Mehr

اینجا ایران است

Posted by: زهرا on: ۳۰ شهریور ۱۳۸۷

شاید اگر بعضی مدعیان دموکراسی و نقد یک جانبه، مقیم داخل بودند و خبر می داشتند از شرایط خونواده هایی که ماه هاست درست حسابی رنگ گوشت به خودشون ندیدند یا بیکاری معضلشون بود یا  … کمتر آیه یاس می خوندند برای حضور اصلاح طلب ها در انتخابات آینده. شاید متوجه این مساله نیستند که دموکراسی در معنی ای که اونها انتظار دارند برای جامعه الان ما توقع زیادیه. کشورهای دموکراتیک سوابق مبارزات ۳۰۰ ساله دارند. از انقلاب فرانسه تا ظهور لنین و بعد لیبرال ها … این در حالیه که کشور ما تا ۳۰ سال پیش درگیر شاهنشاهی اش بود و حالا هم که …

نتیجه ی توقع زیاد هم این می شه که یک نخ دور یک مشت آدم گره می زنیم و اسمشون رو می گذاریم اصلاح طلب و بحث می کنیم سر اینکه بهشون رای بدیم یا ندیم … این در حالیه که اگر ما خواهان اصلاحات هستیم پس ما هم اصلاح طلبیم و مشمول جنبشی به اسم «جنبش اصلاح طلبی». یعنی اگر من خواهان دموکراسیم باید یک سری اصولی رو رعایت کنم که زمینه دموکراسی فراهم شه. حتی در حیطه زندگی شخصی ام. اما متاسفانه ما ملتی هستیم که بر فرض مثال اگر امروز پودر ماشین لباسشویی گرون شد ۱۰ تا بیشتر می خریم و احتکار می کنیم که مبادا فردا گرون تر نشه. این قصه ماست.

- – -

طی چند سال اخیر قشر بیشتری از مردم به زیرخط فقر هول داده شدند. برای این مردم کشف حقیقت مثلا قتل های دهه شصت چقدر ازش داره؟  یا برای من دانشجو که هرکجای دنیا که برم «انگ» ایرانی بودن همراهه، انگار نه انگار که یک پا نواده کوروش کبیرم.

خلاصه طرح این مسائل و بیرون کشیدن مرده ها از قبر جز یک بازی مطبوعاتی جذاب نیست. ذهن آدمی اجازه پرواز به دور دست ها رو داره اما آیا عرصه عمل هم به همین اندازه وسیعه؟

- – -

پیش از انتخابات مجلس هشتم انجمن اسلامی شریف طبق روال اون زمان که سخنران دعوت می کرد اینبار دکتر الهه کولایی رو برای پرسش و پاسخ دعوت کرده بود، من که از جلوی در انجمن رد می شدم  رفتم تو که ببینم چه خبره. داخل انجمن کیپ تا کیپ آدم نشسته بود و من مجبور شدم مثل خیلیای دیگه بنشینم کف زمین. ولی متاسفانه از بین این همه آدم دراز و کوتاه، یک نفر نبود که یک سوال حسابی از کولایی در مورد انتخابات داشته باشه. شاید بهترین سوالی که پرسیده شد این بود که چرا از سازمان ملل تقاضا نمی کنید به انتخابات نظارت داشته باشه، که همون پیشنهاد نهضت آزادی بود و اون بنده خدا براش سوال شده بود که واقعا چرا!؟

من بهترین سوالاتی که من نظرم رسید و این بود که چطور می خواید بهتون رای بدیم در حالیکه نمک خوردید و نمکدون شکستید. چیزی ننوشتید تا بگید که چه کردید و چه نکردید. در اصل چرا ملت رو نفهم حساب کردید. شاید من هم توی اون جلسه با کولایی همون رفتاری رو کردم که امروز خیلی ها یک طرفه با این جماعت می کنند. پشت هم انتقاد می کردم با این فرض که جوابی برای گفتن وجود نداره. اعتقادم بر این بود که محقم نسبت به سین جیم های حتی بدتر از این. و بدترین گله ام هم این بود که چرا این جماعت طرفدارانشون رو متوقع کردند تا اینطرف و اونطرف دنیا ازشون انتظار داشته باشند که اجی مجی لاترجی، معجزه کنند.

