تخیل

دیروز تا جایی که جا داشت بی دغدغه نقاشی کردم. امروز دارم روی اولین مقاله ام کار می کنم. آخر هفته هم یه سر می زنم به شرکت که بگم من زنده ام، یکی از بچه ها یه جورایی بهم گفت یه روز حتما بیا شرکت. می پرسم صاحبکار زنگ زده؟ رییسم گفته بیام؟ می گن نه! ولی یه روز حتما بیا شرکت! من امیدوارم از اثرات وبلاگم نباشه. به خدا خوبم!

- - -

دارم سعی می کنم برای تخیلم احترام قائل بشم. تخیل آدم ها مهمترین چیزیه که توی دست و بالشونه. همون چیزیه که تحمل سختی ها رو برای آدم آسون می کنه.

- - -

آدم ها بامزه اند، روزای سختی چرخ می زنند تا یکی رو پیدا کنند و درد دلشون رو بهش بگند. یه دوست هندی بعد از زمان طولانی به من پیغام داده که سلام منو که یادته؟ من ازدواج کردم داشتم بچه دار هم می شدم که زنم سقط کرد. من خیلی ناراحتم و این صحبتا!

من دقیقا برعکس این اخلاق رو دارم. ۱۸۰ درجه تمام.

۲ نظر to “تخیل”

  1. سلامممممممممم:) چیزه.. من اینجور مواقع از همه آدما فرار میکنم مبادا یکی یه وقت بهم سلام بده مجبور شم جواب بدم!!!

  2. خیلی هامون اینجوری هستیم زهرا. البته من ترجیح می دم اطرافیانم همیشه خودشون بگن که چی شده. اما این طرف بعد صد هزار سال، خیلی جوک بود کارش!

نوشتن نظر