<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; آرامش</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%aa/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>حس غریب</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/19</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/19#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2007 21:27:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[آرامش]]></category>
		<category><![CDATA[دبستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=19</guid>
		<description><![CDATA[خوشبختانه به خاطر شغل مادرم، این شانس رو دارم که با معلمهای دوره ابتدایی ام کماکان دمخور باشم و البته در معرض قربون صدقه های مکرر و دعای خیر دائمی اونها. گاهی توی مجالسمون، هر پنج تا سر اینکه شاگرد کدومشون بودم دعوای صوری راه می انداختند و من هم کیف دنیا رو می کردم!
همشون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">خوشبختانه به خاطر شغل مادرم، این شانس رو دارم که با معلمهای دوره ابتدایی ام کماکان دمخور باشم و البته در معرض قربون صدقه های مکرر و دعای خیر دائمی اونها. گاهی توی مجالسمون، هر پنج تا سر اینکه شاگرد کدومشون بودم دعوای صوری راه می انداختند و من هم کیف دنیا رو می کردم!<br />
همشون رو می پرستم، از همه بیشتر معلم کلاس پنجمم، که خانمی جا افتاده و خوش مشربه و هنوز بعد از ۱۲ ۱۳ سال شناخت و رفت و آمد، اسم کوچیکش رو نمی دونم و به عادت اون زمانا بهش می گم «خانم ساعی». خانمی مسن و کمی فربه که از زمانی که من یادمه توی راه رفتنش مشکل داشت و با عصا راه می رفت. به همین دلیل کلاس ما برخلاف سایر کلاس پنجمی ها به جای طبقه ی دوم، انتهای طبقه اول بود.<br />
همیشه (تا قبل از این شنبه) معلم کلاس پنجمم رو یک خانم محکم و باوقار و آمر و دست نیافتنی می دیدم. خانمی که مدام قربون صدقه ام می رفت و من هم کیف می کردم از داشتن کسی که در کودکی خودم رو بهش اثبات کرده بودم. اما شنبه این هفته که حدودا بعد یک سال می دیدمش، احساس کردم بجای اینکه شاگردش باشم، دوست و هم صحبتش هستم. اولین بار بود که داوطلبانه و بدون حس تعهد کودکانه، و صرفا به دلیل انسان دوستی توی راه رفتن کمکش کردم و برخلاف همیشه چقدر استقبال کرد. اونقدر گرم صحبت شدیم که من فراموش کردم مهمونی به چه دلیله و من کجا هستم.<br />
- &#8211; -<br />
حس جالبی بود، این حس ملموس «بزرگ شدن».</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/19/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آرامش</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/17</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/17#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 21:25:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[آرامش]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=17</guid>
		<description><![CDATA[تجربه نشون داده که زمانی که خیلی آرومم نه خوب می تونم نقاشی کنم و نه اینکه خوب کد بزنم. در اون رمان فکر می کنم مشکلاتی وجود دارند اما من ازشون بی خبرم.بر عکس یکی از بهترین کدهای طول عمرم رو در پرالتهاب ترین روز تمام عمرم نوشتم.
آدمی همینه دیگه، در بدر دنبال آرامش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تجربه نشون داده که زمانی که خیلی آرومم نه خوب می تونم نقاشی کنم و نه اینکه خوب کد بزنم. در اون رمان فکر می کنم مشکلاتی وجود دارند اما من ازشون بی خبرم.بر عکس یکی از بهترین کدهای طول عمرم رو در پرالتهاب ترین روز تمام عمرم نوشتم.</p>
<p style="text-align:right;">آدمی همینه دیگه، در بدر دنبال آرامش می گرده و وقتی آرومه قدرش رو نمی دونه!</p>
<p style="text-align:center;">- &#8211; -</p>
<p style="text-align:right;">دنیای وردپرس هم دنیای جالبه. آدم احساس احترام بیشتری می کنه ؛)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/17/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
