<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: اینجا ایران است</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/168/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com/archives/168</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 20 May 2010 18:36:31 +0300</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: م</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-716</link>
		<dc:creator>م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-716</guid>
		<description>سنتی ترین اعتقادات مذهبی در ایران بیش از10 میلیون طرفدار داره(7ملیون واجد شرایط). با فرض ادعای تقلب 5 ملیونی! بازهم این جمعیت یه اقلیت سیاسی بزرگ به حساب می آد. اقلیتی که بسیار سیستماتیک است و پایگاههایی داره که تا قرن آینده تضمین می دم هیچ حکومتی توان برچیدن اونها رو نداره.
دلیل اینه که این پایگاه ها لقب مقدس بودن را یدک می کشن(مساجدو مراکز دینی) و با تهاجم به اونها اقشار مذهبی که بعضا مخالف ولایت فقیه هستند یا حتی اعتقادات سکولاریسم دارند؛ مقاومت می کنند. به اینها اضافه کنید جمعیت اصلاح طلبان دینی ای را که ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند.(شخصا یکی از شهیر ترین اصلاح طلبان( ونمایندگان سابق تهران) که هنوز هم در وزارت نیرو پابرجاست را از نزدیک می شناسم، این آقا شنیدن صدای شجریان و افتخاری را هم حرام می دونه!)
اگر شما جزء آدم هایی هستید که می خوان بشینن و صبر کنن تا در حالی که توپ و میدون و 22دوتا بازیکن و البته داور! در دست حریفه یه بلای طبیعی از آسمان نازل شود باید بگم که متاسفانه همون جوری که می دونین دین(یا به هر حال اونچا از دین مونده) اونها را تایید می کنه و اگه بلایی هم بیاد صاف روی سر ما نازل می شه!
خب حالا بر می گردیم به همون بحث قبل
؛)
اگه شما خواستار شرایطی کاملا متفاوت با الان هم باشید راهش اینه که مرحله به مرحله سنت گرا ها را از صحنه بیرون کنید. کنار رفتن نخبگان سیاسی فقط یه نتیجه داره، وقتی توی برکه ای ماهی نباشه قورباغه می شه سپهسالار!؛ تاکید می کنم که 4تا بچه قرتی توانایی کنترل یه جریان را ندارند. ولی شاید اونها هم مثل خیلی های دیگه با این سیستم مخالف باشند.(یه زمانی رجب علی مزروعی گفت: طیف اصلاح طلبان از گوگوش تا سروش است. این جمله را باید قاب گرفت زد رو دیوار!)
رضای عزیز باور کن اگه این سیستم بخواد می تونه آزادی های اجتماعی رو زیاد کنه و دهن خیلی ها رو ببنده. نظار به اونها این فرصت را بدیم تا این کار را بکنن، چون در این صورت فاتحه یک دموکراسی توی این مملکت خونده است. وقتی این بچه قرتی ها جزء سمپات های این سیستم بشن فقط یه راه برای دموکراسی وجود داره! حمله نظامی یه کشور خارجی که اونم طبعات خودش را داره.
سعی کردم به صورت مختصر شرایط را واست تحلیل کنم والبته حق رای شما متعلق به خودتونه.
---
&lt;strong&gt;ممنون. 
با همه صحبتهات موافقم غیر از اینکه &quot;اصلاح طلبان دینی ای ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند&quot;. ممکنه در مسائل مرتبط با رساله یکسان باشند و بلکه سفت و سخت تر، اما در مسائل حقوقی دو قطب مخالف هم اند.
