گيس گلابتون

►▲▼◄

Posted by: زهرا on: ۲۹ آذر ۱۳۸۶

یه مساله عمده ای که در این دنیا وجود داره، اینه که از هر کسی به اندازه خودش انتظار می ره. درسته که بعضی توانایی های خاصی دارند، اما همه از یک گوشت و پوستند و از همه به اندازه یک انسان انتظار می ره. نه بیشتر از اون.

به تجربه به من ثابت شده که غالب آدم های که خودشون رو سوای بقیه دونستند و در مساله خاصی خبره شدند، متاسفانه در کوچکترین و شاید اصلی ترین مسائل زندگی شون نیازمند اونهایی هستند که خیلی خیلی عادی زندگی می کنند. اغلب این آدم ها یکی از توانایی هاشون رو می پرورونند و باقی وظایف زندگی شون رو فراموش می کنند. بنابراین ترازوی وجودشون متعادل نیست و عنان و مدیریت زندگی شون رو از دست می دند و اگه بد شانس باشن یه جایی از پا در می آن.

احتمالا برای همینه که مادرم به من پیشنهاد داده که ساعات بی کاریم رو با جمع باشم و بعضا توی کتابخونه دانشگاه صرف کنم، یعنی مطالعه کتاب و لزوما کتاب غیر درسی! و مدام بهم یادآوری می کنه که همه این رفت و آمد و کار و درس و حرص و جوش خوردن هام برای اینه که خوب زندگی کنم، نه اینکه لا بلای این همه گرفتاری زندگی کردن از یادم بره.

- – -

یلدا مبارک.

۲ Responses to "►▲▼◄"

1 | مرضیه

آذر ۳۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۲۱ ق.ظ

به همه ی کسایی که خیلی خیلی عادی زندگیشون رو می کنن و اغلب لذتش رو می برن حسودیم می شه شدید!!!
البته این جمله متضمن این نیست که خودم رو جدای بقیه می دونم ها;)

2 | حکیمه

دی ۱م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۶ ب.ظ

حرف دل منو زدی.زنده باد.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • ن: مبارک است
  • مامان ایلیا: تبریک میگم یعنی میشه یه روزی منم تو وبلاگ ایلیا ببینم که نوشته امروز جشن فارغ التحص