<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: میون بر</title>
	<atom:link href="http://tarsimm.com/archives/163/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarsimm.com/archives/163</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 20 May 2010 18:36:31 +0300</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: زهرا</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/163/comment-page-1#comment-611</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/163#comment-611</guid>
		<description>مدرک گرایی در سطح جامعه مطرح می شه. جامعه مدرک گرا جامعه ایه که اشخاص در اون صرفا با داشتن مدرک بالاتر می تونند زندگی بهتری داشته باشن. پس همه می رن سراغ مدرک گرفتن. 
 این بازی ها هم مختص جامعه مدرک گرا نیست. یه جور معامله غیر آکادمیک با محصولات آکادمیکه.
در ضمن، شما جای درستی رفته بودی، اما استاد مربوطه ظرفیت پاسخگویی نداشته. گفتم که بدبین نشی و جمع نبندی همه استاد ها رو باهم. من استاد وظیفه شناس هم دیده ام!
- - -
قبول دارم که قالب وبلاگم به &quot;مدرکم&quot; نمی آد!! D :  
منتهی مشکل شما ممکنه این باشه که کامنت ها اول اپروود می شند بعد نمایش داده می شند.
سعی می کنم به زودی تم اش رو عوض کنم و خلایق رو خلاص کنم از این عذاب عظما با این تم مشکل دار!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مدرک گرایی در سطح جامعه مطرح می شه. جامعه مدرک گرا جامعه ایه که اشخاص در اون صرفا با داشتن مدرک بالاتر می تونند زندگی بهتری داشته باشن. پس همه می رن سراغ مدرک گرفتن.<br />
 این بازی ها هم مختص جامعه مدرک گرا نیست. یه جور معامله غیر آکادمیک با محصولات آکادمیکه.<br />
در ضمن، شما جای درستی رفته بودی، اما استاد مربوطه ظرفیت پاسخگویی نداشته. گفتم که بدبین نشی و جمع نبندی همه استاد ها رو باهم. من استاد وظیفه شناس هم دیده ام!<br />
- &#8211; -<br />
قبول دارم که قالب وبلاگم به &#8220;مدرکم&#8221; نمی آد!! D :<br />
منتهی مشکل شما ممکنه این باشه که کامنت ها اول اپروود می شند بعد نمایش داده می شند.<br />
سعی می کنم به زودی تم اش رو عوض کنم و خلایق رو خلاص کنم از این عذاب عظما با این تم مشکل دار!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: م</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/163/comment-page-1#comment-608</link>
		<dc:creator>م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/163#comment-608</guid>
		<description>اپیزود اول:
شما وارد تالار اساتید می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که در همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.
تالار اساتید: hall of shame
درب بسته: normally closed
.......
آخه شما که خودتون مهندس کامپیوترین... یه فکری به حال این قسمت نظر دادنتون بکنید... خیلی مشکل داره ها!
.......
نتیجه اخلاقی: ما در ایران مدرک گرایی نداریم که....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اپیزود اول:<br />
شما وارد تالار اساتید می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که در همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.<br />
تالار اساتید: hall of shame<br />
درب بسته: normally closed<br />
&#8230;&#8230;.<br />
آخه شما که خودتون مهندس کامپیوترین&#8230; یه فکری به حال این قسمت نظر دادنتون بکنید&#8230; خیلی مشکل داره ها!<br />
&#8230;&#8230;.<br />
نتیجه اخلاقی: ما در ایران مدرک گرایی نداریم که&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: م</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/163/comment-page-1#comment-607</link>
		<dc:creator>م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/163#comment-607</guid>
		<description>مکالمه با دکتر سایکوز!(روان پریش)
اپیزود اول:
شما وارد تالار اساتید(hall of shame) می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که درب همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته(normally closed) است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.
اپیزود دوم:
با تعجب می بینید که توی اتاق نه کسی هست و نه هیچ گونه دستگاه ارتباطی(داشتن با خودشون کلنجار می رفتن).
- سلام. ببخشید آقای دکتر خ یا دکتر ف امروز تشریف نمی آرند؟
+ اطلاع ندارم. به شما یاد ندادند که قبل از ورودتون در بزنید؟
- !. اگه منظورتون در اصلیه که همیشه بازه و کسی هم تا حالا اعلام نکرده بوده باید هنگام ورود به تالار در بزنیم( 20 تا اتاق وجود داره و کی باید به ما اجازه ی ورود بده؟)
+ خب حالا چه کار دارید؟
- چند تا سوال داشتم.
