Mehr

وقتی خود را نقض می کنیم

Posted by: زهرا on: ۲۷ دی ۱۳۸۷

هممم شاید گفتن از گذشته جالب نباشه. خونواده ام هم همیشه مانع می شند از اینکه من برم به گذشته و اعلب حواسم رو پرت موضوعات دیگه می کنند.
چیزی ازش یادم نیست.
فقط یک نکته ی خیلی جالب توجه یادمه که الان که بهش فکر می کنم می بینم بهتره بگمش تا نگم. با این فرض که میانگین خرد جمعی ما آدم ها بالاتر از حد بی کلاسی و خاله خانباجی گریه. دوم اینکه صدی نود مسئول احساساتی که در مون بوجود می آد نیستیم و آدم هایی هستیم که با وجود ادعای زیاد معلول صد در صدی جامعه ای هستیم که توش زیست می کنیم.
- – -
گاهی که شرایط خیلی بهمون فشار می آره و منطقا همه چیز عادیه ولی حس می کنیم که یک چیزی در درون ماست که لنگ می زنه، از اونجا که راه تخلیه طبیعی نداریم به خودمون بند می کنیم. دنبال ایراد یا اشکالی می گردیم در درون خودمون. در شرایط بدتر شروع می کنیم به نقض خودمون از نظر فکری و بعد هم فیزیکی.
توی اون مدت که فشار های روحی از یک طرف، فشار درس و دانشگاه از یک طرف و افت بازده ام توی شرکت خودم و ریسم و دور و بری هام رو به شدت نگران کرده بود هم از طرف دیگه، به ظاهر همه چیز طبیعی بود اما من نه، حس می کردم منم که یک ایرادی اشکالی دارم. بعد یه مدت واقعا پشیمون شدم از اینکه مثلا اینقدر بیچارگی کشیدم نقاشی یاد گرفتم. اگر یاد نمی گرفتم هم باهام همینطور برخورد می شد. یا مثلا درس خوندم. شریف رفتن برام افت شده بود. اینکه فیدبک بیرونی ام با فیدبک درونی ام یکی نبود دیوانه ام می کرد.
شروع کردم به نقض خودم، نقض شرایطی که دوستش داشتم و براش زحمت کشیدم و برام آرامش فراهم می کرد. احساس می کردم همش یه مسیر پوچ و اشتباه بوده و تو در هر صورت می رسی به نقطه ای که خودت و خونواده ات تمام عمرشون رو صرف کردن که تو ازش فاصله داشته باشی.
- – -
اینا رو به حساب درد دل بگذارید. دوست داشتید بخونید و فرض کنید که کس دیگری غیر از من نوشته شون : )

من خیلی خسته ام! یه مدتی نیستم. باید برای کار جدیدم آماده بشم. تدریس آسون نیست.
مرسی از حمایت هاتون.

۱ Response to "وقتی خود را نقض می کنیم"

1 | مهدی

دی ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۹ ب.ظ

همه واسه دیدن دوباره ی خانوم مهندس نقاش باشی، پر از انرژی، پر از شور زندگی، لحظه شماری می کنن..
انشالله که زودتر مشکلاتتون تموم می شه و می تونین بر نوستالوژی هاتون فائق بیاین.
شاد باشین همیشه. این آرزومه

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items