ممنونم خدا
شاید بهتر بود این پست رو زودتر بنویسم. آدم های پشت این وبلاگ ها رو نمی شه از روی نوشته هاشون شناخت.
مایه افتخاره اگر بگم پشت این نوشته ها و خوننده های اصلی شون، آدم هایی هستند که منو خوب می شناسند و دوستشون دارم. آدم هایی که سالیان سال همدیگر رو می شناسیم و نوشتن من تنها از بابت لینک بودن دائمی با اونهاست.
محیط مجازی جای امنی نیست. اینجا پر از لطمه است پر از زجر پر از استرس؛ آدم افسرده می شه اگه بخواد به هر سیگنالی جواب بده.
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
با این حال باید بگم که از پی صدا اومدم. آدم وبلاگ بازی نیستم. با وجود قدمت نوشتنم. الان می بینم صدا رو خیلی وقته که می شنوم، چند سال و از پی اونه که می نویسم و می نویسم.
دنبال گمشده امم. گمشده ای که دلیل زندگی باشه. کسی باشه که بدونی میون هیاهوی این روزگار واسه تو ساختنش. می گیردت می فهمتت امضای روحش به امضای روح تو منطبقه. حس رضایتی بهت می ده از اینکه هست.
دوست ندارم “هستنش” رو آلوده به خواستن کنم. اینکه هست وجود داره نشون می ده قانون دنیا رو. فریاد می زنه که این دنیا صاحبی داره. بی صاحب نیست. ممنونم خدا.

