Mehr

یکمی فمینیزم

Posted by: زهرا on: ۰۳ اسفند ۱۳۸۶

از پیشگفتار کتاب جنس دوم نوشته سیمون دوبووار:

 

اگر برخی آثار اختصاص یافته به زن را مورد بررسی قرار دهیم، می بینیم که یکی از نظرگاه هایی که بیش از همه پذیرفته شده، نظر گاه نفع همگانی، نظر گاه منافع عمومی است: در حقیقت هر کس از آن، نفع جامعه را، به گونه ای که شخصا میل دارد جامعه را به آن شکل حفظ یا مستقر کند، در نظر می گیرد. ولی ما عقیده داریم که هیچ گونه صلاح عمومی جز آنچه صلاح فردی شهروندان را تامین می کند، وجود ندارد؛ ما از نظرگاه های شانس های واقعی داده شده به افراد، نهاد ها را مورد داوری قرار می دهیم. اما ضمنا فکر منافع فردی را با فکر خوشبختی در نمی آمیزیم؛ این نظرگاه دیگری است که غالبا به آن بر می خوریم؛ زن های حرمسراها، خوشبخت تر از زن های رای دهنده نیستند؟ زن خانه دار، خوشبخت تر از زن کارگر نیست؟ خیلی معلوم نیست که خوشبختی به ارزش های قطعی دربر دارد؛ امکان اندازه گیری سعادت فرد دیگر مطلقا وجود ندارد، و انسان وضعی را که قصد دارد به کسی تحمیل کند، پیوسته به آسانی می تواند سعادتبار بخواند؛ انسان، کسانی را که به ایستایی محکوم می کند، به این بهانه که خوشبختی همان عدم تحرک است، سعادتمند می نامد. از این رو خوشبختی مفهومی است که به آن استناد نمی جوییم. چشم اندازی که می پذیریم، چشم انداز اخلاق اگزیستانسیالیستی است. هر نفسی، خود را به نحو واقعی ملموس، به مثابه نوعی تعالی در خلال طرح ها مطرح می کند؛ این نفس، فقط با فراروی مستمر به سوی آزادی های دیگر، به آزادی خود تحقق می بخشد؛ برای وجود حاضر، جز گسترش به سوی آینده ای که به نحوی بی پایان گشوده باشد، هیچ گونه توجیهی وجود ندارد. هربار که تعالی گرفتار حالیت می شود، تنزل وجود به «فی حد ذاته»، تنزل آزادی به تصنع، صورت می گیرد؛ این سقوط، اگر نفس به آن رضایت داده باشد، نقصی اخلاقی است؛ و اگر تحمیلی بر نفس باشد، سیمای مجرومیت از مواهب طبیعی و نیز ستمدیدگی به خود می گیرد؛ در هر دو مورد، یک بدی مطلق وجود دارد. هر فردی که نگران توجیه وجود خود باشد، این وجود را چون نیاز بی پایان به کسب تعالی، احساس می کند.
باری، آنچه به طریقی خاص وضع زن را تعیین می کند این است که زن در حالی که مانند هر فرد بشری، عبارت از آزادی خودمختاری است، در دنیایی که مردان می خواهند به او بقبولانند که خود را به مثابه دیگری بپذیرد، خود را کشف و انتخاب می کند. توقع بر آن است که زن را در قالب شئ تثبیت و گرفتار حالیت کنند، زیرا که تعالی اش به یاری ضمیر اصلی و مسلط دیگری، به نحوی مستمر اوج می گیرد. ماجرای غم انگیز زن، تضاد است، تضاد بین طلب اساسی هر ضمیری که پیوسته خود را به مثابه اصل مطرح می کند و مقتضیات وضعی که او را به مثابه غیر اصلی در نظر می گیرد. در شرایط زنانه، چگونه فرد بشری می تواند کمال بپذیرد؟ چه راه هایی به رویش باز است؟ کدام راه ها به بن بست می رسد؟ در بطن وابستگی چگونه می تواند به استقلال دست یافت؟ آزادی زن را چه موقعیت هایی محدود می کند و آیا زن می تواند آن ها را پشت سر بگذارد؟ این ها مسائل اساسی است که ما میل داریم روشن کنیم. یعنی چون به بخت های مساعد فرد توجه داریم، این شانس ها را نه بر اساس خوشبختی، بلکه بر اساس آزادی تعریف می کنیم.

به ادبیات کلاسیک علاقه زیای دارم، البته اگر بشه این کتاب رو جزء ادبیات کلاسیک به شمار آورد، چرا که بعد از ۵۰ سال از انتشارش، هنوز می شه به تک تک بندهاش استناد کرد.به عقیده خیلی ها جنس دوم جرقه جنبش فمینیزمی بوده.

شکر خدا مترجم هم هدفمندی و ذکاوت خرج شده در نوشتن این کتاب رو به درستی منعکس کرده. اگرچه که تعدد علامات نگارشی اش عرصه رو به آدمی تنگ می کنه.

مترجم قاسم صنعوی و ناشر، انتشارات توس.

- – -

لینک های مرتبط:

No Responses to "یکمی فمینیزم"

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items