Mehr

گذشته ی نه گذشته

Posted by: زهرا on: ۳۰ آذر ۱۳۸۷

غرق شدم در گذشته، سریال وار از جلوی چشمام می گذره.

حس می کنم زیادی به خودم ظلم کردم که زودتر از این نرفتم سراغشون. این دفعه هم نوار گذشته از جلوی چشمام رد شد، اون هم نه ارادی، که به جبر.

تا اطلاع ثانوی مثل فالی که قناری پسرک توی مترو برام گرفت باید احساس پوچی کنم. طبق معمول خنده های همیشگی سرجاشه. مراوده های همیشگی. چیزهایی که می ترسی از دست برند هرگز از دست نمی رند اما این خودتی که روز به روز از خودت دور تر می شی.

گاهی می خواهی فریاد بزنی که پسش بدید، لطفا! می بینی که مثل پسرک کیمیاگر تو سربه هوا بوده ای و روغن توی قاشق ریخته.

می تونم به خودم ببالم که سابقه نداشته. فقط یک ساله که با دنیا قهر کردم. در یک اعتراض خاموش، که گاهی هم از یادم می ره.

۱ Response to "گذشته ی نه گذشته"

1 | مهدی

دی ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۹ ب.ظ

پس زنده باد زندگی….

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items