صدای خنده خدا

صدای خنده خدا

به نظرم ساده ترین معنایی که می شه برای جبر و اختیار متصور شد انتخاب آگاهانه از بین معدود راه های پیش روه. آدم ها انتخاب های معدودی دارند و شیوه و سبک زندگیشون اونها رو به یکی از راه های موجود سوق می ده. به نظر می آد ما آدم ها در عین اختیار در دنیای مدیریت شده ای قرار داریم.

اگه بتونم شب و روز به فلسفه ی جبر و اختیار فکر می کنم و به کوچیک بودن سایز و اندازه آدم در این دنیای بزرگ. و به موثر بودن بعضی از آدم ها نسبت به بعضی دیگرشون.

گاهی انتخاب هایی می کنیم و در مسیرهایی قرار می گیریم که بازگشت ازشون غیر ممکنه. در انتخابمون هم تنها به بعریف و تمجید اطرافیانمون تکیه می کنیم. یادمون می ره که کسی بالای سر ماست که همه چیز رو اون آفریده و مکنت و جلال و جبروت آدم ها همه از اونه. و اگه بخواد در کسری از ثانیه می تونه همش رو پس بگیره. بهتره تو انتخاب هامون و تصمیماتمون خودمون رو تنها فرض کنیم و در جایگاه جواب پس دادن. گاهی باید چشم هامون رو بازتر کنیم و ببینیم که اون چیز که مدام بهش ضربه می زنیم و می خوایم نابودش کنیم راه نجاتیه که خدا پیش روی ما قرار داده. بهتره کمتر اشتباه کنیم یا حداقل بی پروا اشتباه نکنیم.

این روزها زیاد به جبر و اختیار فکر می کنم و به تصمیماتی که آدم ی کوچک رو بزرگ می کنه و آدم های بزرگ رو کوچیک. به حقارت ما آدم ها و صدای خنده خدا که این روزها بلند تر از همیشه می شنوم.

۱۷٫ آذر ۱۳۸۸, ۱۵:۲۸ details & comments (4) Posted in: خودمونی The permalink address (URI) of this photo is: http://tarsimm.com/archives/592