<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; اجتماعی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>women only</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/156</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/156#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 20:42:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[بوستان مادران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/156</guid>
		<description><![CDATA[ اتفاق خیلی خوبیه، اگه یه دوست پایه تفریح بعد مدتها اس ام اس بده که &#8220;فردام از صبح خالیه. اگه تو هم، بریم پارک&#8230;&#8221; حالا نه هر پارکی. بوستان مادران. همون پارک women only، مثل واگن اول و آخر مترو.
این مقوله women only تو محیطای عمومی و کنترل نشده خوب جواب می ده. فک کن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"> اتفاق خیلی خوبیه، اگه یه دوست پایه تفریح بعد مدتها اس ام اس بده که &#8220;فردام از صبح خالیه. اگه تو هم، بریم پارک&#8230;&#8221; حالا نه هر پارکی. بوستان مادران. همون پارک women only، مثل واگن اول و آخر مترو.</p>
<p align="justify">این مقوله women only تو محیطای عمومی و کنترل نشده خوب جواب می ده. فک کن اومدی پارک که آزاد باشی و بلند حرف بزنی ولی جلوی هفت هشت تا سرباز وظیفه که بعد شنیدن کلی حرف کلفت از افسر نگهبانشون اومدن پارک بستنی بخورن مسلما اونطوری که می خوای نمی شه. اما در مقابلش تو محیط های کنترل شده بازده افراد رو پایین می آره.</p>
<p align="justify">اگه دوست دارید بدونید این پارکه حجوریه، بگم که توش خانم ها اصولا آزادند. یا عین پنجه آفتاب یا رنگ ته دیگ! بعضی از تین ایجرها با موهای آناناسی و لباس مهمونی عین فاتحان دنیا می دون و آهنگ گوش می دن.</p>
<p align="justify">خانم های بزرگتر آش رشته می خورن، قربون صدقه دخترای خانمی مث من و لیلا می رن که بوستان مادران رو تحویل نگرفتیم و هنوز با مانتو مقنعه نشستیم. باهامون بلند می گن و می خندن. داد می زنن سر بچه های وروجکشون. می دون می دون می دون! sunbath می گیرن.</p>
<p align="justify">تازه ماالشعیر تقلبی هم می اندازن به ملت! چی فک کردین؟</p>
<p align="center">—</p>
<p align="justify">سحر و سمیر می گن تو زیادی خوشی! به قولشون اتی (اعتماد به نفس) ات بالاست، که تو این هیر و ویر پروژه قرار کوه می گذاری- کتاب می خونی &#8211; دلت بستنی می خواد! اعتراف می کنم مخلوقی هستم از مخلوقات خدا که اتفاقن هم ناراحت می شه هم دلخور هم متوقع هم عصبی هم از کوره در می ره … اما می خواد با این سرگرمی های کوچولو آرامشش رو حفظ کنه تا رشته زندگینی از دستش در نره. و با وجود کلی انسان شریف دور و برش هنوز عادت نکرده وقتی اتفاقی براش افتاد رک و راست به زبون بیاره. نمی تونه یا نمی خوادشو دیگه نمی دونم. باهاش صحبت می کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/156/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ملت احساسی ما</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/120</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/120#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 15:24:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/120</guid>
		<description><![CDATA[خبر داغی بود خبر دکتر مددی، ویدیوش که بدتر، استرس زا و ناراحت کننده (نمی دونم چرا گذاشتنش روی یوتیوب). اما به نظر من اینقدر احساس و هیجان برای همچین خبری نشونه خیلی جالبی نمی تونه باشه! توی این مملکت هر روز داره به نحوی خیانت می شه. درسته که می خوایم نشون بدیم ایراد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خبر داغی بود خبر <a href="http://zanjan1387.blogfa.com/">دکتر مددی</a>، ویدیوش که بدتر، استرس زا و ناراحت کننده (نمی دونم چرا گذاشتنش روی یوتیوب). اما به نظر من اینقدر احساس و هیجان برای همچین خبری نشونه خیلی جالبی نمی تونه باشه! توی این مملکت هر روز داره به نحوی خیانت می شه. درسته که می خوایم نشون بدیم ایراد ریشه ایه، اما کمی آهسته تر هم می شه سر و صدا کرد، خبر تا بی بی سی هم رفته، زن طرف تو سفر حج بوده که خبرش کردن، اخه یک کم آدمیت هم خوب چیزیه به خدا!</p>