از این لحاظ می گم که یکی از معاون وزیرهای خاتمی رو خوب می شناسم و می دونم که مثلا توی خونه اونها نظر دادن یا جوک گفتن پشت سر رئیس جمهور فعلی غیبت محسوب می شه و بنابراین جایز نیست! اما خوب تز حقوقی این آقا از  نظر دولت فعلی قابل قبول نیست و از لحاظ آکادمیک هم شدید تحت فشاره.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سنتی ترین اعتقادات مذهبی در ایران بیش از۱۰ میلیون طرفدار داره(۷ملیون واجد شرایط). با فرض ادعای تقلب ۵ ملیونی! بازهم این جمعیت یه اقلیت سیاسی بزرگ به حساب می آد. اقلیتی که بسیار سیستماتیک است و پایگاههایی داره که تا قرن آینده تضمین می دم هیچ حکومتی توان برچیدن اونها رو نداره.<br />
دلیل اینه که این پایگاه ها لقب مقدس بودن را یدک می کشن(مساجدو مراکز دینی) و با تهاجم به اونها اقشار مذهبی که بعضا مخالف ولایت فقیه هستند یا حتی اعتقادات سکولاریسم دارند؛ مقاومت می کنند. به اینها اضافه کنید جمعیت اصلاح طلبان دینی ای را که ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند.(شخصا یکی از شهیر ترین اصلاح طلبان( ونمایندگان سابق تهران) که هنوز هم در وزارت نیرو پابرجاست را از نزدیک می شناسم، این آقا شنیدن صدای شجریان و افتخاری را هم حرام می دونه!)<br />
اگر شما جزء آدم هایی هستید که می خوان بشینن و صبر کنن تا در حالی که توپ و میدون و ۲۲دوتا بازیکن و البته داور! در دست حریفه یه بلای طبیعی از آسمان نازل شود باید بگم که متاسفانه همون جوری که می دونین دین(یا به هر حال اونچا از دین مونده) اونها را تایید می کنه و اگه بلایی هم بیاد صاف روی سر ما نازل می شه!<br />
خب حالا بر می گردیم به همون بحث قبل<br />
؛)<br />
اگه شما خواستار شرایطی کاملا متفاوت با الان هم باشید راهش اینه که مرحله به مرحله سنت گرا ها را از صحنه بیرون کنید. کنار رفتن نخبگان سیاسی فقط یه نتیجه داره، وقتی توی برکه ای ماهی نباشه قورباغه می شه سپهسالار!؛ تاکید می کنم که ۴تا بچه قرتی توانایی کنترل یه جریان را ندارند. ولی شاید اونها هم مثل خیلی های دیگه با این سیستم مخالف باشند.(یه زمانی رجب علی مزروعی گفت: طیف اصلاح طلبان از گوگوش تا سروش است. این جمله را باید قاب گرفت زد رو دیوار!)<br />
رضای عزیز باور کن اگه این سیستم بخواد می تونه آزادی های اجتماعی رو زیاد کنه و دهن خیلی ها رو ببنده. نظار به اونها این فرصت را بدیم تا این کار را بکنن، چون در این صورت فاتحه یک دموکراسی توی این مملکت خونده است. وقتی این بچه قرتی ها جزء سمپات های این سیستم بشن فقط یه راه برای دموکراسی وجود داره! حمله نظامی یه کشور خارجی که اونم طبعات خودش را داره.<br />
سعی کردم به صورت مختصر شرایط را واست تحلیل کنم والبته حق رای شما متعلق به خودتونه.<br />
&#8212;<br />
<strong>ممنون.<br />
با همه صحبتهات موافقم غیر از اینکه &#8220;اصلاح طلبان دینی ای ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند&#8221;. ممکنه در مسائل مرتبط با رساله یکسان باشند و بلکه سفت و سخت تر، اما در مسائل حقوقی دو قطب مخالف هم اند.<br />
از این لحاظ می گم که یکی از معاون وزیرهای خاتمی رو خوب می شناسم و می دونم که مثلا توی خونه اونها نظر دادن یا جوک گفتن پشت سر رئیس جمهور فعلی غیبت محسوب می شه و بنابراین جایز نیست! اما خوب تز حقوقی این آقا از  نظر دولت فعلی قابل قبول نیست و از لحاظ آکادمیک هم شدید تحت فشاره.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سروش</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-702</link>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-702</guid>
		<description>و این پست رو احتمالا 4 سال دیگه دوباری خواهی نوشت.
---
&lt;strong&gt;
تکراری شده مگه نه؟ :P

جدای شوخی پیشنهاد می کنم که الانِ روزگار رو بچسبید بجای اینکه غصه چهارسال دیگه رو بخورید.
این یکی از روش های زندگی مفیده، که اصولا باید کمتر دنبال اگر و اما قضیه بود.
