<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; تکنیک نقاشی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d9%85%db%8c/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>طراحی &#8211; رنگ روغن &#8211; اکرلیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/51</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/51#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Dec 2007 13:36:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اکریلیک]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی یا طراحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/51</guid>
		<description><![CDATA[صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:
 من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.
از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>صبا خانمی برام کامنت گذاشته که:</p>
<blockquote><p> من طراحی کار نکردم ولی نقاشی با رنگ روغن را دوست دارم ایا میتونم بدون طراحی نقاشی رنگ روغن* را شروع کنم و ایا برای شروع رنگ روغن بهتره یا رنگ اکرلیک**.</p></blockquote>
<p>از اونجا که من روی این موضوع کمی تعصب داشتم و از طرفی هم دلم برای اون کلاسم و حال و هواشو حتی اراذل هنرمند مابش هم تنگ شده و از طرف دیگه خیلی وقته پست هنری ننوشتم، جوابش رو اینجا می نویسم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یادمه اون زمانا که کلاس نقاشی می رفتم شاگرد حرف گوش کن استادم بودم و کارهام بی اغراق جزو کارهای خوب  کلاس بود. استادم شوخی یا جدی می گفت که من رو آسیستان خودش می کنه اما من زیر بار سر و کله زدن با شاگرد جماعت نمی رفتم، جز زمانایی که بچه ها از پس یه گوشه از تابلوشون بر نمی اومدن که بی سر و صدا کارشون رو راه می اندختم.</p>
<p>یه روز مجبور شدم کل طراحی یه تابلوی ۱۰۰ در ۷۰ یه هنرجو رو بکشم تا اون روش رنگ بگذاره. اولا که ستمی بود برای خودش، ثانیا اینکه به نظر خودم نقاشی کردن اون تابلو هیچ لذتی برای صاحبش نداشت. تابلو مال دختری بود که نمی خواست پیش از نقاشی طراحی رو شروع کنه، و یک راست می خواست بره سراغ رنگ روغن. دختر محترمی نبود وگرنه نصیحتش می کردم. حاضر بود کف زمین رو طی بکشه اما طراحی نکنه!</p>
<p>بعد از اون دیگه یه جاهایی تو کار استادم دخالت می کردم: زمانایی که شاگردهای جدید با استادم سر این مساله که<strong> از طراحی خوششون نمی آد و می خوان بی مقدمه برن سراغ رنگ روغن</strong>، بحث می کردن! اون موقع به عنوان پیش کسوت سعی می کردم شاگرد جدید رو مجاب کنم که این ظلم رو در حق خودش روا ندونه و گام به گام مراحل نقاشی رو طی کنه. اول طراحی و بعد نقاشی.</p>
<p>در اصل طراحی و نقاشی از هم جدا نیستند، بلکه طراحی لازمه ی نقاشیه.  شما اگر خداوندگار رنگ روغن باشید و توی ترکیب رنگ و استفاده از ابزار نقاشی به مهارت برسید اما درعوض طراحی تون مشکل داشته باشه، حداقل دو برابر مدتی که باید، نقاشی تون رو تموم می کنید، و در ضمن ممکنه اون چیزی که باید نباشه. برای همینه که خیلی از اونهایی که ید طولایی در نقاشی دارن بعد از مدتی قاطی تازه کارها می شینند و کوزه و پارچه و قوری و قندون می کشن.</p>
