Mehr

جنگ و صلح

Posted by: زهرا on: ۱۲ فروردین ۱۳۸۷

همه آدم ها در شرایط صلح یک جور رفتار می کنند، می خندند، مهربان و صمیمی اند، به خودشان و دیگران خوش می گذرونند. اما اگر ذره ای احساس خطر کنند، دیگر عکس العملشون قابل پیش بینی نخواهد بود. تمام عقده های روحی و درونی شان بروز می کند و تسلط به اوضاع رو از دست می دهند. به خاط همینه که همه آدم ها، چه شرور و چه آرام از یک سری قوانین مشخص طبعیت می کنند، آدم ها از هر ملیتی که باشند، خندیدن، سلام کردن و حفظ حریم شخصی رو در اولویت ارتباط با افراد قرار می دهند (مگر اینکه پدر مستبدی وجود داشته باشه که به ضمانت خودش قوانین رو تغییر بده).

  • شخص آرام از شرایط لذت می برد و در حقظ شرایط می کوشد. نتیجتا خوش بین می شود.
  • شخص شرور یا زیر بار فشار قانون خرد می شود یا طغیان می کند و یا اگر رگه های انسانیت در وجودش باشد با پرداخت هزینه گزاف در برابر قانون سر خم می کند.
  • بهترین آدم ها کسانی هستند که از شرایط صلح بیشترین بهره را می برند، نه آنهایی که در شرایط جنگ به اوضاع مسلط ترند.
  • عده ای هستند که آدم ها رو به خاطر عدم تسلط در شرایط سخت سرزنش کرده و در شخص خاطی تولید بدبینی می کنند.

- – -

یکی از شرایطی که شخص احساس خطر می کنه شرایطی است که به نظرش راهی غیر از چیزی که براش تشخیص داده اند پیش پا نداره و قدرت اختیار و انتخاب رو از دست داده. و یا اینکه برای به دست آوردن انتخاب های بیشتر احتیاج به شکستن سدهای حیاتی داره. مصداق این فشار، حمله روحی یا حتی تغذیه روحی فراوونه، در حالت اول باعث دافعه و در حالت دوم ایجاد مدیون بودن بی دلیل می کنه. یکی از ایراداتی که بر سخت گیری وارد می شه همینه؛ اینکه در کوتاه مدت جوابگو اما در دراز مدت مخربه و باعث ایجاد حس «عدم تعهد» در شخص می شه. توضیح اینکه تعهد به معنای تعهد شخص به خود است.

  • اینگونه افراد دائم از اینکه به خود متعهد نباشند واهمه دارند و از ریسک کردن پرهیز می کنند.
  • تعهد به خود مسلما نقطه شروع تعهد به دنیای اطرافه.
  • شخص تحت فشار تنها به دنبال راه فرار می گردد، و رفتارهای غیرقابل پیش بینی بروز می دهد. بازهم نباید به خاطر اینکار سرزنش شود.

- – -

نتیجه گیری روانشناختی – آتیه شناختی: آدم ها همه از ابتدا بر طبق معیارهای انسانی خوبند! پافشاری بر اشتباهات، احساس گناه مفرط یا مقصر دونستن دیگران باعث تخطی و برهم خوردن آرامششون می شه.

- – -

این دکتر رو می شناسید؟

- – -

 

قرار شده که پیچیده گویی رو کنار بگذارم. آخرین تراوشاتش رو ثبت می کنم، چون انصافا حیفند.

۴ Responses to "جنگ و صلح"

1 | دختربابایی

فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۱ ق.ظ

سلاممممممممممم :)
راستش زهرا دلم بیشتر واسه قولتوق سوخت تا هرکس دیگه!!

2 | زهرا

فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۸ ق.ظ

به نظر من استاده که باید جلسه رو بگردونه نه اینکه دانشجو رعایت کنه تا همچین مشکلی پیش نیاد. بعدشم قولتوق از دست اون بدبخت عصبانی نبود، یه کلمه ای گفت مثل عامل بیگانه یا همچین چیزی، معلومه که دلش از جای دیگه ای پر بوده!!

3 | مهدی

فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۶ ق.ظ

تعهد به خود مسلما نقطه شروع تعهد به دنیای اطرافه.
برگرفته از اون جمله ی امام علی ی که می گه:”شناخت خود مقدمه ی شناخت جهانه”؟-یا یه همچین مفهومی-

آخ که چقدر این آرامش در هنگام سختی ها خوبه…
و آخ که این دل صاب مرده اصلا این چیزا رو نمی فهمه…
ولی معمولا توی زندگی ما نسل سومی های جهان سومی این آرامش گوهر نایابی است…

عادت کرده ایم که همه “مرغ طوفان”* باشیم.
کبوتر صلح نیستیم.**

*: جمله ی معروف جناب شاپور بختیار.
**: عجب جمله ای ایراد فرمودیم. بعضی وقت ها شیفته این جملات یه هویی خودم می شم.

4 | زهرا

فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۲ ق.ظ

منظورم از تعهد اینه که جهت گیری شخص در زندگی اش طوری باشه که در جهت بهبود شرایطش حرکت کنه یا اصطلاحا صلاح خودش رو بهتر از بقیه بدونه. تعهد با فردیت فرق داره. چون تعهد شامل ارتباط با دیگران می شه اما فردیت منجر به انزوا می شه.

متاسفانه توی جامعه ما و به خصوص ما «نسل سومی جهان سومی ها» تا خودت رو تیکه تیکه نکنی جامعه باور نمی کنه صلاح خودت رو شناختی و در غیر اینصورت قصد می کنه که برات تصمیم گیری کنه یا بهت جهت بده. و اگر بتونی اینو ثابت کنی، بار جهت دهی باقی جامعه رو هم احیانا باید بپذیری.

توی ۱۴۰ واحدی که توی دوره دانشگاه پاس می کنیم دو واحد مربوط به مدیریت زندگیه که اونم اغلب بهش کم لطفی میشه، ولی تا دلت بخواد واحدهای خط دادن و جهت دادن و چی خوبه و چی بده برات ارائه می دن که اغلب جوابگوی مسائل روز نیستند. متاسفانه همه اون دانشجوهای مخاطب این دروس قصد ندارن به بسیج محله شون بپیوندن تا از مزایای بی حد و حصر این سرخوردگی برخوردار بشن.

امروز شنیدم که زنگ سلامتی توی کلیه مدارس به صدا در اومده. درسته که با این کارا بچه های نسل بعد سالم تر از نسل قبل بار می آن اما نمی دونن این سلامتی شون از کجا و به چه قیمتی به دست اومده و در قبال اش کمتر احساس مسئولیت خواهند کرد و بلکه با مواد مخدر و قرص توهم زا و این صحبتا می زنن خودشونو ناکار می کنند، تا بعضی از بچه های نسل قبل که سالی به دوازده ماه رنگ دکتر نمی بینند و البته سالم هم می مونند.

من قرار بود پیچیده حرف نزنم. اینا همه مصداق تعهد و عدم تعهد بود. شباهت اون دو جمله هم تو اشتراک مسیر شخص به جامعه است که متاسفانه همیشه برعکسشو می بینیم.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items