&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و این پست رو احتمالا ۴ سال دیگه دوباری خواهی نوشت.<br />
&#8212;<br />
<strong><br />
تکراری شده مگه نه؟ :P</p>
<p>جدای شوخی پیشنهاد می کنم که الانِ روزگار رو بچسبید بجای اینکه غصه چهارسال دیگه رو بخورید.<br />
این یکی از روش های زندگی مفیده، که اصولا باید کمتر دنبال اگر و اما قضیه بود.<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-698</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-698</guid>
		<description>1. امروز والاترین هدف و بهترین چیزی که می شه در قالب اصلاحات،‌ در خیال آورد اینه که جوی مثل سال 76 و 77، یعنی اولین سالهای اصلاحات دوباره در کشور حاکم بشه. یعنی 12 سال بعد از شروع دوران اصلاحات، ما در نهایت دوست داریم به ابندای همون دوره برسیم. اسم این حرکت چه چیزی می تونه باشه بجز حلقه بسته؟ چه تضمینی هست که ما دوباره به اونجا برسیم؟ و تازه به فرض محال که برسیم چطور تصور می کنی که بتونی یک قدم جلوتر بری؟ می گی ما از اشتباهات مون درس گرفتیم؟ نگرفتید، و تازه رقیب شما خیلی بهتر درس گرفته و تازه تر اینکه علم رو با عمل هم همراه کرده و پدر همه رو در آورده!
2. من با نظر اکبر گنجی در مورد روش رفتار با نظام موجود موافقم. هر شکلی از حمایت رو باید از این نظام دریغ کرد. به نظر من آمدن احمدی نژاد (که از حمایت کامل رهبر برخورداره) و تا حدود زیادی آشکار شدن ماهیت واقعی این نظام و همین طور تناقض های موجود در اون و اینکه اصلا نمی شه باهاش کنار اومد، میوه کار تحریم کننده هاست. مطمئنا این آقایون «نیامده اند که بروند» و تا رفتن شون شاید بخشهایی از اجتماع زیر فشار له بشه و خونهای بیشتری ریخته بشه. ولی من فکر می کنم اگر مثلا 40 سال دیگه عمر کنم، خیلی خوشحال خواهم بود اگه حتی دو سال آخرش در ایران آزاد زندگی کنم! هیج دوست ندارم وضع موجود یا وضعی مثل زمان خاتمی با تلاش اصلاح گرانه شما تا آخر عمر من کژدار و مریز حفظ بشه.
3. با اجازه من دیگه از این بحث کنار می رم. الان 5-6 ساله که سر هر انتخاباتی این بحث همه جا طرح می شه و من فکر می کنم حرفها گفته شده. به هر حال شما طرفدار حفظ و اصلاح نظام هستید و من فقط حرفم همین بود که راه تحریم رو کاملا جدا از راه خودتون باید بدونید. من هیچ راهی برای تغییر اوضاع جز برجیده شدن ولایت فقیه نمی شناسم و هیچ انتخاباتی هم در ایران منجر به این نتیجه نخواهد شد، که هیچ، هر رای شما ولایت رو تقویت هم خواهد کرد.
---
&lt;strong&gt;برای تحریم دلایل زیاد تری وجود داره تا شرکت در انتخابات. 
