Mehr

زنگ تفریح

Posted by: زهرا on: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷

دنیا پر از آدم های ترکه ای، با فرهنگ، پرجاذبه و مشهور است. این افراد مثلا نمونه هستند. از ما انتظار می رود که بخواهیم مثل آنها باشیم. دوست بداریم مثل آن ها اتومبیل های شیک و نو سوار شویم، آب معدنی گازدار و قهوه بدون کافئین بنوشیم، در رستوران های خوب شام بخوریم و فقط فیلم های فرهنگی تماشا کنیم. […]جامعه از ما انتظار دارد که خودمان را بهتر کنیم، بخواهیم اندام مناسبی داشته باشیم و چاق نباشیم، لب به سیگار و الکل نزنیم، (محض رضای خدا همیشه) رفتار خوبی با فرزندانمان داشته باشیم، به جنون رانندگی یا عصبانیت ناشی از اصلاح بد سر دچار نشویم. خلاصه از ما انتظار می رود که بخواهیم موفق و پولدار شویم.به هر کجا که نگاه کنید، روزنامه ها، مجله ها و کانال های تلویزیونی مملو از مقالات، برنامه ها و آگهی هایی را می بینید که به ما می گویند چگونه بهتر لباس بپوشیم، اندام مناسبی داشته باشیم، به خانه و باغچه خود برسیم، عذاهای بهتری بپزیم، رژیم غذایی بهتری بگیریم، همسرمان را راضی تر نگه داریم و حتی جانور خانگی مان را بهتر تربیت کنیم.
اما چه کسی را باید ببینیم که ما فقط انسان هستیم؟ یا اینکه برایمان مهم نیست که لایه های بیرونی پیاز کنده شود تا واقعیت وجودمان آشکار گردد؟ یا اینکه از درمانده بودن خودمان راضی هستیم؟ یا اینکه می خواهیم یک دایناسور باشیم؟ یا بخواهیم زندگی نامرتب، باسالم ولی شادی را داشته باشیم؟ اگر بخواهیم تنبلی کنیم و به جای رفتن به سر کار به ماهیگیری برویم که را باید ببینیم؟ یا اگر مشکلی با ولخرجی کردن خودمان نداشته باشیم؟ اگر نخواهیم دستی به سر و روی باغچه یا اتاق نشیمنمان بکشیم چطور؟ اگر بخواهیم نامنظم، فراموشکار، یی ادب، شاد و انسان های نرمالی باشیم باید با کی صحبت کنیم؟
این کتابی است که به شما اجازه می دهد ناموقر و چاق باشید، گوشت بخورید و شاد بمانید. این کتاب مخصوص افراد واقعی است که نمی خواهند لپ هایشان سرخ، پاهایشان بی مو و دفترچه یادداشت روزانه شان تمیز باشد و اتومبیلشان از پاکیزگی برق برند. این کتاب مخصوص آدم هایی است که دوست دارند راحت، ساده و بسیار بسیار نرمال باشند.
[…]
از زمان تولد با ما کاری کرده اند که همیشه به نوعی احساس شکست کنیم – ما هرگز به نمره مورد نظر دست نخواهیم یافت، چون آن نمره همیشه طوری تعیین شده است که دست ما بدان نرسد. اگر فقط در پنج درس نمره قبولی بگیریم کاری می کنند که خجالت بکشیم چون فلان شخص در ده درس نمره قبولی گرفته است. […] اگر به موفقیت دست یابیم؛ همیشه شخص دیگری وجود خواهد داشت که درآمد بیشتری دارد، در شعل خود موفق تر است، با تحفه-دختر جذاب تری می گردد، و یا با جوجه خروس جوان تر و خوش تیپ تری دیده می شود. آنچه مسلم است این است که ما هیچ وقت نمی توانیم پیروز شویم. اگر به امید رسیدن به «بزرگ تر» و «بهتر» قدم پیش نهیم هرگز موفق نخواهیم شد. اما اگر هدفمان را برای «کوچکتر» و «کم تر» نتظیم کنیم، حداقل از شانس بیش تری برخوردار خواهیم بود.
این کتاب در مورد کوچک ماندن ولی در شب آسوده خوابیدن است. در مورد پیاده شدن از نوار نقاله و دو ثابت و طرد اسطوره ها است. ما باید این حقیقت را بپذیریم که هم ایراد داریم و هم موی صورت، همین طور موی بینی و بوی بدن. هم از اراده و فقدان اعتماد به نفس در عذابیم. اما چه اشکالی دارد؟ همه ما تا حدودی چنینیم. ایرادی هم ندارد.

