قصه ی پرنده ام

قصه ی پرنده ام

بابا برام دوتا قناری گرفت.
پای یکیشون شکست.
بردیمش دکتر.
دکتره خندید گفت می خواین جداش کنم؟ گفتیم نه.
شربت کلسیم نوشت براش.
هر روز با قطره چکون کلسیوم می خوره.
چند روزه پاهه جوش خورده.
یه وقتایی سعی می کنه روش وایسه.

امید رو از این پرنده باید یاد گرفت.

۲۲٫ شهریور ۱۳۸۸, ۱۴:۱۵ details & comments (4) Posted in: خودمونی The permalink address (URI) of this photo is: http://tarsimm.com/archives/580