Mehr

Posted by: زهرا on: ۳۰ بهمن ۱۳۸۷

بچه که بودم مامانم موهام رو از پشت سرم می بافت. حس امنیت خاصی داشت برام. گه گداری که یه دسته رو می برد زیر اون یکی دسته سرم هم ناخودآگاه تکون می خورد با دستش.
دوست داشتم اون حس رو. امنیت برام تعریف شده تو اون حسه. احساس امنیت یعنی حواست نباشه و بعد ببینی همه چیز سر جاشه.

No Responses to ""

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items