<p>طراحی ممکنه در ابتدا کار جذابی نباشه اما زمانی که حرفه ای شدید قول می دم از کارتون بسیار بسیار لذت خواهید برد و نقاشی رو با اعتماد به نفس بهتری شروع خواهید کرد. فقط لازمه کمی صبور باشید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>در مورد اینکه بعد از طراحی استارت کار از کجا زده بشه، دوتا استاد من سخت گیر بودند و اجازه خشک کار کردن (اکریلیک) رو ندادند و من کار نقاشی رو با رنگ روغن شروع کردم. دل خوشی ازشون ندارم اما قدردان هردوشون هستم.***</p>
<p>این مساله یه جورایی دو پله یکی کردنه. اما من اگر از اکریلیک شروع می کردم احتمالا موقعی که از رنگ روغن دلسرد می شدم به اکریلیک پناه می بردم و این باعث می شد که رنگ روغنم کامل نشه. به هر حال هر هنرمندی دوست داره سریعا تلاشش به نتیجه برسه.</p>
<p>اگر کار رنگ روغن رو تموم کنید اکریلیک براتون کمی کودکانه به حساب می آد.  بازهم بستگی داره که به چه شیوه ای بخوهید نقاش بشید و چقدر از خودتون انتظار دارید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>یه توضیح در مورد اینکه من چه طوری نقاشی رو یاد گرفتم. با این پیش فرض بخونید که خیلی اهل فروتنی نیستم!</p>
<p>من خودم رو در جایگاهی که دوست داشتم، یعنی یک خانم نقاش تصور کردم، از تصوراتم اعتماد به نفس گرفتم و طی دو ترم ناپیوسته به فاصله یک سال طراحی (مداد، زغال، کنته، راپید یا همون قلم فلزی و سایر) و نقاشی (رنگ روغن، مداد رنگی) رو دست و پا شکسته پیش استادم شروع کردم. حدود ۵-۶ سال بعد هم طی دو سال پیاپی پیش استاد دیگری تمرین کردم و تکنیک های آکادمیک طراحی و رنگ روغن رو هم یاد گرفتم. اما طراحی من هنوز کامل نشده بود که استادم من رو فرستاد به مرحله بعدش یعنی نقاشی. علت اینکه اینقدر روی تمرین طراحی تازه کارها تعصب دارم هم همینه. چون خودم الان دیگه وقت و حوصله ترک بک کردن و استارت طراحی رو ندارم و بیشتر ترجیح می دم از کارم لذت ببرم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="right">* در تکنیک رنگ روغن، رنگ های استفاده شده پودرهای رنگی هستند که در روغن بزرک حل شدند. در این تکنیک از بوم نقاشی، فلم و و پالت و &#8230; استفاده می شه.</p>
<p align="right">** تکنیک اکرلیک مشابه رنگ روغنه با این تفاوت که بجای روغن از آب استفاده می کنند. به همین دلیل خشک شدن بوم نقاشی سریعتره و نقاش آزادی عمل بیشتری داره. خصوصا در اصلاح نقاشی. احیانا عمر تابلو از تابلو های رنگ روغن کمتره و برای همین نقاشان بزرگ غالبا از رنگ روغن استفاده می کردند. در مورد یکسان بودن پودر های رنگی در هر دو شیوه هم اطلاع دقیقی ندارم.</p>
<p align="right"> *** اساتید نقاشی غالبا خیلی برای شاگردهاشون وقت نمی گذارند. خصوصا اگر کلاس گروهی باشه. لم اساتید نقاشی اینه که منتظرشون نشید و تا جا داره ازشون سوال بپرسید!</p>
<p>پی نویس: صبا خانم بانی خیر شدی، من یکمی یاد گذشته کردم دلم باز شد;)</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/51/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استفاده از پالت در رنگ روغن</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/12</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/12#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[پالت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=12</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره دلم اومد یه پست مرتبط با اسم و آدرس و اصل وبلاگ بنویسم. و تصمیم دارم هر از گاهی به جای اینکه از خودم و جامعه ام بنویسم کمی هم گریز بزنم به مباحث نقاشی.
