گيس گلابتون

مترو، ساعت ۸ شب…

Posted by: زهرا on: ۰۸ آبان, ۱۳۸۶

امشب برای اولین بار بود که حول و حوش ساعت ۸ شب سوار مترو شدم. آدم های ساعت ۸ شب به وضوح متفاوت تر از همون آدم ها توی روزند. راحت تر و بی توجه تر روی صندلی شون لم می دن، ذهنشون رو رها می کنند و کمتر به رفتارشون اهمیت می دند. انتظار [...]


Categories


  • مامان ایلیا: سلام صفحه نوشته ها واسه من باز نشد نمیدونم ایراد کار چیه دوباره میام
  • جعفر: آپ کن دیگه بابا... :p
  • وحيد: سلام.اگر اشتباه نکنم من به وبلاگ گلابتئون شما می ومدم .ولی الان که بعد از مدتها اومد