اما از اون طرف هم ابزار و اشخاص زیادی هستند که خلا رای شما و امثال شما ر در انتخابات و در نظر جهان و جهانیان پر کنند! بنابراین شمایید که ناخواسته ولایت رو تقویت می کنید نه من.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱٫ امروز والاترین هدف و بهترین چیزی که می شه در قالب اصلاحات،‌ در خیال آورد اینه که جوی مثل سال ۷۶ و ۷۷، یعنی اولین سالهای اصلاحات دوباره در کشور حاکم بشه. یعنی ۱۲ سال بعد از شروع دوران اصلاحات، ما در نهایت دوست داریم به ابندای همون دوره برسیم. اسم این حرکت چه چیزی می تونه باشه بجز حلقه بسته؟ چه تضمینی هست که ما دوباره به اونجا برسیم؟ و تازه به فرض محال که برسیم چطور تصور می کنی که بتونی یک قدم جلوتر بری؟ می گی ما از اشتباهات مون درس گرفتیم؟ نگرفتید، و تازه رقیب شما خیلی بهتر درس گرفته و تازه تر اینکه علم رو با عمل هم همراه کرده و پدر همه رو در آورده!<br />
۲٫ من با نظر اکبر گنجی در مورد روش رفتار با نظام موجود موافقم. هر شکلی از حمایت رو باید از این نظام دریغ کرد. به نظر من آمدن احمدی نژاد (که از حمایت کامل رهبر برخورداره) و تا حدود زیادی آشکار شدن ماهیت واقعی این نظام و همین طور تناقض های موجود در اون و اینکه اصلا نمی شه باهاش کنار اومد، میوه کار تحریم کننده هاست. مطمئنا این آقایون «نیامده اند که بروند» و تا رفتن شون شاید بخشهایی از اجتماع زیر فشار له بشه و خونهای بیشتری ریخته بشه. ولی من فکر می کنم اگر مثلا ۴۰ سال دیگه عمر کنم، خیلی خوشحال خواهم بود اگه حتی دو سال آخرش در ایران آزاد زندگی کنم! هیج دوست ندارم وضع موجود یا وضعی مثل زمان خاتمی با تلاش اصلاح گرانه شما تا آخر عمر من کژدار و مریز حفظ بشه.<br />
۳٫ با اجازه من دیگه از این بحث کنار می رم. الان ۵-۶ ساله که سر هر انتخاباتی این بحث همه جا طرح می شه و من فکر می کنم حرفها گفته شده. به هر حال شما طرفدار حفظ و اصلاح نظام هستید و من فقط حرفم همین بود که راه تحریم رو کاملا جدا از راه خودتون باید بدونید. من هیچ راهی برای تغییر اوضاع جز برجیده شدن ولایت فقیه نمی شناسم و هیچ انتخاباتی هم در ایران منجر به این نتیجه نخواهد شد، که هیچ، هر رای شما ولایت رو تقویت هم خواهد کرد.<br />
&#8212;<br />
<strong>برای تحریم دلایل زیاد تری وجود داره تا شرکت در انتخابات.<br />
اما از اون طرف هم ابزار و اشخاص زیادی هستند که خلا رای شما و امثال شما ر در انتخابات و در نظر جهان و جهانیان پر کنند! بنابراین شمایید که ناخواسته ولایت رو تقویت می کنید نه من.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهدی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-695</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-695</guid>
		<description>4. واقعیت اینه که فعلا گزینه ای رادیکال تر از خاتمی نداریم که به اندازه ی اون کاریزماتیک باشه و در ضمن شانس رای هم داشته باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۴٫ واقعیت اینه که فعلا گزینه ای رادیکال تر از خاتمی نداریم که به اندازه ی اون کاریزماتیک باشه و در ضمن شانس رای هم داشته باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهدی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-694</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-694</guid>
		<description>پشیمونی افراد در بابت مسئولیتی که بر گرنشون بوده و انجام ندادن از اونها سلب مسئولیت نمی کنه. ولی واقعیت اینه که ما چاره ای هم جز این انتخاب نداریم چون:
1. حفظ حق انتخاب توی هر شرایطی فعلی بهتر از نداشتنشه
2. توی این کشور ما می تونیم دونوع رئیس جمهور داشته باشیم و لاغیر! نوع اول که ما را گوسفند(لفظا و عملا) می دونه و روری سه بار توی سرمون می زنه. نوع دوم که خودش را &quot;خدمتگذار مردم&quot; می دونه(حتی اگه فقط لفظا باشه) و هفته ای یک بار توی سرمون می زنه! به نظر می رسه انتخاب نوع دوم بهتر باشه.حتی اگه(به عقیده ی مخالفین شرکت در انتخابات) انتخاب بین بد و بدتر باشه.