زمانی که تو آمار وبلاگ می بینم که پستهای مرتبط با نقاشی توی این وبلاگ از گوگل چقدر لینک داده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">بالاخره دلم اومد یه پست مرتبط با اسم و آدرس و اصل وبلاگ بنویسم. و تصمیم دارم هر از گاهی به جای اینکه از خودم و جامعه ام بنویسم کمی هم گریز بزنم به مباحث نقاشی.</p>
<p align="justify">زمانی که تو آمار وبلاگ می بینم که پستهای مرتبط با نقاشی توی این وبلاگ از گوگل چقدر لینک داده شده، از طرفی خوشحال می شم و از طرفی متأسّف. خوشحال می شم از اینکه توی این زمینه یه کار مثبت کردم و متأسّف از اینکه اینقدر منابع فارسی در این زمینه کمه.</p>
<p align="justify">با این مقدمه می خوام بگم که اگه از این چیزایی که نوشتم سر در نیاوردید و حوصله تون سر رفت، به امید ارتقای فرهنگ و هنر این مملکت هم که شده تحمل کنید. به این امید که مطالبی که مورد نیاز نقاشای این مملکته اما تو دکون هیچ عطار دم دستی پیدا نمی شه رو توی این وبلاگ کلکسیون کنم.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">توی وبگردی ام <a href="http://www.buzzle.com/editorials/2-24-2006-89742.asp">مطالبی</a> پیدا کردم در باره مدیریت کردن رنگ ها روی پالت. خود من توی استفاده از پالتم گاهی به مشکل فضا بر می خورم، پالت کوچک توی دست راحت تر جا می گیره، اما فضای کمتری برای ترکیب رنگ داره. و تمیز کردن اون هم مشکل بزرگیه، و گاهی انقدر این مشکل حاد می شه که مجبور می شم از یه پالت جدید استفاده کنم.</p>
<p align="justify">توی این صفحه چند تا توصیه درباره استفاده مناسب از پالت آورده شده، اگرچه چند تاشو من قبول ندارم اما برای کامل بودن مطلب همشون می آرم اینجا؛ یه چیزایی هم خودم بهش اضافه کردم:</p>
<p align="right"><img src="http://www.buzzle.com/img/articleImages/191725-41med.jpg" align="absmiddle" border="1" height="172" hspace="5" vspace="5" width="257" /></p>
<p align="justify">۱٫ از پالت مناسب استفاده کنید.پالت رنگ روغن باید طوری باشه که خلل و فرج نداشته باشه، در غیر این صورت روغن رنگ رو به خودش جذب می کنه و طول مدتی که می تونید از رنگ روی پالت استفاده کنید کوتاه می شه، در ضمن به قلم موهاتون (خصوصا قلم موی زبر) آسیب می زنه.</p>
<p align="justify">پالت های پلاستیکی و یا چوبی صیقل خورده برای رنگ روغن مناسبترینند. هرچه پالت بزرگتر باشه فضای ترکیب رنگ بیشتری رو در اختیارتون قرار می ده، اما سنگین تره (مخصوصا اگر چوبی باشه) و اگر عادت دارید پالت رو توی دست بگیرید، ممکنه نگهداری اش توی دست در طولانی مدت خسته تون کنه و انگشت شست رو دفرمه کنه (البته که لزومی نداره پالت رو با شست دستتون بگیرید)</p>
<p align="justify">۲٫ رنگ های کمی رو روی پالت بگذارید. در هر مرحله از نقاشی، رنگ های مورد نیاز اون مرحله رو روی پالت بگذارید تا هم رنگ کمتری مصرف کنید و هم اینکه فضای بیشتری برای ترکیب رنگ داشته باشید.</p>
<p align="justify">۳٫ رنگ ها رو دور لبه پالت بگذارید و در وسط پالت فضا رو برای ترکیب اونها خالی کنید.</p>
<p align="justify">۴٫ رنگ ها رو به جای اینکه به صورت یک گلوله (اندازه هسته آلبالو) روی پالت بگذارید، به صورت کشیده (مثل هسته خرما) روی پالت بگذارید. رنگ ها رو به طور عمود به لبه ی پالت (با زاویه ۸۹٫۹ درجه <img src="http://www.persianblog.com/editor/images/smilies/05.gif" />) روی پالت بگذارید. این کار باعث می شه تا در طی مدت نقاشی رنگ ها بی خود با هم قاطی نشن و بتونید مدت زیادی ازشون استفاده کنید.</p>
<p align="left"><img src="http://www.learn-to-draw-and-paint.com/images/palette-photo.jpg" align="absmiddle" border="1" height="178" hspace="5" vspace="5" width="262" /></p>
<p align="justify">۵٫ هر از گاهی وسط پالت رو با دستمال پاک کنید تا به مشکل بزرگ پاک کردن رنگهای خشک شده روی پالت برنخورید. می تونید از کمی روغن برای اینکار استفاده کنید.</p>
