Mehr

بعضی آدم ها

Posted by: زهرا on: ۲۸ شهریور ۱۳۸۷

بعضی ها اعتقاد دارند که دیگران بعدها متوجه اعمالشون می شند در موردشون قضاوت می کنند. آدم هایی که خودشون رو بر اساس چیزهایی که کاشتند و نکاشتند محک نمی زنند. آدم های موثر.

- – -

بی شک خاتمی جزو این دسته از آدم هاست*. امروز همه مشتاق حضورش هستند. احساس خوب دوره ریاست جمهوری اش رو به یاد دارند و امیدوارند که یکبار دیگه فرصت پیش بیاد تا دوباره بتونند اون دوره رو تجربه کنند، و بعضی هم انگشت حسرت می گزند که چرا قدر اون دوره رو ندونستند.

و من به شخصه خوشحالم که دوره دانشجوییم رو در اون دوره گذروندم و اتفاقات اون دوره رو دیدم تا امروز بتونم این دو دوره رو مقایسه کنم.

استقبال از خاتمی، نمایشگاه کتاب ۸۷

 

شاید اگر توی دوره خاتمی اگر حتی سه بار در روز هم برق می رفت یا توی زمستون گاز ملت قطع می شد انقدر احساس خطر و استیصال نمی کردیم تا توی این دوره. شاید چون الان حس می کنیم که اگر دردسرهای دولت رو به جون بخریم کلاه گشادی سرمون رفته و اون موقع نه.

درسته که نه ما ملت دوازده سال پیش هستیم و نه دنیا دنیای اون موقع است و شاید توقع بیجاییه اگر بخوایم یک بار دیگه احساس آدمیت کنیم، بگیر و ببندهای اجتماعی کمتر بشه و کمتر تحقیر بشیم. درسته که مدتهاست عادت کردیم منتظر خبرهای بد باشیم، اما بهتره با این نوع انتظار تحمیلی، اتفاقات خوب رو دست نیافتنی نکنیم.

یکی از علل شکست، دست کم گرفتن حریفه. حریف کوچک باشه یا بزرگ، اگر حریفه باید روش عمل و مبارزه اش رو شناخت و در تصمیم گیری لحاظش کرد.

شاید راسا الان وقت دیدن کم و کاستی های دولت خاتمی نیست. اشتباهه که فرض کنیم آدم ها ثابتند و تغییر ناپذیر. اشتباهه که مدتی کسی رو بپرستیم ولی مدتی بعد اون رو از عرش به فرش بیاریم.

گاهی حریف تمام امید طرف مقابل رو ازش می گیره و محترمانه خودش رو به عنوان تنها گزینه معرفی می کنه. بهتره به این مساله دامن نزنیم.

- – -

مرتبط:

- – -

* اشاره به این دو بیت از خود محمد خاتمی:

هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یاد باد / هر که ما را خوار کرد از عمر بر خوردار باد
هر که اندر ره ما خاری فکند از دشمنی / هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد

۳ Responses to "بعضی آدم ها"

1 | Razoo

شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۵ ب.ظ

همه؟ مشتاق؟ نه! من توی این همه ی شما نیستم. اون موقعها منم براش تبلیغ کردم، اشک ریختم، حنجره پاره کردم، مطلب نوشتم و فکر نمی کنم اون موقع کارهام اشتباه بود (هنوز امیدی بود). ولی الان دیگه نه!
توی همین شعرش هم می شه دید که چقدر حس مسیح وار داره؛ ولی با این حس (هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد!) نه رییس جمهور خوبی می شه بود و نه حتی یک انسان عادی و سالم.


این رو نمی گفت چی باید می گفت؟ نفرین می کرد؟ یا کماکان قهرمانانه می رفت کنار؟

2 | دختر بابایی

شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۲ ق.ظ

سلامممممممممممممممممممممممم:)
نمیدونم.. متاسفانه خیلیا خیلی نا امیدن.. شرایط پایان دوره ریاست جهموری خاتمی از یک طرف و شرایط این ۳ سال گذشته از طرف دیگه دست به دست هم داده و باعث شده خیلیا از خیلی چیزا نا امید شن.. با این همه من خودم امیدوارم. و همه سعیمو برای رسیدن به چیزی که بهش امید دارم میکنم. امیدوارم یه روزی باشه دوباره که همه لحظه هامون پر از اضطراب و تنش و درگیری و بی حرمتی نباشه

3 | رضا

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ق.ظ

ببخشید اگه کسی شما رو خوار کنه، حق شما رو بخوره، جلوی رسیدن شما رو به اهدافتون بگیره:
۱٫ دعا به جونش می کنید؟
۲٫ نفرینش می کنید؟
۳٫ قهرمانانه کنار می رید؟
۴٫ در مقابلش می ایستید و مبارزه می کنید؟

دعا به جونش نمی کنم اما با نفرین کردن قدرت انتخابم رو کمتر می کنم و خودم رو ضعیف نشون می دم.
مورد سوم و چهارم هم بستگی به شرایط داره.
اینجور مواقع دست و پا زدن و عز و جز کردن شرایط رو خیلی بدتر می کنه.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items