<p>مددی الان به یک دیو یک سر و دو گوش تبدیل شده، اما باید حرفش رو شنید. همیشه دانشجو و همیشه اونی که شلوغ پلوغ می کنه درست نمی گه.</p>
<p>یه نکته دیگه اینکه دکتر مملکت هم آدمه. آدم های مذهبی هم آدمند. کم نیستن توشون کسایی که تجدید فراش می کنند یا پنهان از زن اول صیغه می کنند و از این کارا. نه اینکه صحه ای بر کارشون باشه یا قضاوت بشن، منتهی تا وقتی از دکتر مملکت یا  آدم های ریش دار انتظار زیادی می ره این مشکلات هم وجود داره.</p>
<p>یادمه که یکی از دوستام توی آزمایشگاه عکسی نشونم داد از یه مهمونی روی عرشه ی کشتی تو ترکیه، یه خانم خیلی پیر با لباس میدی تو یه حالت غیر عادی روی عرشه داشت شنگول تر از همه می رقصید طوری که دورش رو خالی کرده بودند که جای مانور بیشتری داشته باشه! پرسیدم این کیه، گفت پروفسور نمی دونم چی چی که مست کرده و داره می رقصه، اینم مهمونیه مال کنفرانس فلان تو ترکیه!</p>
<p>پی نویس: قصد صحه گذاشتن روی این مساله یا نفی حرکت دانشجویی رو نداشتم، فقط فکر کردم بهتره توی این شلوغ و پلوغی اونطرف قضیه رو هم دید.</p>
<p>مطلب <a href="http://feeds.feedburner.com/~r/nikahang/~3/313648739/blog-post_8296.html">نیک آهنگ</a> و <a href="http://blog.nim.ir/?p=551">این یکی</a> رو هم بد نیست بخونید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/120/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بوستان گفتگو</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/23</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/23#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 Sep 2007 17:05:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=23</guid>
		<description><![CDATA[یکی از جالب ترین جاهای این شهر، پارکیه به اسم بوستان گفتگو. به چند علت:
اول اینکه کنار اتوبان قرار گرفته و بنابراین مسلما مشتری های بی کار و گذری نداره! گاهی ملت از این سر و اون سر شهر قصد می کنند که برن اونجا!
دوم اینکه فضای واقعا جالبی داره. و بیشتر از تعداد مشتری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از جالب ترین جاهای این شهر، پارکیه به اسم بوستان گفتگو. به چند علت:</p>
<p>اول اینکه کنار اتوبان قرار گرفته و بنابراین مسلما مشتری های بی کار و گذری نداره! گاهی ملت از این سر و اون سر شهر قصد می کنند که برن اونجا!</p>
<p>دوم اینکه فضای واقعا جالبی داره. و بیشتر از تعداد مشتری هاش، باغبون و نیروی انتظامی!</p>
<p>سوم اینکه آدم های جالبی اونجا می شه پیدا کرد. مثلا: یه خانم و آقا که تازه برا اولین بار می خوان با هم درباره اهداف زندگی مشترک صحبت کنند (از اونجا که آقاهه کلی جنتل منه و خانمه کلی رام و مودب!)، یا اینکه یه موجود رو با بلوز و شلوار و کلاه می بینید و نه از رو تیپ و قیافه، بلکه از ترسی که از لو رفتن توی صورتش هست تشخیص می دید که یه دختر دبیرستانیه! یا اینکه آقایی رو می بینید که اضافه کار و گرونی بنزین رو بهونه می کنه تا روی چمنای نازنین آقای باغبون دراز بکشه.. و یا اینکه دوتا جوون رو می بینید که بهشون می خوره دانشجو باشن؛ با لپ تاپشون نشستن روی یکی از نیمکتا تند و تند دارن تایپ می کنند و گه گداری صدای گوگوش و هایده و مهستی (غلو کردم؟) از طرف نیمکتشون شنیده می شه!</p>
<p>خلاصه جای بامزیه! البته بگم اگه می خواین این تعاریف مصداق داشته باشه صبح ۵ شنبه برید اونجا!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/23/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
