گذشته ی نه گذشته
غرق شدم در گذشته، سریال وار از جلوی چشمام می گذره.
حس می کنم زیادی به خودم ظلم کردم که زودتر از این نرفتم سراغشون. این دفعه هم نوار گذشته از جلوی چشمام رد شد، اون هم نه ارادی، که به جبر.
تا اطلاع ثانوی مثل فالی که قناری پسرک توی مترو برام گرفت باید احساس پوچی کنم. طبق معمول خنده های همیشگی سرجاشه. مراوده های همیشگی. چیزهایی که می ترسی از دست برند هرگز از دست نمی رند اما این خودتی که روز به روز از خودت دور تر می شی.
گاهی می خواهی فریاد بزنی که پسش بدید، لطفا! می بینی که مثل پسرک کیمیاگر تو سربه هوا بوده ای و روغن توی قاشق ریخته.
می تونم به خودم ببالم که سابقه نداشته. فقط یک ساله که با دنیا قهر کردم. در یک اعتراض خاموش، که گاهی هم از یادم می ره.
۳۰٫ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۱۱
details & comments (1)
Posted in: خودمونی
The permalink address (URI) of this photo is: http://tarsimm.com/archives/231