3.ذهن سیاسی فعالین سیاسی رادیکال خیلی ضعیفه. دور قبل که مردم توی انتخابات شرکت نکردن نتیجش چی شد؟ همه ی دنیا گفتن وای... مردم این جمهوری رو دوست ندارند بیاین بریم نجاتشون بدیم! یا اینکه وضعمون از قبل هم بدتر شد؟
4.هنوز خیلی سال از فعالیتهای جنبش های چریکی دهه 60 نگذشته. سازمان دهی سازمانهای نیمه مخفی مثل &quot;پیکار&quot;،&quot;مجاهدین خلق&quot;،&quot;چریکهای فدایی خلق&quot; و..... را مقایسه کنید با 4 تا بچه سوسول تیتیش مامانی که بعضی هاشون اسم چه گوارا را فقط روی تی شرت و زیر سیگاری دیدن. نتیجه رفتار های غیر دموکراتیک به دموکراسی نمی رسه. تنها راه حصول دموکراسی روند دموکراسیه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پشیمونی افراد در بابت مسئولیتی که بر گرنشون بوده و انجام ندادن از اونها سلب مسئولیت نمی کنه. ولی واقعیت اینه که ما چاره ای هم جز این انتخاب نداریم چون:<br />
۱٫ حفظ حق انتخاب توی هر شرایطی فعلی بهتر از نداشتنشه<br />
۲٫ توی این کشور ما می تونیم دونوع رئیس جمهور داشته باشیم و لاغیر! نوع اول که ما را گوسفند(لفظا و عملا) می دونه و روری سه بار توی سرمون می زنه. نوع دوم که خودش را &#8220;خدمتگذار مردم&#8221; می دونه(حتی اگه فقط لفظا باشه) و هفته ای یک بار توی سرمون می زنه! به نظر می رسه انتخاب نوع دوم بهتر باشه.حتی اگه(به عقیده ی مخالفین شرکت در انتخابات) انتخاب بین بد و بدتر باشه.<br />
۳٫ذهن سیاسی فعالین سیاسی رادیکال خیلی ضعیفه. دور قبل که مردم توی انتخابات شرکت نکردن نتیجش چی شد؟ همه ی دنیا گفتن وای&#8230; مردم این جمهوری رو دوست ندارند بیاین بریم نجاتشون بدیم! یا اینکه وضعمون از قبل هم بدتر شد؟<br />
۴٫هنوز خیلی سال از فعالیتهای جنبش های چریکی دهه ۶۰ نگذشته. سازمان دهی سازمانهای نیمه مخفی مثل &#8220;پیکار&#8221;،&#8221;مجاهدین خلق&#8221;،&#8221;چریکهای فدایی خلق&#8221; و&#8230;.. را مقایسه کنید با ۴ تا بچه سوسول تیتیش مامانی که بعضی هاشون اسم چه گوارا را فقط روی تی شرت و زیر سیگاری دیدن. نتیجه رفتار های غیر دموکراتیک به دموکراسی نمی رسه. تنها راه حصول دموکراسی روند دموکراسیه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-691</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-691</guid>
		<description>ارتباط بحث خودمون با پیدا کردن یک کشور دیگه رو نفهمیدم. شما «اصلاح طلبان» رو تنها گزینه می دونید چون قبول نمی کنید که مبارزه برای تغییر نظام هم یک گزینه هست. و از طرفی من شما رو هیچ جور «مبارزی» حساب نمی کنم چون در درجه اول مهر نظام رو توی شناسنامه تون هر سال تازه می کنید و از خطرات بالقوه نبود این مهر هم راحتید (منظورم این نیست که ترسو هستید، بهش اعتقاد دارید). در واقع حامی و محافظه کار هستید، نه مبارز.
---
&lt;strong&gt;این درست نیست که هر کسی که در انتخابات شرکت می کنه می خواد از اثرات بالقوه مهر توی شناسنامه استفاده کنه. من هم مثل خیلیای دیگه از کار کردن توی شرکت دولتی فرار کردم و می کنم. ایران رو هم جایی برای زندگی نمی دونم که بخوام بگم برای خودم دارم تلاش می کنم. 
شما در یک برهه ای از زمان وقت گذاشتی و رفتارتون یک ثمره ای داشته و بعد با شما طوری رفتار شده که براتون غیر منتظره بوده. این رونباید تعمیم بدید. من می نویسم تا رفع بدبینی کنم. اصلاح طلب ها یک سری وسیله اند برای رسیدن به اون هدف غایی که ماها انتظار داریم. چون مخالفند و حاضرند هزینه اش رو هم بدند. خیلی هاشون کرسی استادی شون رو از دست دادند یا مزایای سایر استید رو ندارند. بهشون توهین شده و امنیتشون مختل. وقتی اینها هستند دست به دامن کی می خواید بشید؟ اگر نظام ما نظام درستی نیست اگر قرار باشه تغییر کنه تغییر می کنه و اون روز اصلاح طلب ها نمی تونند مانعش بشند. 
