گيس گلابتون

میون بر

ارسال شده توسط گلاب در تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۳۸۷

یکی از راه های ایجاد صفحه شخصی، استفاده از Joomla است. ابزار open source ای که فقط برای این کار ساخته شده و بسیار بسیار کارآمده.

ابزار میون بر دیگر، Microsoft Publisher هست که در برابر Joomla مثل ماشین اسباب بازی می مونه در برابر تریلی. منتهی کافیه اراده کنید تا براتون یک homepage سر هم کنه. اصولا  انتظار زیادی نمی شه ازش داشت. مثلا توی cashe شدن در search engine ها مشکل داره.

 - - -

 یکی از راه های ایجاد در آمد، استفاده از مدرک تحصیلیه. نه مستقیم، که غیر مستقیم. یا شاید میون بر. مثلا بعضی شرکت ها برای دریافت مناقصه های بسیار بزرگ نیاز دارند تا به شورای عالی انفورماتیک اعلام کنند که تعداد زیادی مهندس و دکتر در شرکتشون استخدامه. شما هم مهندس و دکتری. با شما قرارداد صوری می بندند و چند ماهی هم برای شما بیمه رد می کنند و شما هم در مقابل نون مدرکتون رو می خورید . یعنی چندین ماه مفت و مجانی از مزایای بیمه تامین اجتماعی بهرمند می شید و سابقه کار مجازی هم براتون رد می شه.

- - -

یکی از راه های ابراز وجود هم اینه که پست بزنی در حالی که پستت نمی آد!

۳ پاسخ برای "میون بر"

1 | م

۲۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۰۲ ق.ظ

مکالمه با دکتر سایکوز!(روان پریش)
اپیزود اول:
شما وارد تالار اساتید(hall of shame) می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که درب همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته(normally closed) است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.
اپیزود دوم:
با تعجب می بینید که توی اتاق نه کسی هست و نه هیچ گونه دستگاه ارتباطی(داشتن با خودشون کلنجار می رفتن).
- سلام. ببخشید آقای دکتر خ یا دکتر ف امروز تشریف نمی آرند؟
+ اطلاع ندارم. به شما یاد ندادند که قبل از ورودتون در بزنید؟
- !. اگه منظورتون در اصلیه که همیشه بازه و کسی هم تا حالا اعلام نکرده بوده باید هنگام ورود به تالار در بزنیم( ۲۰ تا اتاق وجود داره و کی باید به ما اجازه ی ورود بده؟)
+ خب حالا چه کار دارید؟
- چند تا سوال داشتم.
- شما دانشجوی دکتری هستید؟( یا خدای نکرده صاحب کرسی دانشگاه ام آی تی)
+ ببینید. من سوال شخصی نمی تونم جواب بدم. اگه…
اینجا گوینده در حال بال بال زدن با دستانش است.
- می خواستم در مورد گرایش های مختلف مهندسی انرژی ، امکان ادامه کار و وضعیت کارشون بیشتر بدونم.
+………
- و وضعیت کار برای اونها؟
+ ببینید اگه منظورتون اینه که صرف داشتن مدرک مزیتی محسوب بشه. باید بگم که الان ۱۰ سالی می شه که در تهران و حتی….. شهرستان های بزرگ مدرک گرایی کنار رفته(- قربون شما بچه تهرووون با این شعور بالاتون!). هرچند شما دارید تخصص می گیرید تا بتونید در زمینه تولید انرژی و به خصوص شیوهای جدید اون متخصص باشید و تبعا از موقعیت شغلی خوبی بهره مند می شید.
-…..
+….
- ممنون و ببخشید که هنگام ورود در نزدم.
اپیزود سوم:
شما از تالار بیرون می آید و ب را می بینید.
= راستی می دونی که پسر هاشمی رفسنجانی دو ترم بالاتر از ما همین رشته را می خونه؟
- e!
شما پاسخ همه ی سوالاتتون را گرفته اید!(به به!به به! چه رشته ای رفتیم…)

2 | م

۲۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۱۰ ق.ظ

اپیزود اول:
شما وارد تالار اساتید می شوید. درب ورودی باز است. یک نفر داره فحش های آب نکشیده نثار مدیر گروه می کنه. وارد تالار می شید. با تعجب می بینید که در همه ی اتاقها بجز یه اتاق بسته است. آروم و بی سر وصدا کنار در می رین تا اون متوجه حضور شما بشه و لحن ادبیات و صوت دلنشینشون رو کمی تلطیف کنند.
تالار اساتید: hall of shame
درب بسته: normally closed
…….
آخه شما که خودتون مهندس کامپیوترین… یه فکری به حال این قسمت نظر دادنتون بکنید… خیلی مشکل داره ها!
…….
نتیجه اخلاقی: ما در ایران مدرک گرایی نداریم که….

3 | زهرا

۲۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ

مدرک گرایی در سطح جامعه مطرح می شه. جامعه مدرک گرا جامعه ایه که اشخاص در اون صرفا با داشتن مدرک بالاتر می تونند زندگی بهتری داشته باشن. پس همه می رن سراغ مدرک گرفتن.
این بازی ها هم مختص جامعه مدرک گرا نیست. یه جور معامله غیر آکادمیک با محصولات آکادمیکه.
در ضمن، شما جای درستی رفته بودی، اما استاد مربوطه ظرفیت پاسخگویی نداشته. گفتم که بدبین نشی و جمع نبندی همه استاد ها رو باهم. من استاد وظیفه شناس هم دیده ام!
- - -
قبول دارم که قالب وبلاگم به “مدرکم” نمی آد!! D :
منتهی مشکل شما ممکنه این باشه که کامنت ها اول اپروود می شند بعد نمایش داده می شند.
سعی می کنم به زودی تم اش رو عوض کنم و خلایق رو خلاص کنم از این عذاب عظما با این تم مشکل دار!

نوشتن نظر

(نظرات بعد از تاييد نمايش داده خواهند شد)

دسته‌ها


  • مينوي: ايکاش دوستان که اظهار نظر کردند نسخه ي قابل دريافتي هم از اين کتاب ها ارايه مي کردن
  • دختر بابايی: سلاممممممممم:) به هیچ عنوان دل خوندن منابعی که جزئیات وقایع رو گفتن ندارم. گاهی که
  • گلاب: I appreciate your comment but hardly try not to struggle about Politics and Religion here. The discussion may not be safe enough and brings lots of mi