ارسال شده توسط گلاب در تاریخ: ۱۵ شهریور ۱۳۸۷
مامانم واسه افطار مهمون دعوت کرده. صبح پسرداییم زنگ زد خونه و مامانم بابا ایناش و زنش و کلهم اجمعین دعوت کرد بیان افطاری.
اینجور دعوتا اغلب خیلی مختصر باید انجام شه اما انگار مختصر برا مامان من معنا نداره. در حال حاضر دلیلش اینه که مامانم این داییم رو (که در حقیقت پسر دایی اش می شه نه برادرش) خیلی زیاد دوست داره.
- - -
جریان محبت و کششی که خونواده مادری ام به هم دیگه دارن خیلی پیچیده است. درست به پیچیدگی جریانات مدفون توی این خونواده که هیچ وقت هیچ کس واضح و مفصل در باره اش حرف نمی زنه. همیشه یک گذشته دور و افتخار آفرین بوده و بعد یک افول نابهنگام و نزول خورها که اموال اجدادی رو بالا کشیدند و یک آب هم روش.
- - -
واقعا حیف شد احیانا اگر این افول رخ نمی داد من الان باید به یک نوکری کلفتی چیزی امر می کردم که به جای من این چیزا رو تایپ کنه و خودم می نشستم اون طرف که بادم بزنند!
واقعا که حیف شد!
2 | Irantonian.com
۱۵ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۴۱ ب.ظ
از اینکه به وب سایت ما سر زدین یک دنیا ممنون
امیدوارم کماکان ما رو دعا هم کنید
3 | avra
۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۳۲ ق.ظ
age kolfat dashti va migofti chi barat benevise , dige in heso halo nadasht. motmaenam.
( mosbat andishi be hade khafan !! :))
4 | زهرا
۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۳۶ ق.ظ
به ایرانتونین:
خواهش می کنم، همچنین. امیدوارم موفق باشید.
- - -
به آورا:
راست گفتی خانم عزیز : )
باید تو فکر یه وظیفه دیگه براش باشم. اصلا، تو بروشورش نوشتن که از اینکارا بلد نیست! : D
5 | آهو
۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۰۶ ب.ظ
طوري نيست عزيزم. تصور كن به اون كلفت يا نوكر! كار ديگه اي دادي انجام بده و حالا خودت از رو تفريح خواستي تايپ كني.
7 | دختر بابایی
۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۴۲ ب.ظ
سلاممممممممممممم:)
تزت رو هم میتونه بنویسه.. هوم! حتی اگه بتونه به جات دفاع کنه از خوب هم خوبتره به جان خودم!
بعد حالا که شما اینقده اوضاتون خوبه و مایه دارین و اینا و اینا میشه یه دونه از کلفتاتونو به من قرض بدین یه ذره به جای من برای دکترا درس بخونه!؟؟!؟!؟
8 | زهرا
۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۳:۰۰ ب.ظ
طفلک ظرف سه ماهه می خواد تافل بده سرش شلوغه!
خلوت شد خبرت می کنم زهرا جون!