ارسال شده توسط زهرا در تاریخ: ۲۵ مرداد ۱۳۸۶
تجربه نشون داده که زمانی که خیلی آرومم نه خوب می تونم نقاشی کنم و نه اینکه خوب کد بزنم. در اون رمان فکر می کنم مشکلاتی وجود دارند اما من ازشون بی خبرم.بر عکس یکی از بهترین کدهای طول عمرم رو در پرالتهاب ترین روز تمام عمرم نوشتم.
آدمی همینه دیگه، در بدر دنبال آرامش می گرده و وقتی آرومه قدرش رو نمی دونه!
- - -
دنیای وردپرس هم دنیای جالبه. آدم احساس احترام بیشتری می کنه ؛)
1 | mhmazidi
۲۵ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۱:۲۵ ق.ظ
اميدوارم هميشه در آرامش روحی و جسمي زندگی كنيد.اما از انجایی كه اين زندگی جهنمي برای همه ما سوغاتي جز پريشاني و شمكلات ندارد، پس مطمئنم كه آرزوی آرامش برای شما مخل آفرينش هنريتان نخواهد بود!
باور كنيد لينك شما را تنها به يك دليل به وبلاگم اضافه كردم: دوست دارم هربار كه اسم شما را در وبلاگم ميبينم بوی رنگو بوم در مشامم بپيچد.
وجود يك هنرمند در جمع كوچك وردپرسيها واقعا لازم بود.كسي كه هرگاه خسته شديم به وبلاگش پناه ببريم.فقط يك گلايه: چرا هيچ عكسي از كارهای خودتان ارائه نميكنيد؟
2 | mhmazidi
۲۵ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۴:۳۲ ب.ظ
با سلام مجدد
زهرا خانم ! جسارت منو ببخشيد.اما شايد احتمالا ندونيد كه ياهو فوتو تا چند ماهه ديگه بسته ميشود و همه فايلهای ان پاك ميشود.اگر علاقه داريد فايلهایتان را داشته باشيد بايد انها را به جای ديگری انتقال دهيد.من شخصا فليكر را توصيه ميكنم، چون فليكر هم متعلق به ياهو است و خودكار ان را برای شما منتقل خواهد كرد.علاوه بر اينكه بعلت اين انتقال به فليكر شما حدود ۶ ماه از امكانات پولی فليكر بصورت رايگان استفاده ميكنيد.
اميدوارم لينك نقاشيهای زيبايتان را در فليكر برای همه ما اعلام كنيد.
3 | مرضیه
۲۵ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۷:۳۳ ب.ظ
خونه جدید مبارک!!! ببخشید دیر اومدم!!! تا دو روز قبل اینجا باز نمی شد واسه من!!!
باهات موافقم!!! من بهترین کارهام رو زمانی که ناآرومم انجام دادم!!! وقتی همه چیز آرومه احساس می کنم اتفاقی افتاده و یا قیرب به وقوعه و من بی خبرم!!! و انقدر این احساس قویه که یه روز بعدش واقعاً اتفاقی می افته و دوباره زندگی هیجان انگیز میشه!!! ![]()
4 | حکیمه
۲۶ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۱:۰۸ ق.ظ
سلام.خونه نو مبارک گل بانو.من بر عکس تو وقتی آرومم ،بهتر میتونم از توانایی هام استفاده کنم:-)
اینو هم بگم که اگه آدمی بعد از دست و پنجه نرم کردن با استرس به آرامش برسه،قدر اون آرامش رو میدونه.مخصوصا اگه از اوج ناآرامی ذره ذره ،صبورانه به آرامش رسیده باشه.
یه چیز دیگه:من تازه پریشب فهمیدم اومدی وردپرس.نوشته های تو یکی از اون ده پونزده تا پدیده ای هست که به من ذره ذره آرامش میده:)
7 | کوهیار
۳۰ مرداد ۱۳۸۶ در ساعت ۹:۰۶ ب.ظ
آرامش
اتفاقاً من تنها زماني كه مي نويسم آرامش دارم و وقتي آرامش دارم مي نويسم
اما بعدش دلهره دارم كه مخاطب با مطلب چطور برخورد مي كنه
برقرار باشيد