خوش بختی

الان ساعت ۱۱ شبه و من فردا ساعت ۸ صبح باید یه مقاله ارائه بدم که هنوز حتی نمی دونم تیترش چیه. اینقدرام البته اعصابم آروم نیست که ریسک کنم تا این حد، منتهی هم مقاله و هم پاورپوینتش که حاضر و آماده از اینترنت دانلود کرده بودم گم شده! و الان دارم سعی می […]

درخت مزبور

روزی روزگاری یه دونه گرده ی از یه درخت ناشناس می افته توی باغچه دم در حیاط ما. این گرده هه، خود به خود کنار سه تا چنار گردن کلفت دیگه رشد می کنه و بزرگ می شه. روزی که ما دیدیمش، توی نیم متر فضا بین جدول و درخت بغلی اش تاب می خورد. […]

تخیل

دیروز تا جایی که جا داشت بی دغدغه نقاشی کردم. امروز دارم روی اولین مقاله ام کار می کنم. آخر هفته هم یه سر می زنم به شرکت که بگم من زنده ام، یکی از بچه ها یه جورایی بهم گفت یه روز حتما بیا شرکت. می پرسم صاحبکار زنگ زده؟ رییسم گفته بیام؟ می […]

داریم می ریم زنجون

نوشتنم می آد ناجور.
گاهی باید یادمون بیاد که همه آدما همیشه همونین که بودن. اما همه از یه جنسیم. کسی از کسی برتر نیست. همه آدم ها سوای تمام پارامترهاشون هویتی دارن به اسم انسان بودن. با احساسات و عواطفی که فقط روی زمینه که بهش پاسخ داده می شه. نه توی آسمونا، روی ابرا.
- […]

بازخواست

چند روز پیش استاد پروژه ام بعد کلاس گفت خانم فلانی کارتون دارم یه سر بیاین پیش من. دوباره و سه باره، با جدیت تکرار کرد. مطمئن بودم به خاطر نمره نه چندان جالبیه که از درس ترم پیشش گرفتم. احیانا دکتر بعد اینکه برگه ها رو صحیح کرده جا خورده که دانشجوی خودش عجب […]

توهم!

بعضی آدم ها راحت طلبند. خوش به حالشون. عمرشون بیشتره، خوشحال تر هم هستند.
بعضی آدم ها ناراحت طلبند. و تا وقتی که تمام وقت درگیر نباشند آروم نمی شن. عمرشون کوتاه تره، اعصابشون هم ضعیف تر.
- - -
کار شرکت از یه زمانی به بعد برام غیر قابل تحمل شده. تو یه چرخه معیوب افتاده که […]

تعطیلات خود را چگونه گذراندید

حدود یک هفته ای رو در سواحل خزر سپری کردیم. و البته جای شک نیست که مسبب اصلی این سفر من بودم، که عموجان بزرگ رو راضی به سفر کنم تا دسته جمعی بریم ویلای پسرش. جای شما خالی خوش گذروندیم و شب رو با صدای امواج و روز رو در گردش و سیر و […]

سال نو مبارک

سال نو مبارک. امیدوارم که سال جدید با شادی شروع بشه و به شادی ختم بشه. دل هامون بی آلایش باشه. لبهامون خندون. خوش باشیم و بگیم و بخندیم و از وجود همدیگه و از نعمت های خدادادی استفاده کنیم، خدا رو به خاطر داشته هامون شکر کنیم و توی کار خلق خدا سرک نکشیم. […]

!!

۱. نشد که ننویسم. رئیس پلیس تهران رو به جرم عمل منافی عفت دستگیر کردند!
دوست دارم بدونم الان توی سر مامورهای گشت ارشاد، مخصوصا خانم های سبزپوش که به دخترهای مردم گیر می دن و می چپوننشون توی ون و می برن پاسگاه تا مجبورشون کنند که لباس هاشون رو پاره پوره کنند، چی می […]

خوشبختی و الی آخر

* کافیه چشمها رو ببندی، و به جای اینکه به پشت سرت نگاه کنی، به جلو خیره بشی، اونوقت به خودت و به خودت فکر کنی و بدون اجازه هیچ کس، همون کاری رو انجام بدی که دلت بخواد. خوشبختی یعنی همین. و در مقابل، اگه سعی کنی خودت رو برای روزهای بد آماده کنی، […]