<p align="justify">۶. چیزی که به تازگی کشف کردم اینه که اگر قبل از اینکه رنگ بگذارید، روی پالت رو با روغن بزرک بپوشونید، موقع شستن اون، رنگ های خشک شده به راحتی از روی پالت جدا می شند و دیگه نیازی به آب و صابون و سیم ظرفشویی و این جور چیزا نخواهید داشت!</p>
<p align="justify">اگر از رنگ های غلیظ استفاده می کنید که این کار مفیدتر خواهد بود. چون به هر حال باید رنگ رو با روغن مخلوط کنید. بنابراین چه بهتر که از اول این کارو بکنید تا پرتی رنگ هم نداشته باشید.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p align="justify"><img src="http://www.gamblincolors.com/oil.painting.techniques/img/palglaze.jpg" style="width: 187px; height: 132px" align="absmiddle" border="1" height="132" hspace="5" vspace="5" width="187" /></p>
<p align="justify">این آقای نویسنده برای تازه کارها یه تعداد رنگ رو معرفی کرده که غالبا در شروع کارشون روی پالت بگذارن، اما من توصیه نمی کنم، این چیزها کاملا حسیه و اگه هر مرحله از نقاشی رو بخواین با دستورالعمل پیش برین هرگز نقاش خوبی نخواهید شد. به هر حال من اونها رو اینجا می آرم:</p>
<p align="left">Yellow Ochre, Cadmium Yellow Pale, Alizarin Crimson, Cadmium Orange, Phthalo Blue, Burnt Sienna, Burnt Umber, Cadmium Red Medium, Phthalo Green, Titanium White, Ivory Black</p>
<p align="justify">رنگ های ایرانی غالبا این اسم ها رو به فارسی روی تیوبهاشون می نویسن. از برندهای خارجی هم سری Winton این اسامی رو ذکر می کنه. سعی کنید این اسامی رو به خاطر بسپارید.</p>
<p align="justify">در مورد رنگ توضیح بدم که، اگرچه برند های خارجی رو اقلا به دوبرابر قیمت توی ایران پیدا می کنید، اما ترجیحا برای آموزش نقاشی از این برندها مخصوصا Winton استفاده کنید. نگذارین دستتون به رنگهای نامناسب عادت کنه.</p>
<p align="justify">یه ست نیمه کامل Winton حدودا ۴۰ تا ۶۰ هزار تومن در می آد، اما می تونید مدت زیادی ازشون استفاده کنید. برای رنگ سفید که استفاده زیادی داره، تیوبهای ۶۰ میلی لیتری و بلکه بزرگتر وجود داره، که می تونید توی فروشگاه «ترسیم» (روبروی دانشگاه تهران) خریداری کنید.</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/12/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کلاسیک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/9</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/9#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Aug 2007 12:15:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[باروک]]></category>
		<category><![CDATA[تقارن]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[رامبراند]]></category>
		<category><![CDATA[رنگ روغن]]></category>
		<category><![CDATA[سبک باروک]]></category>
		<category><![CDATA[سبک های نقاشی]]></category>
		<category><![CDATA[نه نقطه]]></category>
		<category><![CDATA[هنرهای تجسمی]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=9</guid>
		<description><![CDATA[درک من از دنیای کلاسیک، دنیایی متمایل به تعادل و تقارن است. در زمانه ی کلاسیک (دنیای قدیم، دنیایی که به فراموشی سپرده شده) مردم گرایش بسیار زیادی به تقارن در امور سمعی یا بصری داشتند. تقارن چیزی است که به انسان حس آرامش می دهد، و موظف است تا به نیابت هنرمند، اعتماد ناخودآگاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify">درک من از دنیای کلاسیک، دنیایی متمایل به تعادل و تقارن است. در زمانه ی کلاسیک (دنیای قدیم، دنیایی که به فراموشی سپرده شده) مردم گرایش بسیار زیادی به تقارن در امور سمعی یا بصری داشتند. تقارن چیزی است که به انسان حس آرامش می دهد، و موظف است تا به نیابت هنرمند، اعتماد ناخودآگاه انسان رو به خود جلب کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">اصولا انسان ها با تغییرات آنی میانه خوبی