در ضمن دوست دارم تزتون رو در مورد تغییر نظام بدونم. در شرایطی که هر مخالفی به سرعت سرکوب می شه و ایران تند و تند موشک می سازه که مبادا تو هیچ کجای دنیا حرف از تغییر نظام بشنوه.
هر چقدر هدف دست نیافتنی تر باشه خیلی راحت تر می شه در موردش شیر و پلنگ کشت. مرد میدان کسیه که بتونه واقعیت رو ببینه و اون رو تغییر بده.
...
من وظیفه ام رو انجام می دم اما زندگی ام رو روش قمار نمی کنم. برام راحت بود که توی انجمن اسلامی عضو بشم و کار سیاسی کنم اما خوب با فرض اینکه اگر روزی روزگاری مشکلی برام پیش اومد اطرافیانم رو معذب می کنم صورت مساله رو پاک کردم. من اینم و مدیا ام نوشتنه، یکی دیگه جور دیگری. به نظرم این خودش یک نوع مبارزه است که اگزجوره نشده. 
&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ارتباط بحث خودمون با پیدا کردن یک کشور دیگه رو نفهمیدم. شما «اصلاح طلبان» رو تنها گزینه می دونید چون قبول نمی کنید که مبارزه برای تغییر نظام هم یک گزینه هست. و از طرفی من شما رو هیچ جور «مبارزی» حساب نمی کنم چون در درجه اول مهر نظام رو توی شناسنامه تون هر سال تازه می کنید و از خطرات بالقوه نبود این مهر هم راحتید (منظورم این نیست که ترسو هستید، بهش اعتقاد دارید). در واقع حامی و محافظه کار هستید، نه مبارز.<br />
&#8212;<br />
<strong>این درست نیست که هر کسی که در انتخابات شرکت می کنه می خواد از اثرات بالقوه مهر توی شناسنامه استفاده کنه. من هم مثل خیلیای دیگه از کار کردن توی شرکت دولتی فرار کردم و می کنم. ایران رو هم جایی برای زندگی نمی دونم که بخوام بگم برای خودم دارم تلاش می کنم.<br />
شما در یک برهه ای از زمان وقت گذاشتی و رفتارتون یک ثمره ای داشته و بعد با شما طوری رفتار شده که براتون غیر منتظره بوده. این رونباید تعمیم بدید. من می نویسم تا رفع بدبینی کنم. اصلاح طلب ها یک سری وسیله اند برای رسیدن به اون هدف غایی که ماها انتظار داریم. چون مخالفند و حاضرند هزینه اش رو هم بدند. خیلی هاشون کرسی استادی شون رو از دست دادند یا مزایای سایر استید رو ندارند. بهشون توهین شده و امنیتشون مختل. وقتی اینها هستند دست به دامن کی می خواید بشید؟ اگر نظام ما نظام درستی نیست اگر قرار باشه تغییر کنه تغییر می کنه و اون روز اصلاح طلب ها نمی تونند مانعش بشند.<br />
در ضمن دوست دارم تزتون رو در مورد تغییر نظام بدونم. در شرایطی که هر مخالفی به سرعت سرکوب می شه و ایران تند و تند موشک می سازه که مبادا تو هیچ کجای دنیا حرف از تغییر نظام بشنوه.<br />
هر چقدر هدف دست نیافتنی تر باشه خیلی راحت تر می شه در موردش شیر و پلنگ کشت. مرد میدان کسیه که بتونه واقعیت رو ببینه و اون رو تغییر بده.<br />
&#8230;<br />
من وظیفه ام رو انجام می دم اما زندگی ام رو روش قمار نمی کنم. برام راحت بود که توی انجمن اسلامی عضو بشم و کار سیاسی کنم اما خوب با فرض اینکه اگر روزی روزگاری مشکلی برام پیش اومد اطرافیانم رو معذب می کنم صورت مساله رو پاک کردم. من اینم و مدیا ام نوشتنه، یکی دیگه جور دیگری. به نظرم این خودش یک نوع مبارزه است که اگزجوره نشده.<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/168/comment-page-1#comment-687</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/168#comment-687</guid>
		<description>اشکال کار شما اینه که آزادی خواهی یا دموکراسی خواهی رو معادل اصلاح خواهی در نظر می گیری. فرض اول اصلاح طلبی اینه که نظام موجود ذاتا قابل اصلاح هست. من این فرض رو قبول ندارم، پس دموکراسی می خوام ولی نه از طریق اصلاح (چون می دونم چیزی جز اتلاف وقت نیست). دوران خاتمی برای من به معنی تلف شدن 8 سال از تاریخ ایرانه، یعنی با کلی امید شروع به حرکت کردن و بعد از 8 سال، به نقظه اول - اگر نه بدتر - رسیدن. مشکل من با رفتار اونها نیست، بلکه با اصل و فلسفه وجودی این نظامه و جدا فکر می کنم اگه یک پیغمبر الهی هم نازل بشه،‌ توی این سیستم کاری و اصلاحی نمی تونه انجام بده.
