<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گيس گلابتون &#187; برنامه نویسی</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/category/%d8%a2%db%8c-%d8%aa%db%8c/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 08:44:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>پیکاسو III!!</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/31</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/31#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Oct 2007 19:53:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[برنامه نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[نقاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=31</guid>
		<description><![CDATA[از عنفوان جوانی دوست داشتم گرافیک بخونم. اما به دلیل آینده نامعلوم اش از رفتن به هنرستان منصرف شدم و رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کردم. با این آرزو که یک روز هنر رو به صورت آکادمیک ادامه بدم. از اونجا که این دو تا مقوله خیلی با هم جمع نمی شن، هنر این وسط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از عنفوان جوانی دوست داشتم گرافیک بخونم. اما به دلیل آینده نامعلوم اش از رفتن به هنرستان منصرف شدم و رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کردم. با این آرزو که یک روز هنر رو به صورت آکادمیک ادامه بدم. از اونجا که این دو تا مقوله خیلی با هم جمع نمی شن، هنر این وسط فدا شد تا من وارد شاخه فنی شدم. و با این شیوه ای که پیش می ره گمونم نکنم هیچ وقت توان و حتی فرصت ادامه دادن هنر رو داشتم باشم. انتخاب کردم و باید یه راه مشخص رو ادامه بدم، و هرگونه تفکر انحرافی و التقاطی باعث می شه که به مسیر معین نرسم و کلا دیگه هیچی به هیچ چی.</p>
<p>منتهی اتفاق جالبی که افتاده، طوری که این دو تا مقوله نچسب یه جورایی بهم چسبیدن! به صورت اتفاقی و از سر آشنایی با چند تا دوست، تمرکز اصلی ام در حال حاضر روی پردازش تصویره و پروژه پایانی ام کار با رنگ و بافت تصاویر! اگر چه که الان باید قلم مو رو بزنم تو معادل HEX رنگ ها، ولی کاچی به از هیچی!</p>
<p>پیش بینی می شه که در طی همین پروژه با مفاهیم ترکیب رنگ روی صفحه تصویر هم آشنا بشم و احتمالا سبک هنری ای رو پایه ریزی می کنم که مثلا توی اون تابلوها از پشت صفحه تصویر یه جور دیده می شن و در حالت عادی جور دیگه! ؛)</p>
<p>ای بابا! اصلا شما دارید وبلاگ پیکاسو ثالث رو می خونید! D:*</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>همکارای من نصفشون VC کار اند و نصف Delphi کار. گاهی دعوای زرگری راه می اندازند و شروع می کنند به کل کل کردن سر بهتری و بدتری. من کلا به جای تایید و تکذیب فقط می خندم!</p>
<p>- C کامنت دلفیه! اصلا واسه همینه که زود کامپایل می شه!**</p>
<p>+ دلفی واسش قصه ام بگی کامپایل می کنه! تو بگو «امروز رفتم خونه.. آبگوشت خوردم» کامپایل می کنه!</p>
<p>- بچه ها C رو با چی نوشتن؟ خوب با B! (هاهاها! C هم شد اسم!)</p>
<p>+ قراره بورلند یه زبون دیگه ای بده بیرون به اسم لی لی بیت! دلفی و چی؟ لی لی بیت &#8230;</p>
<p>- شما C کارا برنامه می نویسید باگش می زنه سیستم رو crash می کنه! <a href="http://diglloyd.com/bike/blog-images/2006/19/Polar-BlueScreenOfDeath.jpg">blue screen</a> می ده!</p>
<p>+ باگ باید مردونه باشه! باید بزنه kernel رو داغون کنه!</p>
<p>&#8230;</p>
<p>و از این دست صحبتا که هر وقت یادشون می افتم خنده ام می گیره. امیدوارم حق مطلبو ادا کرده باشم، تا مثل من خنده به لبهاتون بیاد.</p>
<p>نکته انحرافی: از این نوشته مغرضانه معلوم هست که خود من VC کارم!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p align="right">پی نویس: دلمون واسه یه نفر تنگ شده. کلا.. دور هم باشیم!</p>
<p align="center">- &#8211; -</p>
<p>* پیکاسو ثانی لقب دختر خانم دیگریه.</p>
<p>** بعد از پست: تو دلفی کاربرد ; دقیقا مثل c ـه. کاربرد {} برای کامنت کردنه که در c برای بلوکه و این باعث میشه دلفی اکثر کدهای c رو به صورت کامنت ببینه (با تشکر از دوستی که اشتباه منو اصلاح کرد).</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/31/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تجربیات یک سخت افزاری در زمینه برنامه نویسی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/29</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/29#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Oct 2007 06:51:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[آی-تی]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=29</guid>
