Mehr

نقاشی چهره

Posted by: زهرا on: ۲۸ فروردین, ۱۳۸۸

نقاشی می کنم. یک تابلوی عهد عتیق دارم، حدودن مال صده ۱۶٫ مدل رو می گم. یک آقایی که فلوت می زنه. 
با چهره مشکل دارم. چهره پسرک خیلی معصومه. نمی تونم درش بیارم و از طرفی اگر در بیاد هم با بقیه تابلو همخونی نداره. شاید ده بار یا بیشتر صورتش رو کشیدم و نود [...]

سیمرغ

Posted by: زهرا on: ۲۳ فروردین, ۱۳۸۸

«سام» پدر زال فرمان می‌دهد فرزندش را که با موهای سپید به دنیا آمده در صحرا رها کنند تا از بین برود. سیمرغ به سبب مهری که خدا در دلش می‌افکند، زال را به آشیانه می‌برد و می‌پرورد. سرانجام وقتی سام به دنبال خوابی که دیده‌است به پای البرز کوه (جایگاه سیمرغ) به سراغ زال می‌آید، سیمرغ بعد [...]

مرام؟

Posted by: زهرا on: ۱۹ فروردین, ۱۳۸۸

مرام یعنی چه؟
اون چیزی که من از مرام و مروت فهمیدم یعنی انسان امروزش رو به هر قیمتی حتی له کردن حق و حقوق و حرمت و شرف دیگران بگذرونه، حالا ببینیم فردا چی پیش می آد
یه معنای قوی تر یعنی نه سیخ بسوزه نه کباب
معنای دیگرش یعنی متوقع کردن دیگران برای روز مبادا
با پنبه [...]

Posted by: زهرا on: ۱۳ فروردین, ۱۳۸۸

تهرونیم. فردا قراره به اتفاق دوستان خانوادگی از نحسی سیزده بگذریم.
دوست ندارم خیلی احوال الان رو ثبت کنم. تو یه گذار سختم و دلم میخواد که زودتر بگذره. تازه کشف کردم که پایان نامه در اصل یک بیماری مازوخیستی مزمنه که ادم های خوشحال بیدرد رو اچمز میکنه با منت اضافه. و خدا نکنه توش [...]

Posted by: زهرا on: ۰۸ فروردین, ۱۳۸۸

شجریان گوش میدیم، طبق معمول همه سفرهامون. یه جور یادگار از سفر شیراز. هشت ساله بودم.
بابا تحمل اهنگای دیگه رو نداره، مگه دلکش و ویگن و .. یادگارهای جوونی اش.

Posted by: زهرا on: ۰۶ فروردین, ۱۳۸۸

جنگ در نظر من دهه شصتی یعنی فرار و ترس و استرس. با این تعاریف دیدن مناطق جنگی بعد این همه وقت حتما غیر منتظره و دیدنی خواهد بود. فرصتی شد تا از نزدیک، بدون دافعه و با هیبت ناهمگون توریستی اروند کنار رو ببینیم و عملیات عجیب و غریب فجر ٨ رو بشنویم.
هرگز با [...]

بدترین کار

Posted by: زهرا on: ۲۸ اسفند, ۱۳۸۷

بدترین کار فشار آوردن به کسی است که نمی تواند حقیقت را بگوید.
بدترین کار فشار آوردن به من نوعی است اگر چیزی را می دانم و تو از من می خواهی که فاش کنم اما این به مصلحت نیست.
- – -
دم عیده و خسته ایم. فرصت خوبیه برای تمدد اعصاب برای تفکر برای تفریح.
سال نوی [...]

Posted by: زهرا on: ۲۸ اسفند, ۱۳۸۷

مامی جان از صبح تا شب قدم می زنند و می گن: این کوچولو کجا می خواد بذاره بره از پیش من!
گاهی خودمو هم به شک می اندازه!!
بلکم به خاطر کتابای نخونده به خاطر جاهای ندیده به خاطر دوستای همیشه موندگار به خاطر سربالایی سفارت هم که شده بمونم!

تفالی به حافظ، در آستانه سال نو

Posted by: زهرا on: ۲۸ اسفند, ۱۳۸۷

!!

Posted by: زهرا on: ۲۶ اسفند, ۱۳۸۷

کناره گیری خاتمی یعنی اینکه ما کماکان یک مملکت جهان سومی هستیم. دموکراسی کشک. ببخشید.
اگر که خاتمی کناره گیری کنه همون بهتر که به احمدی نژاد رای بدیم. یعنی آینده این مملکت تو یه بازی قدرت پاس و پاس کاری بین اصلاح طلبا داره تباه می شه.
آقای میرحسین آینده از شما نمی گذره. کاری به [...]


Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items