این مقدمه کتاب «هفت عادت بد آدم های بسیار ناموثر» بود، نوشته ریچارد مک دونالد. فکر می کنم خوشایند بوده، مخصوصا برای آدم های وسواسی و کمال گرا که همیشه دوست دارن اول باشن، اما واسه چی؟ خدا می دونه. این کتاب در مقابل کتاب «هفت عادت مردمان موثر» از دکتر استفان.آر.کاوی نوشته شده که من نخوندم اونو اما می دونم که کتاب پرفروش و موفقی بوده.

راستش تا حالا کسی بهم کتاب زوری نفرخته بود، یعنی من نخریده بودم. اما پشت دخل انتشارات «موزون» توی نمایشگاه سه تا فروشنده زبل نشسته بودند مشتری رو دستگیر می کردند تا حتما یه کتاب ازشون بخره. خلاصه بگم که اگه رفتید سعی کنید با قیافه کنجکاوانه و مبهوت به کتابای این غرفه نگاه نکنید. این کتاب هم ماحصل اینجور نگاه کردن و رد شدن از دم این غرفه است! تا قبل اینکه کتاب رو بخوانم فکر می کردم عجب کلاهی سرم رفته، یه کتاب یگه پر از قانون و قوانین، تازه اونم با این تیتر مزخرف و چیپ بهم انداختن! اما حالا خیالم راحت شده که ۹۰۰ تومنم هدر نرفته!

- – -

راستی بگم که اگه رفتید نمایشگاه کچ کاری های سقف «شبستان»خصوصا نزدیک محراب رو از دست ندید! واقعا قشنگه! فکر کنم ناشرای ف نزدیک اونجان، راهروی ۱۲ ام!

یه کتاب دیگه هم به اسم آموزش GIS توی انتشارات عابد گذاشتن. از اونجا که کتاب در زمینه GIS کمه و اینکه این کتاب تالیف دوست چندین و چند هزار ساله منه، گفتم تبلیغشو اینجا بکنم. بلکه آمار فروشش که زیاد هست، زیادتر بشه. خلاصه پز دادیم دیگه!

۵ Responses to "زنگ تفریح"

1 | avra

اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۶ ق.ظ

khosh be halet ke rafti namayeshgah

2 | دختربابایی

اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۴ ب.ظ

سلاممممممممم:)
گچ کاری ها رو هستم ناجور!!
راستش نمیدونم.. از بس این روزا از اینجور کتابا مد شده ازشون در میرم.. شایدم خوب باشه.. به هرحال ۹۰۰ تومن کسیو بدبخت نکرده.. اگه دوباره برم میخرمش.. شاید چیزی عایدم شد بیش از اون ۹۰۰ تومن.. هوم؟

3 | زهرا

اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۴ ق.ظ

خوندن این کتابا در حد افراط آدم رو به مرز خل شدن می رسونه. اما این یکی بامزه است. کلن آداب و اصول تنبلی و خودمحوری رو یاد می ده، ولی پشت جلد کتاب تکذیبیه نوشته که خیلی جدی نگیریدش!
اگه خوشت اومده پیشنهاد می کنم بخریش. ۹۰۰ تومن کتاب هم این روزه روز معجزه است!

