<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; فمینیسم</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%81%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>لایحه حمایت از &#8230;</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/146</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/146#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Aug 2008 09:55:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خانواده - قوانین]]></category>
		<category><![CDATA[فمینیسم]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/146</guid>
		<description><![CDATA[لایحه حمایت از خانواده چند وقت پیش مطرح شد و سر و صدای زیادی کرد. من هم اون زمان در موردش چند خطی نوشتم. گویا لایحه مزبور فردا قراره به مجلس بره و انگار هم اونجا مخالفت زیادی باهاش نیست. با این اوصاف مطمئن نیستم نوشتن درباره اش فایده ای داشته باشه، اما از اونجایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">لایحه حمایت از خانواده چند وقت پیش مطرح شد و سر و صدای زیادی کرد. من هم اون زمان در موردش <a href="http://tarsimm.com/archives/27">چند خطی</a> نوشتم. گویا لایحه مزبور فردا قراره به مجلس بره و انگار هم ا<a href="http://www.kargaremrooz.com/spip.php?article15767">ونجا مخالفت زیادی باهاش نیست</a>. با این اوصاف مطمئن نیستم نوشتن درباره اش فایده ای داشته باشه، اما از اونجایی من موردای اینطوری دیده ام، یعنی مردهای دو زنه مشمول شرایط این لایحه، عرض کنم:  معتقد،  با تمکن مالی و حتی سابقه انقلابی و جبهه و &#8230; که تو این دولت پست هم داشتند و دارند، و از وضع خانواده هاشون هم تا حدودی خبر دارم به خودم اجازه می دم در مورد چیزهایی که زندگی هاشون دیدم بنویسم. عذر می خوام اگر احیانا کسی احساس «مورد مشاهده قرار گرفته شدگی» بهش دست داده، چیزی ندارم که بگم، فقط می شه گفت کلن یکمی تو جواب گرفتن سوالام فضول تشریف دارم!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">من اعتقاد دارم در شرایطی که دو نفر انسانِ در تعامل از حقوق برابر برخوردار نباشند، نه تنها شخص با حقوق کمتر مورد ظلم قرار می گیره و حتی استثمار می شه، بلکه شخص با حقوق بیشتر هم مورد ظلم قرار گرفته، چون وظایف و مسئولیت های مساوی با اون حقوق اطلاق شده بهش بیش از توان «انسانی» اش خواهد بود و این موضوع باعث کمرنگ شدن مسائلی مثل رضایت درونی، «انسانیت» و حتی بروز جامعه ستیزی در هر دو طرف می شه*. این یک مساله بدیهیه. می گم «انسانی» چون انسان ها به نظر من خمیر مایه یکسانی دارند؛ یعنی نیازها و توانایی شون در برآوردن اونها. اما مسائلی مثل فیزیک بدنی، عرف یا مذهب باعث جدا شدن «برخی» حقوق و وظایفشون می شه و نه تمامشون.</p>
<p align="justify">اگر توی یک خونواده شرایط طوری باشه که بار مالی بر عهده مرد باشه، طبعا بیشتر تصمیم گیری ها و شاید تربیت بچه ها بر دوش زن خواهد بود. فرض کنیم مرد تمکن مالی بهم بزنه، اما اگر امنیت روانی زن بهم بخوره، اون زن از تصمیم گیری درست سرباز می زنه و اگر هم «فداکاری» کنه و سعی کنه همسر خوب و مادر خوبی باشه (که توی این شرایط خنده داره اما نمونه چنین زنی رو دیده ام)، فشار روانی زیادی بهش وارد خواهد شد. اصولا زن وقتی ازدواج می کنه با این پیش فرض وارد خونه اش نمی شه که استثمار شده، یا اصولا خیلی از زن ها ازدواج نمی کنند برای امرار معاش.</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">چند تا نکته تجربی اینکه: ۱٫ خانواده هایی که من دیدم با پدیده تعدد زوجات، مسیر مناسبی رو طی نکردند و از زمان ورود زن جدید، کل زندگی حول محور خوش آیند مرد خانواده گذشته. بچه ها و همسر اول از پشتیبانی مالی زیاد اما روحی کم برخوردار بودند و همین باعث بروز کمبود های روحی و روانی در اون بچه ها شده. این یچه ها متاسفانه همیشه در حسرت زندگی آرومند. این قانون چطور می تونه این احساس رو برای بچه ها تامین کنه؟ ۲٫ هیچ مرد دو زنه ای ندیدم که اعتماد به نفس کافی در روبرو شدن با جامعه داشته باشه؛ چشمهای همیشه ترسو و نگران و مهاجم یکی از اون آقایون مزبور رو دیدم که این حس رو دارم؛ ۳٫به نظرم هر زنی این حق این رو داره که مردش رو مال خودش بدونه.</p>
