گيس گلابتون

صدای خنده خدا

Posted by: زهرا on: ۱۷ آذر ۱۳۸۸

به نظرم ساده ترین معنایی که می شه برای جبر و اختیار متصور شد انتخاب آگاهانه از بین معدود راه های پیش روه. آدم ها انتخاب های معدودی دارند و شیوه و سبک زندگیشون اونها رو به یکی از راه های موجود سوق می ده. به نظر می آد ما آدم ها در عین اختیار در دنیای مدیریت شده ای قرار داریم.

اگه بتونم شب و روز به فلسفه ی جبر و اختیار فکر می کنم و به کوچیک بودن سایز و اندازه آدم در این دنیای بزرگ. و به موثر بودن بعضی از آدم ها نسبت به بعضی دیگرشون.

گاهی انتخاب هایی می کنیم و در مسیرهایی قرار می گیریم که بازگشت ازشون غیر ممکنه. در انتخابمون هم تنها به بعریف و تمجید اطرافیانمون تکیه می کنیم. یادمون می ره که کسی بالای سر ماست که همه چیز رو اون آفریده و مکنت و جلال و جبروت آدم ها همه از اونه. و اگه بخواد در کسری از ثانیه می تونه همش رو پس بگیره. بهتره تو انتخاب هامون و تصمیماتمون خودمون رو تنها فرض کنیم و در جایگاه جواب پس دادن. گاهی باید چشم هامون رو بازتر کنیم و ببینیم که اون چیز که مدام بهش ضربه می زنیم و می خوایم نابودش کنیم راه نجاتیه که خدا پیش روی ما قرار داده. بهتره کمتر اشتباه کنیم یا حداقل بی پروا اشتباه نکنیم.

این روزها زیاد به جبر و اختیار فکر می کنم و به تصمیماتی که آدم ی کوچک رو بزرگ می کنه و آدم های بزرگ رو کوچیک. به حقارت ما آدم ها و صدای خنده خدا که این روزها بلند تر از همیشه می شنوم.

۴ Responses to "صدای خنده خدا"

1 | جعفر

آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۷ ق.ظ

… و شیوه و سبک زندگیشون اونها رو به یکی از راه های موجود سوق می ده …

تنها مشکل این جوری نگاه کردن به قضیه اینه که از کجا معلوم که شکل گرفتن اون «شیوه و سبک زندگی» هر فرد ناشی از جبر موجود نباشه؟ در این صورت حتی اگر شیوه و سبک، فرد رو به سمت یکی از راه‌های انتخابی سوق بده، اون راه از روی اجبار بوده نه انتخاب!
- – -
به نظرم برای همینه که از هر کسی به اندازه ظرف وجودش انتظار می ره. یا مثلا اینقدر روی تربیت بچه حساسیت وجود داره و پدر و مادر در نتیجه رفتار و اعمال بچه سهم دارند. یا تذکر دادن تو دین ما سفارش شده.

2 | جعفر

آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۵ ب.ظ

«ظرف وجود»! نکته خوبی رو اشاره کردی …

3 | پرپروک

آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۶ ب.ظ

وبلاگ قشنگی داری‌:) بیا با هم یه دیب دمینی بزنیم :)
- – -
;) ;)

4 | Ali

آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۷ ب.ظ

دیدن و خوندن این مطلب بعد از اینکه دیشب یه بحث سه چهار ساعته با بچه ها توی خوابگاه داشتیم خیلی جالب بود
نتیجه بحث های ما هر چند که مخالفان هنوز قبول نکردند این شده که ما داریم تحت یک جبری زندگی میکنیم

Comment Form

Categories


  • مامان ایلیا: سلام صفحه نوشته ها واسه من باز نشد نمیدونم ایراد کار چیه دوباره میام
  • جعفر: آپ کن دیگه بابا... :p
  • وحيد: سلام.اگر اشتباه نکنم من به وبلاگ گلابتئون شما می ومدم .ولی الان که بعد از مدتها اومد