به نظر من کسانی که معتقد به تحریم نظام اسلامی - نه فقط تحریم انتخابات - هستن راهشون به کلی از شما که هنوز «اصلاح طلب» هستید جداست و دیگه معنی نداره که شما اصلاح طلبان رای نیاوردن و یا شکست های خودتون رو به گردن تحریم کننده ها بندازید و هی بگید که مثلا اگه فلان تعداد تحریمی هم رای داده بودند، چنین و چنان می شد. به نظر من ما در دو جبهه کاملا متضاد هستیم و هیچ سنخیتی با هم نداریم.
---
&lt;strong&gt;خوب احیانا شما می رید یک کشور دیگه پیدا کنید تا در انتخاباتش شرکت کنید و از دموکراسی اش لذت ببرید. شاید از این لحاظه که حرف من و شما سنخیت نداره. 
اگر ایران قراره با یک رنسانس دیگه متحول بشه من به شخصه خودم رو از مبارزای قرن 17 و 18 کمتر نمی بینم.

روشنفکری با تزریق نا امیدی زمین تا آسمون فرق داره.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اشکال کار شما اینه که آزادی خواهی یا دموکراسی خواهی رو معادل اصلاح خواهی در نظر می گیری. فرض اول اصلاح طلبی اینه که نظام موجود ذاتا قابل اصلاح هست. من این فرض رو قبول ندارم، پس دموکراسی می خوام ولی نه از طریق اصلاح (چون می دونم چیزی جز اتلاف وقت نیست). دوران خاتمی برای من به معنی تلف شدن ۸ سال از تاریخ ایرانه، یعنی با کلی امید شروع به حرکت کردن و بعد از ۸ سال، به نقظه اول &#8211; اگر نه بدتر &#8211; رسیدن. مشکل من با رفتار اونها نیست، بلکه با اصل و فلسفه وجودی این نظامه و جدا فکر می کنم اگه یک پیغمبر الهی هم نازل بشه،‌ توی این سیستم کاری و اصلاحی نمی تونه انجام بده.<br />
به نظر من کسانی که معتقد به تحریم نظام اسلامی &#8211; نه فقط تحریم انتخابات &#8211; هستن راهشون به کلی از شما که هنوز «اصلاح طلب» هستید جداست و دیگه معنی نداره که شما اصلاح طلبان رای نیاوردن و یا شکست های خودتون رو به گردن تحریم کننده ها بندازید و هی بگید که مثلا اگه فلان تعداد تحریمی هم رای داده بودند، چنین و چنان می شد. به نظر من ما در دو جبهه کاملا متضاد هستیم و هیچ سنخیتی با هم نداریم.<br />
&#8212;<br />
<strong>خوب احیانا شما می رید یک کشور دیگه پیدا کنید تا در انتخاباتش شرکت کنید و از دموکراسی اش لذت ببرید. شاید از این لحاظه که حرف من و شما سنخیت نداره.<br />
اگر ایران قراره با یک رنسانس دیگه متحول بشه من به شخصه خودم رو از مبارزای قرن ۱۷ و ۱۸ کمتر نمی بینم.</p>
<p>روشنفکری با تزریق نا امیدی زمین تا آسمون فرق داره.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
