۵) اشاره کرد.</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><img src="http://www.artchive.com/artchive/m/millet/thumb/millet_flock.jpg" alt="Shepherdess with Her Flock" align="right" border="0" hspace="1" vspace="1" /></p>
<p dir="ltr" align="right"><a href="http://www.artchive.com/artchive/M/millet.html">Millet, Jean-Francois</a></p>
<p dir="rtl" class="links"><a href="http://www.artchive.com/artchive/m/millet/millet_flock.jpg">Shepherdess with Her Flock</a></p>
<p dir="rtl">1864 / رنگ روغن روی بوم / ۸۱*۱۰۱ سانتیمتر</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><img src="http://www.artchive.com/artchive/c/corot/thumb/woman_reading.jpg" alt="Woman Reading in a Landscape" align="left" border="0" hspace="1" vspace="1" /></p>
<p dir="ltr" align="left"><a href="http://www.artchive.com/artchive/C/corot.html">Corot, Jean-Baptiste Camille</a></p>
<p dir="ltr" class="links" align="left"><a href="http://www.artchive.com/artchive/c/corot/woman_reading.jpg" target="_blank" class="links">Woman Reading in a Landscape</a></p>
<p dir="rtl" align="left">1869 / رنگ روغن روی بوم / ۲۱*۱۴ اینچ</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">(سایر نقاشان این سبک: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Category:Realism_painters">http://en.wikipedia.org/wiki/Category:Realism_painters</a>)</p>
<p dir="rtl">این سبک نقاشی تا دهه ی ۱۹۶۰ طرفداران زیادی داشت، و از این سال ها به بعد دیگر از رسته ی گرایشات مطرح در نقاشی حذف شد و از آن نامی در میان نبود. تا این که توسط «رئالیسم نو» (New Realism) دوباره حیات خود را باز یافت.</p>
<p dir="rtl">- &#8211; -</p>
<p dir="rtl"><font size="2">منابع:</font></p>
<ul>
<li><a href="http://www.wideskiesart.com/fineartglossary3.php"><font size="2">http://www.wideskiesart.com/fineartglossary3.php</font></a></li>
<li><a href="http://art.abbottpages.com/glossary.html"><font size="2">http://art.abbottpages.com/glossary.html</font></a></li>
<li><a href="http://www.artchive.com/"><font size="2">http://www.artchive.com</font></a></li>
</ul>
<p dir="ltr" align="right">- &#8211; -</p>
<p dir="rtl" align="right">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/7/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