		<description><![CDATA[توی برنامه نویسی نکات جالبی وجود دارند، که با وجود مدرک سخت افزارم در این چند سال به خوبی تجربه کردم. نوشته زیر روی event و exception handling متمرکزه. شاید نکات زیر بدیهی به نظر برسند که باید به سخت افزاری بودن من ببخشایید:
&#160;
برنامه نویسی تحت وب از نظر event handling برای کاربردهای ساده وب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">توی برنامه نویسی نکات جالبی وجود دارند، که با وجود مدرک سخت افزارم در این چند سال به خوبی تجربه کردم. نوشته زیر روی event و exception handling متمرکزه. شاید نکات زیر بدیهی به نظر برسند که باید به سخت افزاری بودن من ببخشایید:</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">برنامه نویسی تحت وب از نظر event handling برای کاربردهای ساده وب در سطح مناسبی قرار داره، علی الخصوص اگر از اسکریپت کلاینت ساید استفاده بشه. اما exception handling اش خیی دلچسب نیست. در ضمن برای ساده ترین کارا باید کدهای فضایی بنویسی که گاهی آدم رو پشیمون می کنه که چرا از Application استفاده نکرده.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">استفاده از application برای تولید صفحات وب بسیار زیبا خواهد بود و به نسبت اسکریپت های سرور ساید، event و exception handling بسیار قوی تری داره. البته من به شخصه تجربه کد زدنش رو نداشتم اما همکاری دارم که این کار رو برای یکی از application های من انجام داد و در پی همین جریان دستم اومد که دنیا دست کیه.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">برنامه نویسی application از نظر event و exception handling در گستره وسیع تری از کاربردها مناسب تره، البته به شدت به انتخاب IDE مربوطه بستگی داره. برای مثال عاقلانه نیست اگر برای نوشتن یه برنامه ساده ماشین حساب از visual-c استفاده بشه یا اینکه برای نوشتن یه برنامه client/server از java که هر دو وصله ناجورند. visual-c به شیوه توفیق اجباری امکانات گسترده ای داره که گاهی ممکنه باعث دردسر و هدر رفتن وقت بشه. Delphi برای کارهای interface با زیر ساخت نه چندان پیچیده زبان مناسبیه. در مورد C++Builder، زمانی رو که برای کامپایل برنامه هاش هدر می ره تقریبا در حدود تولید یک نرم افزار دیگه است. Java هم زبان زیباییه اما سیستم Event handling اش یه جور خاصیه. راستش یه جور خاصی رو از اونجا می گم که توی برنامه قوی ای مثل MATLAB 7 یه تعداد زیادی exception جاوا دیدم. جور خاصش توصیف دیگه ای برام نداره.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">تو کار نرم افزار از اونجا که هر چقدر برنامه از نظر handle کردن exception ها قوی باشه اما بالاخره مواردی پیدا می شن که از زیر دست آدمی در می رن، برای همین توسعه دهنده ها مدت زمانی رو قائل می شن برای support برنامه. خیلی خوش شانس خواهید بود اگر در طی مدت support با exception های handle نشده ای مواجه نشید که برای مثال کل پایگاه داده خریدار رو بفرستند اون دنیا. و لازم به ذکر نیست که برای همین exception های handle نشده است کاربرها قبل از نصب هر نرم افزار یک طومار بلند بالا رو امضا می کنند!</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">و نکته مهمتر اینکه، باید برای هر برنامه تعیین بشه که exception handling تا چه سطحی باید انجام بشه. اگر خیلی از exception ها نادیده گرفته بشه ممکنه برنامه رو با مشکل جدی روبرو کنه و اگر زیادی دیده گرفته بشه ممکنه کاربر رو به خاطر کندی نرم افزار کلافه کنه.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">البته این بجث یه نتیجه گیری اخلاقی هم داره و اون اینه که بگذاریم مسائل به روند خودشون طی بشن. اگر بیش از حد firm باشند یا اینکه برعکس اون ها رو با خوش خیالی به امون خدا بسپریم مسلما با دو مشکل بالا مواجه خواهیم شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/29/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
