<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; روانشناسی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%aa/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>زنگ تفریح</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/98</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/98#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 07:15:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/98</guid>
		<description><![CDATA[
دنیا پر از آدم های ترکه ای، با فرهنگ، پرجاذبه و مشهور است. این افراد مثلا نمونه هستند. از ما انتظار می رود که بخواهیم مثل آنها باشیم. دوست بداریم مثل آن ها اتومبیل های شیک و نو سوار شویم، آب معدنی گازدار و قهوه بدون کافئین بنوشیم، در رستوران های خوب شام بخوریم و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p align="justify">دنیا پر از آدم های ترکه ای، با فرهنگ، پرجاذبه و مشهور است. این افراد مثلا نمونه هستند. از ما انتظار می رود که بخواهیم مثل آنها باشیم. دوست بداریم مثل آن ها اتومبیل های شیک و نو سوار شویم، آب معدنی گازدار و قهوه بدون کافئین بنوشیم، در رستوران های خوب شام بخوریم و فقط فیلم های فرهنگی تماشا کنیم. […]جامعه از ما انتظار دارد که خودمان را بهتر کنیم، بخواهیم اندام مناسبی داشته باشیم و چاق نباشیم، لب به سیگار و الکل نزنیم، (محض رضای خدا همیشه) رفتار خوبی با فرزندانمان داشته باشیم، به جنون رانندگی یا عصبانیت ناشی از اصلاح بد سر دچار نشویم. خلاصه از ما انتظار می رود که بخواهیم موفق و پولدار شویم.به هر کجا که نگاه کنید، روزنامه ها، مجله ها و کانال های تلویزیونی مملو از مقالات، برنامه ها و آگهی هایی را می بینید که به ما می گویند چگونه بهتر لباس بپوشیم، اندام مناسبی داشته باشیم، به خانه و باغچه خود برسیم، عذاهای بهتری بپزیم، رژیم غذایی بهتری بگیریم، همسرمان را راضی تر نگه داریم و حتی جانور خانگی مان را بهتر تربیت کنیم.<br />
اما چه کسی را باید ببینیم که ما فقط انسان هستیم؟ یا اینکه برایمان مهم نیست که لایه های بیرونی پیاز کنده شود تا واقعیت وجودمان آشکار گردد؟ یا اینکه از درمانده بودن خودمان راضی هستیم؟ یا اینکه می خواهیم یک دایناسور باشیم؟ یا بخواهیم زندگی نامرتب، باسالم ولی شادی را داشته باشیم؟ اگر بخواهیم تنبلی کنیم و به جای رفتن به سر کار به ماهیگیری برویم که را باید ببینیم؟ یا اگر مشکلی با ولخرجی کردن خودمان نداشته باشیم؟ اگر نخواهیم دستی به سر و روی باغچه یا اتاق نشیمنمان بکشیم چطور؟ اگر بخواهیم نامنظم، فراموشکار، یی ادب، شاد و انسان های نرمالی باشیم باید با کی صحبت کنیم؟<br />
این کتابی است که به شما اجازه می دهد ناموقر و چاق باشید، گوشت بخورید و شاد بمانید. این کتاب مخصوص افراد واقعی است که نمی خواهند لپ هایشان سرخ، پاهایشان بی مو و دفترچه یادداشت روزانه شان تمیز باشد و اتومبیلشان از پاکیزگی برق برند. این کتاب مخصوص آدم هایی است که دوست دارند راحت، ساده و بسیار بسیار نرمال باشند.<br />
[…]<br />
از زمان تولد با ما کاری کرده اند که همیشه به نوعی احساس شکست کنیم – ما هرگز به نمره مورد نظر دست نخواهیم یافت، چون آن نمره همیشه طوری تعیین شده است که دست ما بدان نرسد. اگر فقط در پنج درس نمره قبولی بگیریم کاری می کنند که خجالت بکشیم چون فلان شخص در ده درس نمره قبولی گرفته است. […] اگر به موفقیت دست یابیم؛ همیشه شخص دیگری وجود خواهد داشت که درآمد بیشتری دارد، در شعل خود موفق تر است، با تحفه-دختر جذاب تری می گردد، و یا با جوجه خروس جوان تر و خوش تیپ تری دیده می شود. آنچه مسلم است این است که ما هیچ وقت نمی توانیم پیروز شویم. اگر به امید رسیدن به «بزرگ تر» و «بهتر» قدم پیش نهیم هرگز موفق نخواهیم شد. اما اگر هدفمان را برای «کوچکتر» و «کم تر» نتظیم کنیم، حداقل از شانس بیش تری برخوردار خواهیم بود.<br />
این کتاب در مورد کوچک ماندن ولی در شب آسوده خوابیدن است. در مورد پیاده شدن از نوار نقاله و دو ثابت و طرد اسطوره ها است. ما باید این حقیقت را بپذیریم که هم ایراد داریم و هم موی صورت، همین طور موی بینی و بوی بدن. هم از اراده و فقدان اعتماد به نفس در عذابیم. اما چه اشکالی دارد؟ همه ما تا حدودی چنینیم. ایرادی هم ندارد.<br />
&#8230;</p></blockquote>
<p align="justify">این مقدمه کتاب «هفت عادت بد آدم های بسیار ناموثر» بود، نوشته ریچارد مک دونالد. فکر می کنم خوشایند بوده، مخصوصا برای آدم های وسواسی و کمال گرا که همیشه دوست دارن اول باشن، اما واسه چی؟ خدا می دونه. این کتاب در مقابل کتاب «<a href="http://www.neshaniha.com/texts/7Habits.php" target="_blank">هفت عادت مردمان موثر</a>» از دکتر <a href="http://irbooks.blogfa.com/post-4.aspx" target="_blank">استفان.آر.کاوی</a> نوشته شده که من نخوندم اونو اما می دونم که کتاب پرفروش و موفقی بوده.</p>
