گيس گلابتون

چند خط

ارسال شده توسط گلاب در تاریخ: ۲۶ آبان ۱۳۸۷

یه وقت، مصمم می شی تا بغض چندین و چند ساله یک نفر رو بشکنی. بدون مزد و منت.

یه وقت هم یک نفر تصمیم می گیره بغض چندین و چند ساله ات رو بشکنه. بازهم بی مزد و منت.

این چیزها در چارچوب آداب اجتماعی نمی گنجه. چون اصولا باید راست بری و راست بیای تا مقصر ناکامی های کسی نشی.

مرسی از همه آدم های مصممی که از این جمله آخری نترسیدند.

- - -

یک هفته پر کار. تزم رو باید تموم کنم. دو تا مقاله بنویسم که یکی اش انگلیشه. کلی امضا از اینور و اونور جمع کنم.

استادم همدردی می کنه:

 

… you should be very busy to defend your thesis,
and prepare the full paper for submission
before your presentation date.

فارسی اش می شه خدا بیامرزدت.

۱ پاسخ برای "چند خط"

1 | مهدی

۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۰۷ ب.ظ

مثل اینه که مصمم شدید اشک یکی رو در بیارین ها.
.
من ههمیشه موقع امتحانات و یا استرس های ناگهانی(البته تقریبا همیشه درسی) که تحت تنش قرار می گیرم از این جور افکار به ذهنم می رسه ، همه ی نوستالوژی هام از ب “بسم الله” تا آخر جلو چشمام می آد و هر دقیقه اش واسم یه سال می گذره ، از زمین و زمان بدم می آدت و می خوام از همه انتقام می گیرم.
ولی واقعیت اینه که زندگی به این وحشتناکی هم نیست و اگه آدم به اطرافش نگاه کنه می بینه که همه از این خاطرات توی زندگی شن دارن.
و نه می شه کسی رو مقصر دونست و نه می تونی همه ی بدبختی کسی رو بر دوشت تقبل کنی.
.
چند بار یک حرکت انتحاری انجام دادم و درس و کتاب رو بوسیدم و گذاشتم کنار حتی تا مرز خطر(و حتی روی خطر) و پس از استرس کارم رو ادامه دادم.
.
من یه تئوری دارم” آدم می خواد زندگی کنه. نمی خواد که همه ی زندگی اش درس بخونه!”پس بهتره حالا زندگی اش رو بکنه. همیشه واسه درس خوندن فرصت هست. با یکسال عقب و جلو هم نه کسی موفق می شه و نه می بازه. چون معلوم نیست آدم ها چقدر عمر می کنند.
- - -

مصمم شدم و مقصر، این بدترین حالتشه. چمیدونم والا

همه اونایی که درس می خونن با همین لالایی ها قوت قلب می گیرن،
وگرنه درس خوندن چون نتیجه اش رو الان نمی بینی (حتی اون تاثیری که روی طرز تفکرت شاید بذاره) مربوط به آینده است و به خاطر همین ناخوشاینده.

ببخش البته، جای من بودی الان هیچ دلیلی رو نمی پذیرفتی!

نوشتن نظر

(نظرات بعد از تاييد نمايش داده خواهند شد)

دسته‌ها


  • مينوي: ايکاش دوستان که اظهار نظر کردند نسخه ي قابل دريافتي هم از اين کتاب ها ارايه مي کردن
  • دختر بابايی: سلاممممممممم:) به هیچ عنوان دل خوندن منابعی که جزئیات وقایع رو گفتن ندارم. گاهی که
  • گلاب: I appreciate your comment but hardly try not to struggle about Politics and Religion here. The discussion may not be safe enough and brings lots of mi