Posted by: زهرا on: ۲۸ شهریور ۱۳۸۶
دلم می خواد تا باقی بوف کور رو بخونم. متاسفانه که نه، خوشبختانه دوره ای را که صادق هدایت رو می فهمیدم و «بوف کور» اش رو، زیاد طول نکشید. بعد از اون دیگه نتونستم اون کتاب رو ادامه بدم.
شاید امثال صادق هدایت کم باشند و نادر که زمانی که اطرافشون رو پر از غبار سیاه در بر گرفته دست به خلاقیت بزنند و معجزه ای به نام بوف کور رو خلق کنند. (خوب من در مورد شخصیت هدایت قطعا نظر می دم که آدم افسرده ای بوده، اگر کسی شک داره می تونم بهش نوبت ویزیت بدم!)
- – -
یکی دیگه از این دسته خلاقیت ها، کارهای گروه محبوب منه، یعنی Evanescence. متاسفانه کارهای این گروه بسیار قوی رو هم به دلیل بالا دیگه نمی تونم گوش بدم. با اینکه در نوع خودشون شاهکارند.

- – -
فعلا فقط این خانم! D:

2 | مرضیه
یادمه یه موقعی جوجه راهنمایی که بودیم سر کلاس ادبیات تا می گفتیم صادق هدایت می گفتن جیزززه بچه!!! کتاب و یا شاهکار هنری هر چقدر هم عمیق باشه نمی تونه روی عقل آدم تاثیر بذاره!!! آخرش این تویی که در موردش فکر می کنی و تصمیم می گیری باهاش موافق باشی و تاثیر بگیری یا نه!!! من فکر می کنم صادق هدایت تا حدودی واقع گرا بوده!!! همچین بیراه هم نمی گفته!!! مثلاً همین نوشته ای که اون بالا گذاشتی!!! عین واقعیته!!!
3 | نوسانگر
کتاب “آشنایی با صادق هدایت” نوشته فرزانه خیلی خوب یه توصیف کلی از محیطی که هدایت توش بوده رو می ده. واسه درک هدایت حتما باید شناخت داشت ازش
4 | زهرا
مرضی جان توی هر اثر هنری سوای چیزی که ممکنه آدمی بخونه، ببینه یا بشنوه، ریزه کاری هایی وجود داره که فقط خالق اثر از اون مطلعه و مخاطب رو ناخودآگاه تحت تاثیر می گذاره.
برای مثال، دقت کردی که زمانایی پیش می آد که یه قطعه موسیقی توی ذهنت توی لوپ می افته؟ این اصلا سهوی نیست! اتفاقا گروه های هنری ای می اومدند و آهنگ هایی می ساختند که عمدا چنین اثری روی آدمیزاد بگذاره! از انصاف به دوره اما می شه!
بوف کور هم به نظر من اگر روی طرف اثر نگذاره دیگه بوف کور نیست. یه رمان بی سر و ته خنده داره! آخر کتاب هم برای نویسنده اظهار تاسف می کنی! همونطور تصوری که من توی ۱۰-۱۲ سالگی از زنده بگورش داشتم.
در ضمن نمی دونم منظورت از واقع گرایی چی بوده اما خود هدایت توی کتابش خودش رو شیزوفرن معرفی کرده. آدمی که چیزهایی می بینه که واقعیت ندارند. و به نظر تعبیرش از این جملات اولیه هم همین بوده…
5 | پروفسور بالتازار
هر چند که من از شخصیت Shania Twain خیلی خوشم نمیاد، چون بیشتر از اینکه به شغل حرفه ای خودش یعنی خوانندگی بپردازه، به عنوان یک مدل در حاشیه است! شاید این هم به عنوان لازمه شغل خوانندگی برای بدست آوردن شهرت براش لازمه.
در هر صورت به عنوان یک خواننده خوب قبولش دارم، دو تا از آرامش بخش ترین و قشنگ ترین آهنگ هاش که حتی از آهنگ های Evanescence هم بیشتر دوسشون دارم آهنگ Amneris-Letter که التون جان پیانو میزنه و اون می خونه و آهنگ Something About The Way You Look Tonight که التون جان و اون با هم می خونن! واقعا این التون جان هم معرکه است، هر چند که پشت سرش حرفای ناجور میزنن ولی به هر حال خواننده سلطنتیه و من خیلی قبولش دارم، مخصوصا بخاطر آهنگی که برای دایانا خونده که فوق العادست.
6 | مامان ایلیا
سلام دوست عزیز واااای من عاشق کتاب صادق هدایتم همینطور زندگینامش رو فقط چند دور خوندم
7 | soboone
من هم عاشق املی هم گروه اوانسنس تمام آهنگهاش رو دانلود کردم
خیلی بیست کارش حرف نداره
من کتابهای صادق هم اعم از اونهایی که هست و نیست همه حتی کتیابی که با مازیار یعنی مازیار نوشته و به قلم صادق هدایت تفسیر و تالیف شده رو هم دارم هم خوندم هر موقع خواستید بگید بهتون بدم
من خودم یه پا صادق هدایتم با این فق که آتش پرست نیستم چون دوستانی از دین های مختلف داشتم و الان هم دارم و دین جالبی نیست من منظورم توهین به دین اونها نیست همین ا_س_لا_م هم بعضی جاها که خودم دیدم مشکل داره این هم خواستی بگو بهت بگم
من مسلمانم ولی بودا رو خیلی دوست دارم نه به خاطر دینش به خاطر فلسفش
(:
8 | soboone
تازه من هم موافقم که افسرده بود من هم همین روحیات رو دارم اصلاً کسی که وارد مسائل دینی میشه مطمئنن این مشکلات رو پیدا میکنه
مثل: حس خودکشیش ، حس نفرت از خود ، بدبختی
10 | سماع
سلام…
تمام روز هایم بوی دلتنگی میدهد/فقط از خدا باید شعر بخواهم/شعری که در آن “ای کاش” نباشد.
منتظرم.