گيس گلابتون

افسانه ی شام آخر

ارسال شده توسط گلاب در تاریخ: ۱۵ مرداد ۱۳۸۶


«لئوناردو داوینچی موقع کشیدن این تابلو [شام آخر]، دچار مشکل بزرگی شد: می بایست نیکی را به شکل عیسا، و بدی را به شکل یهودا – یکی از یاران عیسا که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند- تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.

روزی، در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره ی یک از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.

سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود؛ اما مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.

گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند: دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خود پرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد، گدا – که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود - چشم هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلا دیده ام!

داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟

- سه سال قبل، پیش از آن که همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم، زندگی پر از رویایی داشتم، و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره ی عیسا بشوم. »

می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.

——–

این قسمت شاید معروف ترین بخش کتاب «شیطان و دوشیزه پریم» اثر کوئلیو باشه. این کتاب کشمکش وجدان مثبت و منفی یک آدمه که اون رو به اهالی یک دهکده منتقل می کنه. هنوز تا ته نخوندمش. دو سال طول کشیده تا به وسط کتاب برسم. گمونم دو سال دیگه طول می کشه تا این کتاب رو تموم کنم.

——–

داوینچی (از ۱۴۵۲ تا ۱۵۱۹) نقاش و مهندس ایتالیایی عهد رنسانس و صاحب گرانقیمت ترین تابلوی دنیا یعنی «لبخند مونالیزا» است. داوینچی در رشته‌های معماری، موسیقی، کالبدشناسی، اختراع، مهندسی، تندیسگری، نقاشی و هندسه نیز شخصی برجسته بود.

اثر معروف دیگر او «شام آخر» نام دارد که بر روی دیوار صومعه میلان نقاشی شده است و صحنه‌ای از انجیل را نشان می‌دهد که در آن عیسی مسیح و حواریون به هنگام صرف شام در روز پیش از مصلوب شدن مسیح هستند. داوینچی در این نقاشی از فن ژرفا نمایی (پرسپکتیو) به منظور جلب توجه بیننده به چهره مسیح استفاده کرده است.

بخشی از انجیل متا که الهام بخش این اثر بوده در ذیل آمده است:

Now when the even was come, he sat down with the twelve.
And as they did eat, he said, Verily I say unto you, that one of you shall betray me.
And they were exceeding sorrowful, and began every one of them to say unto him, Lord, is it I?
And he answered and said, He that dippeth his hand with me in the dish, the same shall betray me.

–Matthew ۲۶

۲۰ و ۲۱ شب، وقتی عیسی با دوازده شاگرد خود سر میر می نشست به ایشان گفت: «یکی از شما به من خیانت می کند.»
۲۲ همه از این سخن غمگین شدند، و هر یک با اندوه زیاد پرسیدند: «آیا من این کار را خواهم کرد؟»
۲۳ او جواب داد: «آنکه دستش را اول با دست من بسوی بشقاب دراز کرد، همان کسی است که به من خیانت می کند.»


–نوشته ی متا (۲۶)

——–

تصوير دوباره کشيده شده:

در این تصویر مسیح در وسط و یهودا درسمت چپ عیسا نشسته و با موی خرمایی و لباس آبی رو به سمت مسیح چرخیده است.

* تصوير اصلی بعد از پاک سازی:

 

 

 

 

 

 

۱۴۹۸ / آبرنگ روی گچ / ۶۴۲ * ۸۸۰ سانتی متر

 

صومعه ی Santa Maria delle Grazie در ميلان

 

 

- - -

 

منابع:

- - -

حق درج و اقتباس مطلب با ذکر منبع مجاز است.

۳ پاسخ برای "افسانه ی شام آخر"

1 | نیما

۲۰ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۳۱ ق.ظ

همونطور که میدونی افسانه ها در این مورد زیاد هستند. مخصوصا افسانه هایی که میگویند داوینچی تصویر مریم مجدلیه را در این نقاشی آورده است.

2 | haleh

۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۲۹ ب.ظ

khob bod mam non az shoma ke be fekr bachehaye ahl honar hastin fagat matalebo bishtaresh konid mer si

3 | haleh

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۴۴ ب.ظ

تو رو خدا عکس ها رو مطلب ها رو متنوع کنید بچه های رشته هنر نیاز دارند یه جوری باشه بتو نیم عضو گروههای هنری بشیم در فعالیتهای شما بتونیم شریک باشیم مرسی

نوشتن نظر

(نظرات بعد از تاييد نمايش داده خواهند شد)

دسته‌ها


  • Razoo: خانوم گیس گلابتون به شما نمی اومد اهل این حرفها باشی هااااا! رو نمی کردی! - - - ی
  • دختر بابایی: سلاممممممممممم:) چه قیاسی :)))) میگم مادر جان چون سرت شلوغه تند تند آپ میکنی؟! :) - - -
  • ناشناس: مع الفارق - - - ممنون. انتقاد پذیرم! : )