جواب هایی که شنیدم از نظر خودم قانع کننده نبود اما تنها چیزی که قانعم کرد این بود که امروز پشیمونند از کارهایی که «نکردند»؛ از مطبوعاتی که چاپ نشد؛ از دیدارهای مردمی که برگزار نشد و از جلسات پرسش و پاسخی که ربطی به انتخابات نداشت. و چیز بیشتری که دستگیرم شد این بود که این جماعت یک سری اهل درس و دانشگاهند تحصیل کرده فرنگ، قرارداد اجتماعی رو از بر کردند و در کنارش صحیفه امام. می دونند که اقلیتی وجود داره که ازشون حمایت می کنه ولی خودشون رو ملزم به حفظ منافع اون اقلیت نمی دونند چون فکر می کنند که در هر صورت کار درستی انجام می دند. وقتی که ازشون پرسیدم چرا مثلا یک ایدئولوژی ای چیزی سر هم نکردند که مثل توده ای ها طرفدار سینه چاک داشته باشند، جواب شنیدم که ایدئولوژی ما همونیه که باهاش انقلاب کردیم.

بنابراین اگر احساس می کنیم که در مواجهه با جماعت اصلاح طلب با شاگردان دنیس دیدروی فقید سر و کار داریم سخت در اشتباهیم.

خیلی ها از خاتمی متنفرند چون به احساساتشون پاسخ مثبت نداد. خوشحال می شم که امروز رو با چهار سال پیش مقایسه کنند و ببینند اگر اون روز حق داشتند بر علیه اش فحش بدند امروز آیا می تونند اون تجربه رو تکرار کنند یا نه.

- – -

نتیجه اینکه این جماعت چه خوبند چه بدند چه متوسط، اصلاح طلب ها در این قحط الرجال اگر بهترین گزینه نباشند تنها گزینه اند.

۷ Responses to "اینجا ایران است"

1 | رضا

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۱ ق.ظ

اشکال کار شما اینه که آزادی خواهی یا دموکراسی خواهی رو معادل اصلاح خواهی در نظر می گیری. فرض اول اصلاح طلبی اینه که نظام موجود ذاتا قابل اصلاح هست. من این فرض رو قبول ندارم، پس دموکراسی می خوام ولی نه از طریق اصلاح (چون می دونم چیزی جز اتلاف وقت نیست). دوران خاتمی برای من به معنی تلف شدن ۸ سال از تاریخ ایرانه، یعنی با کلی امید شروع به حرکت کردن و بعد از ۸ سال، به نقظه اول – اگر نه بدتر – رسیدن. مشکل من با رفتار اونها نیست، بلکه با اصل و فلسفه وجودی این نظامه و جدا فکر می کنم اگه یک پیغمبر الهی هم نازل بشه،‌ توی این سیستم کاری و اصلاحی نمی تونه انجام بده.
به نظر من کسانی که معتقد به تحریم نظام اسلامی – نه فقط تحریم انتخابات – هستن راهشون به کلی از شما که هنوز «اصلاح طلب» هستید جداست و دیگه معنی نداره که شما اصلاح طلبان رای نیاوردن و یا شکست های خودتون رو به گردن تحریم کننده ها بندازید و هی بگید که مثلا اگه فلان تعداد تحریمی هم رای داده بودند، چنین و چنان می شد. به نظر من ما در دو جبهه کاملا متضاد هستیم و هیچ سنخیتی با هم نداریم.

خوب احیانا شما می رید یک کشور دیگه پیدا کنید تا در انتخاباتش شرکت کنید و از دموکراسی اش لذت ببرید. شاید از این لحاظه که حرف من و شما سنخیت نداره.
اگر ایران قراره با یک رنسانس دیگه متحول بشه من به شخصه خودم رو از مبارزای قرن ۱۷ و ۱۸ کمتر نمی بینم.

روشنفکری با تزریق نا امیدی زمین تا آسمون فرق داره.

