Posted by: زهرا on: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
گواهی می دهم بر اقرار آب در شیب تشنگی
گواهی می دهم بر سکوت آدمی، بر آواز سنگ، بر مرگ و بر درنگ
گواهی می دهم بر اعتراف آیینه در خواب خشت
گواهی می دهم بر خویش که رازدار حروفی از آسمان فردایم…
گواهی می دهم که جهان را نامی نیست.
گواهی می دهم که اول کلمه بود و کلمه در بند نبود و
کلمه بر کلمه گواهی می داد
گواهی می دهم که خوابم نمی آید، اما می ترسم.
می ترسم دختری از آن روزهای دور
به دق الباب یادها بیاید و افسرده بگذرد،
اگر او یک ترانه ساده کوچک باشد
تکلیف بیداری من چه خواهد بود!؟
گواهی می دهم که حرفی نخواهم زد،
گواهی می دهم که بخاطر شعر بیدار می مانم و
بخاطر زندگی می خوابم، اما خوابم نمی آید
نامه ها، سیدعلی صالحی