<p align="justify">می گن هیچ قانونی نمی تونه جای صمیمیت زن و مرد رو توی خوانواده بگیره. اگر این صمیمیت وجود نداشته باشه اونوقته که قانون می تونه بین زن و مرد قضاوت کنه. ایرادی که به این لایحه وارد می شه اینجاست که اون معیار عدالت ذکر شده توی این قانون حد و حدودش چقدره و اگر صمیمیت زندگی زیر سوال بره و اون عدالت رعایت نشه، کدوم موضع خونواده زودتر فدا می شه؟ مگر این نیست که خانواده اساس جامعه رو تشکیل می ده چون در اون معیار برخوردها بر اساس عطوفت، بدون تنش و نتیجتا بدون قانونه و قراره «انسان» در اون پرورش داده بشه** و نه چیز دیگری نظیر اون چیزی که کمونیسم در مورد انسان نظر می ده. این لایحه از کدوم خانواده و از کدوم موضع خانواده قراره حمایت کنه؟ و سوال اساسی تر اینکه این لایحه قراره برای کدوم قشر جامعه تصویب بشه؟ امنیت خانواده قراره فدای چه منافعی بشه؟ چرا بهش می گن حمایت از خانواده؟ مگه خانواده مساوی است با مرد خونواده؟</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">* مصداق هرکی نازشو بکشی بلای جون خودت و خودش می شه ست! محض توضیح.</p>
<p align="justify">** در تعریف پرورش شخصا در مورد رساله «امیل» روسو صحبت می کنم. نه در حد آرمانی ولی تا حد قابل قبول و اجرا.</p>
<p align="justify">- &#8211; -</p>
<p align="justify">پی نویس: لازم به ذکر نیست که اینها دید شخصی بود و در مخالفت باز است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/146/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یکمی فمینیزم</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/71</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/71#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Feb 2008 15:05:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[فمینیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/71</guid>
		<description><![CDATA[از پیشگفتار کتاب جنس دوم نوشته سیمون دوبووار:
&#160;
اگر برخی آثار اختصاص یافته به زن را مورد بررسی قرار دهیم، می بینیم که یکی از نظرگاه هایی که بیش از همه پذیرفته شده، نظر گاه نفع همگانی، نظر گاه منافع عمومی است: در حقیقت هر کس از آن، نفع جامعه را، به گونه ای که شخصا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify">از پیشگفتار کتاب جنس دوم نوشته<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%88%D9%88%D8%A7%D8%B1"> سیمون دوبووار</a>:</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<blockquote><p>اگر برخی آثار اختصاص یافته به زن را مورد بررسی قرار دهیم، می بینیم که یکی از نظرگاه هایی که بیش از همه پذیرفته شده، نظر گاه نفع همگانی، نظر گاه منافع عمومی است: در حقیقت هر کس از آن، نفع جامعه را، به گونه ای که شخصا میل دارد جامعه را به آن شکل حفظ یا مستقر کند، در نظر می گیرد. ولی ما عقیده داریم که هیچ گونه صلاح عمومی جز آنچه صلاح فردی شهروندان را تامین می کند، وجود ندارد؛ ما از نظرگاه های شانس های واقعی داده شده به افراد، نهاد ها را مورد داوری قرار می دهیم. اما ضمنا فکر منافع فردی را با فکر خوشبختی در نمی آمیزیم؛ این نظرگاه دیگری است که غالبا به آن بر می خوریم؛ زن های حرمسراها، خوشبخت تر از زن های رای دهنده نیستند؟ زن خانه دار، خوشبخت تر از زن کارگر نیست؟ خیلی معلوم نیست که خوشبختی به ارزش های قطعی دربر دارد؛ امکان اندازه گیری سعادت فرد دیگر مطلقا وجود ندارد، و انسان وضعی را که قصد دارد به کسی تحمیل کند، پیوسته به آسانی می تواند سعادتبار بخواند؛ انسان، کسانی را که به ایستایی محکوم می کند، به این بهانه که خوشبختی همان عدم تحرک است، سعادتمند می نامد. از این رو خوشبختی مفهومی است که به آن استناد نمی جوییم. چشم اندازی که می پذیریم، چشم انداز اخلاق اگزیستانسیالیستی است. هر نفسی، خود را به نحو واقعی ملموس، به مثابه نوعی تعالی در خلال طرح ها مطرح می کند؛ این نفس، فقط با فراروی مستمر به سوی آزادی های دیگر، به آزادی خود تحقق می بخشد؛ برای وجود حاضر، جز گسترش به سوی آینده ای که به نحوی بی پایان گشوده باشد، هیچ گونه توجیهی وجود ندارد. هربار که تعالی گرفتار حالیت می شود، تنزل وجود به «فی حد ذاته»، تنزل آزادی به تصنع، صورت می گیرد؛ این سقوط، اگر نفس به آن رضایت داده باشد، نقصی اخلاقی است؛ و اگر تحمیلی بر نفس باشد، سیمای مجرومیت از مواهب طبیعی و نیز ستمدیدگی به خود می گیرد؛ در هر دو مورد، یک بدی مطلق وجود دارد. هر فردی که نگران توجیه وجود خود باشد، این وجود را چون نیاز بی پایان به کسب تعالی، احساس می کند.<br />
باری، آنچه به طریقی خاص وضع زن را تعیین می کند این است که زن در حالی که مانند هر فرد بشری، عبارت از آزادی خودمختاری است، در دنیایی که مردان می خواهند به او بقبولانند که خود را به مثابه <strong>دیگری </strong>بپذیرد، خود را کشف و انتخاب می کند. توقع بر آن است که زن را در قالب شئ تثبیت و گرفتار حالیت کنند، زیرا که تعالی اش به یاری ضمیر اصلی و مسلط دیگری، به نحوی مستمر اوج می گیرد. ماجرای غم انگیز زن، تضاد است، تضاد بین طلب اساسی هر ضمیری که پیوسته خود را به مثابه اصل مطرح می کند و مقتضیات وضعی که او را به مثابه غیر اصلی در نظر می گیرد. در شرایط زنانه، چگونه فرد بشری می تواند کمال بپذیرد؟ چه راه هایی به رویش باز است؟ کدام راه ها به بن بست می رسد؟ در بطن وابستگی چگونه می تواند به استقلال دست یافت؟ آزادی زن را چه موقعیت هایی محدود می کند و آیا زن می تواند آن ها را پشت سر بگذارد؟ این ها مسائل اساسی است که ما میل داریم روشن کنیم. یعنی چون به بخت های مساعد فرد توجه داریم، این شانس ها را نه بر اساس خوشبختی، بلکه بر اساس آزادی تعریف می کنیم.</p></blockquote>
<p align="justify">به ادبیات کلاسیک علاقه زیای دارم، البته اگر بشه این کتاب رو جزء ادبیات کلاسیک به شمار آورد، چرا که بعد از ۵۰ سال از انتشارش، هنوز می شه به تک تک بندهاش استناد کرد.به عقیده خیلی ها جنس دوم جرقه جنبش فمینیزمی بوده.</p>
<p align="justify">شکر خدا مترجم هم هدفمندی و ذکاوت خرج شده در نوشتن این کتاب رو به درستی منعکس کرده. اگرچه که تعدد علامات نگارشی اش عرصه رو به آدمی تنگ می کنه.</p>
<p align="justify">مترجم قاسم صنعوی و ناشر، انتشارات توس.</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">لینک های مرتبط:</p>
<ul>
<li><a href="http://www.ibna.ir/vdcfc1dy.w6dmtagiiw.html">صد سالگی سیمون دوبووار </a><a href="http://farnaaz.info/archives/002627.html"><br />
</a></li>
<li><a href="http://farnaaz.info/archives/002627.html">درباره نویسنده</a></li>
<li><a href="http://www.bookna.com/vdcbsgb8.rhba5piuur.html">اظهار نظر مترجم </a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/71/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