2 | رضا

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۶ ب.ظ

ارتباط بحث خودمون با پیدا کردن یک کشور دیگه رو نفهمیدم. شما «اصلاح طلبان» رو تنها گزینه می دونید چون قبول نمی کنید که مبارزه برای تغییر نظام هم یک گزینه هست. و از طرفی من شما رو هیچ جور «مبارزی» حساب نمی کنم چون در درجه اول مهر نظام رو توی شناسنامه تون هر سال تازه می کنید و از خطرات بالقوه نبود این مهر هم راحتید (منظورم این نیست که ترسو هستید، بهش اعتقاد دارید). در واقع حامی و محافظه کار هستید، نه مبارز.

این درست نیست که هر کسی که در انتخابات شرکت می کنه می خواد از اثرات بالقوه مهر توی شناسنامه استفاده کنه. من هم مثل خیلیای دیگه از کار کردن توی شرکت دولتی فرار کردم و می کنم. ایران رو هم جایی برای زندگی نمی دونم که بخوام بگم برای خودم دارم تلاش می کنم.
شما در یک برهه ای از زمان وقت گذاشتی و رفتارتون یک ثمره ای داشته و بعد با شما طوری رفتار شده که براتون غیر منتظره بوده. این رونباید تعمیم بدید. من می نویسم تا رفع بدبینی کنم. اصلاح طلب ها یک سری وسیله اند برای رسیدن به اون هدف غایی که ماها انتظار داریم. چون مخالفند و حاضرند هزینه اش رو هم بدند. خیلی هاشون کرسی استادی شون رو از دست دادند یا مزایای سایر استید رو ندارند. بهشون توهین شده و امنیتشون مختل. وقتی اینها هستند دست به دامن کی می خواید بشید؟ اگر نظام ما نظام درستی نیست اگر قرار باشه تغییر کنه تغییر می کنه و اون روز اصلاح طلب ها نمی تونند مانعش بشند.
در ضمن دوست دارم تزتون رو در مورد تغییر نظام بدونم. در شرایطی که هر مخالفی به سرعت سرکوب می شه و ایران تند و تند موشک می سازه که مبادا تو هیچ کجای دنیا حرف از تغییر نظام بشنوه.
هر چقدر هدف دست نیافتنی تر باشه خیلی راحت تر می شه در موردش شیر و پلنگ کشت. مرد میدان کسیه که بتونه واقعیت رو ببینه و اون رو تغییر بده.

من وظیفه ام رو انجام می دم اما زندگی ام رو روش قمار نمی کنم. برام راحت بود که توی انجمن اسلامی عضو بشم و کار سیاسی کنم اما خوب با فرض اینکه اگر روزی روزگاری مشکلی برام پیش اومد اطرافیانم رو معذب می کنم صورت مساله رو پاک کردم. من اینم و مدیا ام نوشتنه، یکی دیگه جور دیگری. به نظرم این خودش یک نوع مبارزه است که اگزجوره نشده.

3 | مهدی

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۰ ب.ظ

پشیمونی افراد در بابت مسئولیتی که بر گرنشون بوده و انجام ندادن از اونها سلب مسئولیت نمی کنه. ولی واقعیت اینه که ما چاره ای هم جز این انتخاب نداریم چون:
۱٫ حفظ حق انتخاب توی هر شرایطی فعلی بهتر از نداشتنشه
۲٫ توی این کشور ما می تونیم دونوع رئیس جمهور داشته باشیم و لاغیر! نوع اول که ما را گوسفند(لفظا و عملا) می دونه و روری سه بار توی سرمون می زنه. نوع دوم که خودش را “خدمتگذار مردم” می دونه(حتی اگه فقط لفظا باشه) و هفته ای یک بار توی سرمون می زنه! به نظر می رسه انتخاب نوع دوم بهتر باشه.حتی اگه(به عقیده ی مخالفین شرکت در انتخابات) انتخاب بین بد و بدتر باشه.
۳٫ذهن سیاسی فعالین سیاسی رادیکال خیلی ضعیفه. دور قبل که مردم توی انتخابات شرکت نکردن نتیجش چی شد؟ همه ی دنیا گفتن وای… مردم این جمهوری رو دوست ندارند بیاین بریم نجاتشون بدیم! یا اینکه وضعمون از قبل هم بدتر شد؟
۴٫هنوز خیلی سال از فعالیتهای جنبش های چریکی دهه ۶۰ نگذشته. سازمان دهی سازمانهای نیمه مخفی مثل “پیکار”،”مجاهدین خلق”،”چریکهای فدایی خلق” و….. را مقایسه کنید با ۴ تا بچه سوسول تیتیش مامانی که بعضی هاشون اسم چه گوارا را فقط روی تی شرت و زیر سیگاری دیدن. نتیجه رفتار های غیر دموکراتیک به دموکراسی نمی رسه. تنها راه حصول دموکراسی روند دموکراسیه.

