Mehr

women only

Posted by: زهرا on: ۰۷ شهریور ۱۳۸۷

 اتفاق خیلی خوبیه، اگه یه دوست پایه تفریح بعد مدتها اس ام اس بده که “فردام از صبح خالیه. اگه تو هم، بریم پارک…” حالا نه هر پارکی. بوستان مادران. همون پارک women only، مثل واگن اول و آخر مترو.

این مقوله women only تو محیطای عمومی و کنترل نشده خوب جواب می ده. فک کن اومدی پارک که آزاد باشی و بلند حرف بزنی ولی جلوی هفت هشت تا سرباز وظیفه که بعد شنیدن کلی حرف کلفت از افسر نگهبانشون اومدن پارک بستنی بخورن مسلما اونطوری که می خوای نمی شه. اما در مقابلش تو محیط های کنترل شده بازده افراد رو پایین می آره.

اگه دوست دارید بدونید این پارکه حجوریه، بگم که توش خانم ها اصولا آزادند. یا عین پنجه آفتاب یا رنگ ته دیگ! بعضی از تین ایجرها با موهای آناناسی و لباس مهمونی عین فاتحان دنیا می دون و آهنگ گوش می دن.

خانم های بزرگتر آش رشته می خورن، قربون صدقه دخترای خانمی مث من و لیلا می رن که بوستان مادران رو تحویل نگرفتیم و هنوز با مانتو مقنعه نشستیم. باهامون بلند می گن و می خندن. داد می زنن سر بچه های وروجکشون. می دون می دون می دون! sunbath می گیرن.

تازه ماالشعیر تقلبی هم می اندازن به ملت! چی فک کردین؟

سحر و سمیر می گن تو زیادی خوشی! به قولشون اتی (اعتماد به نفس) ات بالاست، که تو این هیر و ویر پروژه قرار کوه می گذاری- کتاب می خونی – دلت بستنی می خواد! اعتراف می کنم مخلوقی هستم از مخلوقات خدا که اتفاقن هم ناراحت می شه هم دلخور هم متوقع هم عصبی هم از کوره در می ره … اما می خواد با این سرگرمی های کوچولو آرامشش رو حفظ کنه تا رشته زندگینی از دستش در نره. و با وجود کلی انسان شریف دور و برش هنوز عادت نکرده وقتی اتفاقی براش افتاد رک و راست به زبون بیاره. نمی تونه یا نمی خوادشو دیگه نمی دونم. باهاش صحبت می کنم.

۷ Responses to "women only"

1 | آورا

شهریور ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۳ ق.ظ

یه چیزی بگم بخندی. این بوستان مادران دقیقا توی کوچه خونه ماست. دو ماهی که ایران بودم هی گفتم برم ببینم توش چه جوری شده اما دلم نمیومد. فکر میکردم پارک عزیزم را به هم ریختن. خلاصه نرفتم. و گذاشتم فضولیه واسه خودش یه گوشه خاک بخوره. تا امروز که تو یه چپزایی نوشتی

2 | زهرا

شهریور ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۰ ق.ظ

آخی! خونه دوست منم تو همون کوچه است حتما همدیگر رو می شناسین! نشونی هات رو بهش می دم ببینم آشنا در می آین یا نه ;)
نگران پارک عزیزت هم نباش، خیلی تغییر نکرده فقط قسمتی که بر خیابونه رو دیوار آهنی کشیدند که کسی بی حجاب نره :)

3 | دختر بابایی

شهریور ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۴ ب.ظ

سلامممممممممممم:)
حالا که بحث آدرس دادنه بگم که منم بچه همون محلم.. کوچه روبرویی! این دفه خواستی بیای شام بیا خونه ما :دی

4 | زهرا

شهریور ۷م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۵ ب.ظ

چشم چشم افطاری مزاحم می شیم! این دوست من که کلی مهمون نواز بود. فک کنم بشه تعمیم داد. آخه کلی از اهالی محله تون رو هم می شه به وبلاگ نوشتن تعمیم داد!
خیابونتون و دور و براش رو خیلی دوست دارم. هم خودش هم آدمهاش هم اینهمه پتانسیل فرهنگی و علی الخصوص شاپینگیش رو!

5 | مهرنوش

شهریور ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۶ ق.ظ

من هم این پارک را تجربه کردم ! درموردش هم نوشتم هر چند که درمان نیست ولی تسکینی موقتی است

7 | زهرا

شهریور ۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۰ ب.ظ

جناب ژوبین: تیتر پست به این معنا نیست که کامنت ها رو محدود کنم. صرفا یک تیتره و بس.

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items