ارسال شده توسط زهرا در تاریخ: ۲۵ آذر ۱۳۸۶
در برابر قانون سر خم کردیم.
توافق کردیم و تشکل کارگری از هم پاشید. فقط خاطره اش و تجربه اش برامون موند… و البته اون روی سکه برای همه هویدا شد.
مرضی جان فکر کنم اون چیزی که باید، خورد شد، مثل اعتبار پوشالی، مثل روزمرگی ماها، یه چیزای دیگه ای هم شکفته شد! مثل عزت نفس ماها، و شاید شکوفه لبخند اون امپریالست زورگو قدرنشناس!
- - -
در حاشیه این مسائل، امروز یه احوال پرسی اس ام اسی داشتم:
“Chetori che”!!
بعله! احوال che رو از من گرفتن. راستش سحر جان che مون من نبودم، اما اگه یکمی بگذره و ببینن که من کماکان به صورت خودجوش به اعتصابم ادامه دادم و چهارشنبه های رویایی توی دانشگاه حاضری می زنم، اونوقت شاید شدم che جمعمون!
- - -
روح این مرد بزرگ شاد.
بعد از پست: بله کتی جان، تشکل کارگری مون در اوج غرور و اقتدار و سعه صدر به اون چیزی که می خواست رسید و خیل عظیمی رو هم به اون چیزی که می خواستند رسوند، بعدش جلوی قانون سر خم کرد! باشد که یاد و یادواره ۱۲ نفر از اعضای این ائتلاف تا سالیان سال در یاد و خاطره همشون باقی بمونه و دیگه دیر حقوق ندن!
1 | katblaou
pass tashakkol e kaaregari dar baraabar e ghaanoun sar kham kard. Haalaa tashakkol e kaaregari poulesh o gereft?
2 | کسرا خان
سلام خاله
شاید بی گرگدا یک جور اعتصاب باشه ؟؟؟
نظرتون چیه ؟
3 | زهرا
هدی جان در کمال ناباوری وب کسرا کوچولوتو فیلتر کردن! من جدا حرفی ندارم بزنم! آدرست رو عوض کردی به همه برودکست کن.
4 | مرضیه
با این جدیتی که تو این پست ها داشتی حتمی بود کارتون نتیجه می ده!!! تبریک!!! ![]()