4 | مهدی

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۹ ب.ظ

۴٫ واقعیت اینه که فعلا گزینه ای رادیکال تر از خاتمی نداریم که به اندازه ی اون کاریزماتیک باشه و در ضمن شانس رای هم داشته باشد.

5 | رضا

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۱ ب.ظ

۱٫ امروز والاترین هدف و بهترین چیزی که می شه در قالب اصلاحات،‌ در خیال آورد اینه که جوی مثل سال ۷۶ و ۷۷، یعنی اولین سالهای اصلاحات دوباره در کشور حاکم بشه. یعنی ۱۲ سال بعد از شروع دوران اصلاحات، ما در نهایت دوست داریم به ابندای همون دوره برسیم. اسم این حرکت چه چیزی می تونه باشه بجز حلقه بسته؟ چه تضمینی هست که ما دوباره به اونجا برسیم؟ و تازه به فرض محال که برسیم چطور تصور می کنی که بتونی یک قدم جلوتر بری؟ می گی ما از اشتباهات مون درس گرفتیم؟ نگرفتید، و تازه رقیب شما خیلی بهتر درس گرفته و تازه تر اینکه علم رو با عمل هم همراه کرده و پدر همه رو در آورده!
۲٫ من با نظر اکبر گنجی در مورد روش رفتار با نظام موجود موافقم. هر شکلی از حمایت رو باید از این نظام دریغ کرد. به نظر من آمدن احمدی نژاد (که از حمایت کامل رهبر برخورداره) و تا حدود زیادی آشکار شدن ماهیت واقعی این نظام و همین طور تناقض های موجود در اون و اینکه اصلا نمی شه باهاش کنار اومد، میوه کار تحریم کننده هاست. مطمئنا این آقایون «نیامده اند که بروند» و تا رفتن شون شاید بخشهایی از اجتماع زیر فشار له بشه و خونهای بیشتری ریخته بشه. ولی من فکر می کنم اگر مثلا ۴۰ سال دیگه عمر کنم، خیلی خوشحال خواهم بود اگه حتی دو سال آخرش در ایران آزاد زندگی کنم! هیج دوست ندارم وضع موجود یا وضعی مثل زمان خاتمی با تلاش اصلاح گرانه شما تا آخر عمر من کژدار و مریز حفظ بشه.
۳٫ با اجازه من دیگه از این بحث کنار می رم. الان ۵-۶ ساله که سر هر انتخاباتی این بحث همه جا طرح می شه و من فکر می کنم حرفها گفته شده. به هر حال شما طرفدار حفظ و اصلاح نظام هستید و من فقط حرفم همین بود که راه تحریم رو کاملا جدا از راه خودتون باید بدونید. من هیچ راهی برای تغییر اوضاع جز برجیده شدن ولایت فقیه نمی شناسم و هیچ انتخاباتی هم در ایران منجر به این نتیجه نخواهد شد، که هیچ، هر رای شما ولایت رو تقویت هم خواهد کرد.

برای تحریم دلایل زیاد تری وجود داره تا شرکت در انتخابات.
اما از اون طرف هم ابزار و اشخاص زیادی هستند که خلا رای شما و امثال شما ر در انتخابات و در نظر جهان و جهانیان پر کنند! بنابراین شمایید که ناخواسته ولایت رو تقویت می کنید نه من.

6 | سروش

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۰ ب.ظ

و این پست رو احتمالا ۴ سال دیگه دوباری خواهی نوشت.


