مثل یک کودک
مثل کودکی که که تازه یاد می گیرد از غریبه ها نترسد. تازه یاد می گیرد به جای گریه کردن حرف بزند. مثل کودکی که بعد از این که همه چیز را مزه کرده است، می خواهد بداند هر چیز به چه کار می آید.
مثل کودکی که پابلندی می کند تا بداند آنطرف پنجره چه خبر است…
![]()
۱۴٫ آذر ۱۳۸۶, ۱۷:۵۳
details & comments (1)
Posted in: خودمونی
The permalink address (URI) of this photo is: http://tarsimm.com/archives/47