4 | مهدی

اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۴ ق.ظ

سلام
من هم مثل نویسنده این کتاب با فرهنگ مقایسه ای و اول دومی مخالفم.
این اول بودن و دوم بودن مال آدمهایی است که هیچ استراتژی مشخصی در زندگی شان ندارند و در نتیجه می کوشند تا با در افتادن در رقابت خود را همیشه بهتر و بالاتر از همه نشان دهند .این افراد می کوشند که “موفقیت” را “هدف” خود قرار دهند. غافل از اینکه انسان ذاتا محدود است. ذاتا موفقیت هم متعلق به همگان است . جاده ایست که پایانی ندارد و انسانی است که همیشه ناکام می ماند.
البته من موافق با از بین بردن اهداف نیستم بلکه بر عکس به شدت طالب شفاف بودن رویا هایشان هستم.
-این رویای شفافی است که یک فرد ۱۰۰۰ راس گاو در یک مزرعه ۱۰۰۰۰ هکتاری داشته باشد.
- و این رویای شفافی نیست که یک فرد بزرگترین گاودار کشور باشد.
آدمهایی که رویاهایشان مثل مورد دوم است. آدمهای ویرانگر و بخیلی هستند. اکثر جهانگشایان جهان از این تیپ آدم ها بوده اند.
من یک استراتژی خیلی مشخص دارم. استراتژی زندگی من خیلی هم پیچیده نیست:”سفره ی موفقیت اینقدر پهن و چرب است که من هر قدر هم بخورم و حتی بیشتر از خواستم هم بخورم باز هم غذا برای همه هست. شاید به بقیه سر سفره تعارف نکنم و خودم هم بیش از حد توانم بخورم( به دید ناظران خارج از سفره یا داخل سفره!) ولی سرم به کار خودم است و کاری ندارم که بقیه چی می خورند و چقدر می خورند.”
رابطه ی من با دنیای پیرامونم تشکیل شده از جذب اخباری درمورد خوشمزه بودن خوراک های جدیدی که با رژیم غذایی (رویاهای) من سازگاری دارد. و چشم چشم کردن برای پیدا کردن و خوردن این غذا های جدید!
برای هر کسی دایره ای تعیین کرده ام و بیش از آن به هر کسی اجازه ورود نمی دهم. البته گاهی شعاع این دایره ها کم و زیاد می شود و با هم اجتماع، اشتراک پیدا می کنند ولی دایره ای دارم که مربوط به شخص شخیص خودم است و کسی هم حق ورود به این دایره را ندارد.
این استراتژی است که حداقل ۲ سال است با آن زندگی می کنم و اقرار می کنم با آن از زندگی ام لذت می برم. دغدغه های فکری خیلی کمتری دارم و به راستی آدم خوشبختی شده ام…. عصبیتم خاموش شده و ایمان دارم که هر کاری انجام داده ام کار درستی در آن زمان مشخص بوده است.
روی جملاتم فکر کن خانم مهندس! من شما را هم سر این سفره دعوت کرده ام. کم پیش می آید چنین کنم.

5 | زهرا

اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۳ ق.ظ

تبریک می گم به ایده ات. کلی تحت تاثیر قرار دادی.

من راستش از دسته دومی که می گی نبودم اما از اونهایی بودم که همیشه تزش این بوده که اول باشه و بقیه رو هم اگر به جایی رسید بکشه با خودش بالا.

این اول بودن باعث می شد همیشه نسبی زندگی کنم. اول بودن رو من تعریف نمی کردم. بنابراین احیانا طبق تعریف دیگران زندگی می کردم. و برای دیگران. و اینکه دلم می خواست به دیگران کمک کنم تا اون چیزی که هستم رو شریک بشند رو دیگه انجام نمی دم! چون استقلال خودم و دیگران رو ازشون می گیرم.

راستش خوندن این کتاب خیلی داره به روحیه رقابت جویانه ام کمک می کنه. اینکه هر بار که سعی می کنم از کسی یا چیزی جلوتر بزنم به خودم نهیب می زنم و با همین کار اون چیزی می شم که خودم می خوام. داره انرژی های نهان روحم رو بهم نشون می ده.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items