- شما دانشجوی دکتری هستید؟( یا خدای نکرده صاحب کرسی دانشگاه ام آی تی)
+ ببینید. من سوال شخصی نمی تونم جواب بدم. اگه...
اینجا گوینده در حال بال بال زدن با دستانش است.
- می خواستم در مورد گرایش های مختلف مهندسی انرژی ، امکان ادامه کار و وضعیت کارشون بیشتر بدونم.
+.........
- و وضعیت کار برای اونها؟
+ ببینید اگه منظورتون اینه که صرف داشتن مدرک مزیتی محسوب بشه. باید بگم که الان 10 سالی می شه که در تهران و حتی..... شهرستان های بزرگ مدرک گرایی کنار رفته(- قربون شما بچه تهرووون با این شعور بالاتون!). هرچند شما دارید تخصص می گیرید تا بتونید در زمینه تولید انرژی و به خصوص شیوهای جدید اون متخصص باشید و تبعا از موقعیت شغلی خوبی بهره مند می شید.
-.....
+....
- ممنون و ببخشید که هنگام ورود در نزدم.
اپیزود سوم:
شما از تالار بیرون می آید و ب را می بینید.
= راستی می دونی که پسر هاشمی رفسنجانی دو ترم بالاتر از ما همین رشته را می خونه؟
- e!
 شما پاسخ همه ی سوالاتتون را گرفته اید!(به به!به به! چه رشته ای رفتیم...)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مکالمه با دکتر سایکوز!(روان پریش)<br />
اپیزود اول:<br />
شما وارد تالار اساتید(hall of shame) می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که درب همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته(normally closed) است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.<br />
اپیزود دوم:<br />
با تعجب می بینید که توی اتاق نه کسی هست و نه هیچ گونه دستگاه ارتباطی(داشتن با خودشون کلنجار می رفتن).<br />
- سلام. ببخشید آقای دکتر خ یا دکتر ف امروز تشریف نمی آرند؟<br />
+ اطلاع ندارم. به شما یاد ندادند که قبل از ورودتون در بزنید؟<br />
- !. اگه منظورتون در اصلیه که همیشه بازه و کسی هم تا حالا اعلام نکرده بوده باید هنگام ورود به تالار در بزنیم( ۲۰ تا اتاق وجود داره و کی باید به ما اجازه ی ورود بده؟)<br />
+ خب حالا چه کار دارید؟<br />
- چند تا سوال داشتم.<br />
- شما دانشجوی دکتری هستید؟( یا خدای نکرده صاحب کرسی دانشگاه ام آی تی)<br />
+ ببینید. من سوال شخصی نمی تونم جواب بدم. اگه&#8230;<br />
اینجا گوینده در حال بال بال زدن با دستانش است.<br />
- می خواستم در مورد گرایش های مختلف مهندسی انرژی ، امکان ادامه کار و وضعیت کارشون بیشتر بدونم.<br />
+&#8230;&#8230;&#8230;<br />
- و وضعیت کار برای اونها؟<br />
+ ببینید اگه منظورتون اینه که صرف داشتن مدرک مزیتی محسوب بشه. باید بگم که الان ۱۰ سالی می شه که در تهران و حتی&#8230;.. شهرستان های بزرگ مدرک گرایی کنار رفته(- قربون شما بچه تهرووون با این شعور بالاتون!). هرچند شما دارید تخصص می گیرید تا بتونید در زمینه تولید انرژی و به خصوص شیوهای جدید اون متخصص باشید و تبعا از موقعیت شغلی خوبی بهره مند می شید.<br />
-&#8230;..<br />
+&#8230;.<br />
- ممنون و ببخشید که هنگام ورود در نزدم.<br />
اپیزود سوم:<br />
شما از تالار بیرون می آید و ب را می بینید.<br />
= راستی می دونی که پسر هاشمی رفسنجانی دو ترم بالاتر از ما همین رشته را می خونه؟<br />
- e!<br />
 شما پاسخ همه ی سوالاتتون را گرفته اید!(به به!به به! چه رشته ای رفتیم&#8230;)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