ندارند. همه چیز باید آرام آرام به وقوع بپیوندد تا فرد توانایی تطبیق با آن موضوع را داشته باشد. تغییرات ناگهانی عکس العمل های زننده ای را در پی خواهد داشت. در تابلوی نقاشی موظفیم تا نگاه بیننده را در سرتاسر تابلوی نقاشی بگردانیم و توازن و تعادل را در تمام تابلو حفظ کنیم، بلکه بیننده اطمینان حاصل کند که با سیستم متعادلی روبروست و هیچ تغییر ناگهانی در سرتاسر تابلو گنجانده نشده. به او اطمینان می دهیم که لازم نیست خود را برای تغییر مزاج آماده کند. رنگ ها و تصاویر با چگالی معینی در سراسر تابلو گسترده شده اند. هیچ گوشه ای از تابلو نیست که به بیننده یک جرقه (Spark) وارد کند. شاید مثل آگاه کردن وی از خبر خوش یا بد&#8230; آرام آرام.. اگر قرار است بیننده را متوجه گوشه ای از تابلو کنیم، از دیگر گوشه های تابلو به سمت گوشه ی مورد نظر تابلوی راهنما می زنیم و وی را به یک باره با یک حقیقت روبرو نمی کنیم. چون ممکن است ترش کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">یکی از شیوه های کلاسیک، سبک باروک است که در تابلوی هنرمندان قرون وسطا بسیار به چشم می خورد: همه جای تابلو را تاریک می کنند  &#8211; نه با رنگ سیاه! سیاه به هیچ وجه رضایت نمی دهد تا به رنگ های قهوه ای و قرمز، یا به رنگ های سرمه ای و سپس آبی یا .. متمایل شود، خیلی سخت گیر است! اما محض تقابل (contrast) چند قلم رنگ سیاه دور و اطراف تابلو کافی است &#8211; و تصویری را که قرار است برجسته شود در گوشه ای از تابلو (به احتمال زیاد یکی از آن نه نقطه ی معروف*) می گذارند و آرام آرام روشنش می کنند، اما نه خیلی روشن. بیننده دست آویز نقاش نیست که هر جا که بخواهد پرده ی تیره بر چشمانش بکشد و هر جا که خواست یک کپه نور به چشمانش سرازیر کند. بیننده کمی از آن سایه های تیره را کماکان در تصویر مزبور می بیند تا اطمینان پیدا کند که نقاش مراقب ترکیب بندی (composition) بوده است. نقاش باید به بیننده این اطمینان را بدهد که این همه سیاهی بی خود نیست. بیننده باید به نقاش اعتماد کند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">یکی از معروف ترین هنرمندان این عصر رامبراند** است. <img src="http://www.artchive.com/artchive/r/rembrandt/thumb/self1640.jpg" align="left" border="0" hspace="12" vspace="12" /></p>
<p dir="rtl" align="justify">رامبراند به حس قوی آثارش معروف است. هیچ کس نیست که رامبراند را دوست نداشته باشد (مگر نو گراها!). رامبراند با بیننده بسیار لطیف برخورد می کند. کارهایش از توازن فوق العاده ای برخوردار است. اینقدر اعتماد بیننده را به خود جلب می کند که بیننده سخت گیر جرات می کند بگوید: وه! عجب تابلویی! رک بخواهم بگویم، می شود این که: بیننده را مسخره ی خود نمی کند. تمام وجود نقاش در تابلویش قابل مشاهده است. و این یعنی اعتقاد. یعنی حتی اگر بیننده ای هم وجود نداشته باشد، تابلویش را با روحش نقاشی می کند، نه با دست و قلم مو!!***</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="center">&#8212;</p>
<p dir="rtl" align="justify">* طول و عرض تابلو را به سه قسمت مساوی تقسیم می کنند و سه خط موازات طول و سه خط به موازات عرض از این نقاط عبور می دهند. نه نقطه ی به دست آمده منسب ترین مکان برای گنجاندن موضوع نقاشی و نیز جلب توجه بیننده است.</p>
<p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="justify">** <a href="http://www.artchive.com/artchive/R/rembrandt.html" class="links">Rembrandt Harmenszoon van Rijn (1606-1669)</a></p>
<p dir="rtl" align="justify">*** لزوما همه ی هنرمندان انسان های مردم داری نبوده اند، بر عکس «مردم داری تابلو هایشان» یا بهتر بگویم «تابلوهای مردم دارشان» آنها را تنبل کرده است.</p>
<p dir="rtl" align="justify">- &#8211; -</p>
<p dir="rtl" align="justify">حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/9/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
