Mehr

زنجان

Posted by: زهرا on: ۳۱ فروردین ۱۳۸۷

اومدیم. شکر خدا سالم و سرحال رفتیم و برگشتیم، اگرچه که دو روز رو توی اتوبوس بنز سر کردن کلا چیزی از آدم باقی نمی گذاره، اما سفر خوبی بود. همسفرهای خوبی داشتیم. مسئول اردو و مسئولین کانون جهانگردی دانشگاه یه مشت بچه بوچه جغله بودند که کلی هم احساس مسئولیت از سر و کولشون می کشید بالا و آدم کیف می کرد وقتی می دید بچه های این سن و سال اینقدر سالمند و به خود متکی. روحیه جمعی شون که دیگه فریاد بود.

خلاصه سفر خوبی بود. جاتون خالی خوش گذشت.

- – -

استان زنجان به گنبد سلطانیه اش معروفه و غاری به نام «کتله خور». از اونجا که این دو جزو آثار ثبت شده بین المللی هستند، بهشون خیلی رسیدگی می کنند و به احتمال زیاد بودجه شون از طرف یونیسف تامین می شه.

گنبد سلطانیه یادگار دوره مغولهاست که به دستور سلطان محمد خدابنده به منظور ایجاد محلی برای دفن و آرامگاه خودش در شهر سلطانیه امروز ساخته شده. تاریخ مغولها بهش کم لطفی شده و من به شخصه فقط یه چیز کلی ازش می دونم. از اطلاعات بروشورها فهمیدم که اسم اصلی سلطان محمد، ایلجایتو بوده که بعد از سفر به عراق مسلمان شده و قصد داشته محل دفن امامان اونجا رو به سلطانیه منتقل کنه که نکرده.

علت اهمیت این گنبد اینه که تماما آجره و بین سازه های بلند آجری دنیا رکورد داره. گنبد دو لایه و مناره های ۸ طرف بنا، باعث مقاوم شدن اون در برابر زلزله شده. ایوانهای طبقه دوم و سومش که از بالای اونها نمای گسترده دشت اطراف دیده می شه هم جزو جاذبه های توریستی این بناست.

غار کتله خور جدا دیدنیه و پیشنهاد می کنم از این بهشت روی زمین حتما دیدن کنید. جذابیت غار بیشتر به قندیل هاشه که قدمت بعضی از اونها به چندین میلیون سال می رسه. از اول بازدید هم بهتون می گن دست به قندیل ها نزنید که کل غار رو با دوربین مدار بسته کنترل می کنند، آدم دیگه وسوسه می شه به یکی شون آویزون شه ببینه چه اتفاقی می افته! مجموعه قندیل های اونورش پیدا هم که با نورپردازی خیلی شکیل تر و زیباتر به چشم می اومدند و از اونجا که سرتاسر غار از این قندیل ها پوشیده بود، کاشفهای غار یه سناریو برای مسیرهاش ترتیب داده بودند که مثل فیلم های ایرونی به عروسی ختم می شه. منتهی یه جاهایی از دستشون در رفته بود و مثلا خم عروس به گذر یوزگلنگ منتهی می شد و دیگه شده بود خوراک تیکه پرونی و جدال دخترها و پسرهای اردو، مثل: کوچه تنگه بله/ عروس یوز پلنگه بله و ازاین تیکه ها! کلی خندیدیم خلاصه.

- – -

سوغات زنجان چاقوشه که البته همشون چاقو زنجانی نیستند، اقلا ۵۰% ویترین مغازه ها پر از چاقو و ساتور و شمیشیر و تیزی های چینیه. سوغات با کلاس ترشون ملیله است. ملیله روشیه برای ساختن ظرف و ظروف و کلا وسائل زینتی با سیم نقره و شاید طلا که ما فقط نقره هاشو دیدیم اما می دونم که همچین سیستمی هم برای طلا وجود داره. این اشیا رو با قیمت های خیلی زیاد می فروشند. علتش هم سوای زحمتی که براشون می کشن، اینه که فروش این کارهای چندان رونق نداره و اون تک و توک آدم های با ذوقی که حاضرند برای این کارها هر قیمتی رو بپردازند منشا اصلی ارتزاق این هنرمندها هستند. به هر حال نوش جونشون. با اینکه من خودم کلی تخفیف گرفتم سر دو تا تیکه ای که برداشتم.

سوغات خوردنی زنجان هم که اگه نداشت یه چیزی اش کم بود، یه جور شیرماله مثل شیرمالی که توی شهرهای اون حدود کشور به صورت های مختلف پخته می شه. و مال زنجان مثل یک کلوچه است که بیضی شکله. روش هم طبق معمول شیرمال ها راه راه نارنجی.

البته سوغات اصلی خود آدمه. کلن آدم ها دور دنیا رو می زنن که بگردن خودشون رو پیدا کنن.

- – -

لینک های مرتبط:

- – -

حق درج و اقتباس از مطلب با ذکر منبع مجاز است.

۶ Responses to "زنجان"

1 | دختربابایی

فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ب.ظ

سلاممممممممممممم :)
این ملیله که گفتی رو نشنیده بودم.. البت اصلش زنجان نرفته م تا حالا.. رسیدن به خیر

2 | AFT

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۳ ق.ظ

hala bibi golabatoono ma khodesho peyda kard?:)

3 | مهدی

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۲ ق.ظ

البته به نظر من به مغول ها هم زیاد احجاف نشده. ویرانگری های چنگیزخان در تاریخ جهان نمونه شده ولی پس از چنگیز جانشینان او در آباد کردن ایران نقش داشتن.
.
اولین داستانی که از صادق هدایت خوندم یه داستان خیلی کوتاه به اسم”سایه مغول” بود. و شاید تنها داستانی بود که پس از خواندنش واقعا گریستم.
.
پیشنهاد می کنم حتما اون را بخون. خیلی جالبه. افسردگی هم نمی آره.

4 | زهرا

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۵ ب.ظ

مرسی شکر خدا یه درصد عظیمی اش پیدا شده ;)

6 | احسان علیلو

شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۱ ب.ظ

زنجان منم گوزل شهرمد.من اونو چوخ ایسترم.الله دان هیسترم بی شهرن مردم همیشه خوش اولالارو ساغ یاشییالار

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items