تکراری شده مگه نه؟ :P

جدای شوخی پیشنهاد می کنم که الانِ روزگار رو بچسبید بجای اینکه غصه چهارسال دیگه رو بخورید.
این یکی از روش های زندگی مفیده، که اصولا باید کمتر دنبال اگر و اما قضیه بود.

7 | م

شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۱ ب.ظ

سنتی ترین اعتقادات مذهبی در ایران بیش از۱۰ میلیون طرفدار داره(۷ملیون واجد شرایط). با فرض ادعای تقلب ۵ ملیونی! بازهم این جمعیت یه اقلیت سیاسی بزرگ به حساب می آد. اقلیتی که بسیار سیستماتیک است و پایگاههایی داره که تا قرن آینده تضمین می دم هیچ حکومتی توان برچیدن اونها رو نداره.
دلیل اینه که این پایگاه ها لقب مقدس بودن را یدک می کشن(مساجدو مراکز دینی) و با تهاجم به اونها اقشار مذهبی که بعضا مخالف ولایت فقیه هستند یا حتی اعتقادات سکولاریسم دارند؛ مقاومت می کنند. به اینها اضافه کنید جمعیت اصلاح طلبان دینی ای را که ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند.(شخصا یکی از شهیر ترین اصلاح طلبان( ونمایندگان سابق تهران) که هنوز هم در وزارت نیرو پابرجاست را از نزدیک می شناسم، این آقا شنیدن صدای شجریان و افتخاری را هم حرام می دونه!)
اگر شما جزء آدم هایی هستید که می خوان بشینن و صبر کنن تا در حالی که توپ و میدون و ۲۲دوتا بازیکن و البته داور! در دست حریفه یه بلای طبیعی از آسمان نازل شود باید بگم که متاسفانه همون جوری که می دونین دین(یا به هر حال اونچا از دین مونده) اونها را تایید می کنه و اگه بلایی هم بیاد صاف روی سر ما نازل می شه!
خب حالا بر می گردیم به همون بحث قبل
؛)
اگه شما خواستار شرایطی کاملا متفاوت با الان هم باشید راهش اینه که مرحله به مرحله سنت گرا ها را از صحنه بیرون کنید. کنار رفتن نخبگان سیاسی فقط یه نتیجه داره، وقتی توی برکه ای ماهی نباشه قورباغه می شه سپهسالار!؛ تاکید می کنم که ۴تا بچه قرتی توانایی کنترل یه جریان را ندارند. ولی شاید اونها هم مثل خیلی های دیگه با این سیستم مخالف باشند.(یه زمانی رجب علی مزروعی گفت: طیف اصلاح طلبان از گوگوش تا سروش است. این جمله را باید قاب گرفت زد رو دیوار!)
رضای عزیز باور کن اگه این سیستم بخواد می تونه آزادی های اجتماعی رو زیاد کنه و دهن خیلی ها رو ببنده. نظار به اونها این فرصت را بدیم تا این کار را بکنن، چون در این صورت فاتحه یک دموکراسی توی این مملکت خونده است. وقتی این بچه قرتی ها جزء سمپات های این سیستم بشن فقط یه راه برای دموکراسی وجود داره! حمله نظامی یه کشور خارجی که اونم طبعات خودش را داره.
سعی کردم به صورت مختصر شرایط را واست تحلیل کنم والبته حق رای شما متعلق به خودتونه.

ممنون.
با همه صحبتهات موافقم غیر از اینکه “اصلاح طلبان دینی ای ماهیتا با اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند”. ممکنه در مسائل مرتبط با رساله یکسان باشند و بلکه سفت و سخت تر، اما در مسائل حقوقی دو قطب مخالف هم اند.
از این لحاظ می گم که یکی از معاون وزیرهای خاتمی رو خوب می شناسم و می دونم که مثلا توی خونه اونها نظر دادن یا جوک گفتن پشت سر رئیس جمهور فعلی غیبت محسوب می شه و بنابراین جایز نیست! اما خوب تز حقوقی این آقا از نظر دولت فعلی قابل قبول نیست و از لحاظ آکادمیک هم شدید تحت فشاره.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items