<p align="justify">راستش تا حالا کسی بهم کتاب زوری نفرخته بود، یعنی من نخریده بودم. اما پشت دخل انتشارات «موزون» توی نمایشگاه سه تا فروشنده زبل نشسته بودند مشتری رو دستگیر می کردند تا حتما یه کتاب ازشون بخره. خلاصه بگم که اگه رفتید سعی کنید با قیافه کنجکاوانه و مبهوت به کتابای این غرفه نگاه نکنید. این کتاب هم ماحصل اینجور نگاه کردن و رد شدن از دم این غرفه است! تا قبل اینکه کتاب رو بخوانم فکر می کردم عجب کلاهی سرم رفته، یه کتاب یگه پر از قانون و قوانین، تازه اونم با این تیتر مزخرف و چیپ بهم انداختن! اما حالا خیالم راحت شده که ۹۰۰ تومنم هدر نرفته!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="justify">راستی بگم که اگه رفتید نمایشگاه کچ کاری های سقف «شبستان»خصوصا نزدیک محراب رو از دست ندید! واقعا قشنگه! فکر کنم ناشرای ف نزدیک اونجان، راهروی ۱۲ ام!</p>
<p align="justify">یه کتاب دیگه هم به اسم آموزش GIS توی انتشارات عابد گذاشتن. از اونجا که کتاب در زمینه GIS کمه و اینکه این کتاب تالیف دوست چندین و چند هزار ساله منه، گفتم تبلیغشو اینجا بکنم. بلکه آمار فروشش که زیاد هست، زیادتر بشه. خلاصه پز دادیم دیگه!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/98/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دات کام شدیم</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/35</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/35#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Nov 2007 14:21:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تصمیم]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/35</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره دات کام شدیم.
خیلی وقت بود تو فکرش بودم اما بدون اینکه انتظارشو داشته باشم محقق شد! تمام زحمات دومین و کارهای فنی و انتقال وبلاگ از سرور وردپرس رو برادرم متقبل شد. من واقعا نمی دونم چطور ازش تشکر کنم. شاید توی این روزهای پر از مشغله و وسط این همه کار عقب مونده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره دات کام شدیم.</p>
<p>خیلی وقت بود تو فکرش بودم اما بدون اینکه انتظارشو داشته باشم محقق شد! تمام زحمات دومین و کارهای فنی و انتقال وبلاگ از سرور وردپرس رو برادرم متقبل شد. من واقعا نمی دونم چطور ازش تشکر کنم. شاید توی این روزهای پر از مشغله و وسط این همه کار عقب مونده یه سورپریز واقعی بود.</p>
<p>در این گیر و دار به وردپرس یقین پیدا کردم (قبلا فقط بهش ایمان داشتم). در اولین فرصت سعی می کنم php رو شروع کنم. مدت زیادی که از دنیای وب عقب موندم.</p>
<p align="center"> &#8211; - -</p>
<p align="right">امروز توی یه جلسه پرسش و پاسخ شرکت داشتیم. در مورد نحوه تصمیم گیری درست صحبت می کردیم. بحث جالبی بود. خلاصه سه ساعت جلسه تیتر های زیر بودند:</p>
<p align="right">۱٫ نیاز واقعی رو درک کنیم. <strong>نیاز</strong> رو از <strong>خواسته</strong> جدا بدونیم. خواسته ها چیزهایی هستند که دوست داریم به دست بیاریم، اما نیاز چیزهایی هستند که نیاز داریم به دست بیاریم.</p>
<p align="right">۲٫ آگاهانه انتخاب کنیم. یکی از اصول انتخاب آگاهانه اینه که مطمئن باشیم <strong>انتخاب دیگری </strong>هم داریم. می شه این انتخاب دیگر رو فقط نگه داشت و <strong>بعدا </strong>در موردش فکر کرد.</p>
<p align="right">۳٫ از بین این انتخاب ها تصمیم گیری کنیم. در تصمیم گیری از خودمون بپرسیم که آیا نیاز واقعی مون رو شناختیم؟ آیا از گزینه های رسیدن به اون نیاز کاملا خبر داریم و شرایط و زمینه ها رو در نظر گرفتیم؟</p>
<p align="right">۴٫ به درستی و کمال خودمون ایمان بیاریم. توهماتی که باعث تصمیم گیری و انتخاب نادرست می ند رو بشناسیم و اونها رو در تصمیم گیری دخالت ندیم. مطمئن بشیم که با خودمون رو راستیم.</p>
<p align="right">۵٫ به احساسمون اعتماد کنیم. اگر جایی در تصمیم گیری شک کردیم اون چیزی رو انتخاب کنیم که احساسمن رو ارضا می کنه. (فکر می کنم مثل من عقیده دارید که حستون هیچ وقت اشتباه نمی کنه. سوای شناخت عمیقش، یه دلیلش اینه که حسمون غالبا مسائل رو به اونجایی می رسونه که خودش می خواد)</p>
<p align="right">۶٫ و مهمترین مورد اینکه در تصمیماتمون این نکته رو لحاظ کنیم که <strong>ما همیشه شایسته بهترین ها هستیم.<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/35/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
