Mehr

اگر نامرئی بودم…

Posted by: زهرا on: ۰۴ مهر ۱۳۸۷

اگر می تونستم نامرئی باشم:

دوست داشتم مثلا توی جلسات پشت پرده مربوط به تعیین خط مشی شرکت های مطرح شرکت می کردم. خیلی دوست دارم بدونم توی این جلسات چی می گذره. چند وقت پیش خط مشی شرکت خودمون رو برای چند تا تازه کار فاش کردم و کلی براشون مفید بود.

یه کار دیگه ای هم که دوست داشتم بکنم اینه که یه جوری به افسانه بایگان می گفتم بازی اش خیلی بده یه جوری که بهش بر نخوره. نامرئی بودن در این مورد مفید بود!

یه مساله جالبی که به نظرم رسید اینه که طبق نظریه کوانتوم کیفیت رخداد بستگی زیادی به مشاهده گر داره. مثال بارزی که توی کتاب های نظریه شعور دکتر مسعود ناصری اومده اینه که ناظم سخت گیر هیچ وقت یک کلاس رو شلوغ نمی ببینه. برای همین اگر ناظم مدرسه نامرئی بشه ممکنه دیدش نسبت به خیلی مسائل از ابتدای زندگی تا انتهاش تغییر کنه. (که می شد به این بگیم نظریه آنتی شعور من …)

حضور ما توی هر اتفاقی اون اتفاق رو تحت تاثیر قرار می ده، اگر نامرئی می شدیم شاید در مورد هر اتفاقی بهتر می تونستیم تصمیم بگیریم و دیدمون رو نسبت به خودمون و آدم های دیگه و اتفاقات دور و برمون تغییر بدیم. یا مثال بامزه ترش به نظرم اینه که کسی که از حیوونات بدش می آد ممکنه با حضور نامحسوس کنارشون عاشق اونها بشه، چون اصولا حیوانات حس آدمیزاد رو نسبت به خودشون زود جذب می کنند و اگر آدم حس خوبی نسبت بهشون نداشته باشه بد بازی اش می دن!

یا یه مثلا دیگه اینکه من امروز یک ایمیل گرفتم از یکی از استادای دوره لیسانسم. اولش رو که باز کردم نوشته بود Dear Felani و Miss و Ms نذاشته بود بهم برخورد، بعد متوجه شدم که دکتر می خواسته به یه نفری ایمیل بزنه هم فامیل من و اتفاقا اون طرف آقا است. نتیجه گرفتم که این آقای دکتر در برخورد با آقایون خیلی مودب نیستند، و عمرا ممکن بود در طول زندگی ام این قضیه رو درک کنم.

مثلا بود دیگه! هر نظریه جدیدی اولش از مثلا های اینجوری استارت خورده دیگه : d !

- – -

مرسی آورای عزیز به خاطر دعوتت. همه موارد جالب و قابل حدس رو خودت کامل نوشته بودی منم سورئالش کردم که دیگه تکراری نباشه!!

۴ Responses to "اگر نامرئی بودم…"

1 | دختر بابایی

مهر ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۷ ق.ظ

سلامممممممممممممممم:)
تا حالا بهش فکر نکردم که اگه نامرئی بشم…….. بذار برم بهش فکر کنم.. البته باهات موافقم که اگه حضورت نامرئی باشه همه چیزو جور دیگه میبینی

یه چیزی از وقتی این قالبتو عوض کردی میخوام بگم هی یادم میره.. میشه نظر خواهیتو بیاری آخر پست؟

دارم حداکثر تلاشم رو می کنم ببینم توی این امیا احشام تمپلیتم چی نوشته، اما اگه نشد به سواد من شک نکن فقط بذار به این حساب که اصلا راه نداشته!

2 | علی اصغر!

مهر ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۴ ب.ظ

من اگه نامرئی بودم می شدم مرد نامرئی!
ولی این نامرئی شدن مزیت جدیدی به من نمی ده. تقریبا هر وقت خواستم از هر دری تو برم تونستم.
جذاب تر این بود که وقتی مطلبی رو می خونی یا می شنوی؛ بتونی اون حادثه را عینا ببینی و توی متن اون قرار بگیری (مثل روزنامه هری پاتر اینا).یا مثلا جوری می شد که وقتی وبلاگ کسی رو باز می کنی می شد وارد حریم شخصیش بشی یا یه دفعه جلوش سبز بشی! به نظرم خیلی جذاب بود.
;)

3 | setare

مهر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۰ ق.ظ

Salam zahra jun
khubi?
mano yadete?
man setaram(setareh_mashreghi_2002)1
Oumada begam man upam
Movaffagh bashi

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items