Posted by: زهرا on: ۰۵ خرداد ۱۳۸۸
احوال ما رو اگر جویا هستید باید عرض کنم تو قرنطینه هستم. یک چیزی می گم یک چیزی می شنوید.
قرنطینه شامل:
۱٫ تقلیل استفاده از کامپیوتر
۲٫ سفر
۲٫ میوه
۳٫ ورزش
۴٫ گوبلن!
ویزا هم ندادند. دنبال کار هم نیستم. مادر و دختر می شینیم تو خونه گل می گیم گل می شنفیم.
این قضیه گوبلن رو بگم. یه دنیا گوبلن جنس اعلا داریم که از زمانی که من بچه بودم تا وقتی برادرم ایران بود عادت داشتیم سالی یک بار می نشستیم دور هم و دختر و پسر گوبلن می دوختیم! البته این عادت گوبلن دوزی بین مردها در فامیلمون نه تنها معموله بلکه گاها همراه سایر هنرهای خیاط مابانه به مرحله قاب کردن و هدیه دادن هم رسیده.
منم بچه بودم و .. بودم یکی از اون سختاش رو و البته خوشگلاش رو برداشته بودم. مامان هم چند روز پیش در راستای اهداف خوشحال سازی گذاشت جلوم و گفت تمومش کن قابش کنیم حیفه! ما هم گفتیم چشم.
و البته اثرات مطلوب ورزش و گوبلن دوزی بسیار مشهوده و من توصیه می کنم خانم مهندس های گرامی که کارشون فنیه بهتره گه گداری بذارن اون روی زنونه شون هم بالا بیاد و دست به قیچی ببرند. چند وقت پیش با نغمه رییس سابقم هم سر همین بحثمون بود. نغمه هم با این کار موافق بود و به توافق رسیدیم که آخر آخرش دیگه ماها زنیم و این کارای زنونه مال ماست.
دکترا هم می گیریم نگرانش نباشید. با استادم بحثش بود که دکترا گرفتن برای خانم ها اشتباه محضه و برای پیشرفت کاری بهتره یک فوق دیگه به کارنامه شون اضافه کنند. خلاصه اش اینه کار هر زن نیست دکترا گرفتن. انصافا.