Posted by: زهرا on: ۲۲ مرداد ۱۳۸۷
لایحه حمایت از خانواده چند وقت پیش مطرح شد و سر و صدای زیادی کرد. من هم اون زمان در موردش چند خطی نوشتم. گویا لایحه مزبور فردا قراره به مجلس بره و انگار هم اونجا مخالفت زیادی باهاش نیست. با این اوصاف مطمئن نیستم نوشتن درباره اش فایده ای داشته باشه، اما از اونجایی من موردای اینطوری دیده ام، یعنی مردهای دو زنه مشمول شرایط این لایحه، عرض کنم: معتقد، با تمکن مالی و حتی سابقه انقلابی و جبهه و … که تو این دولت پست هم داشتند و دارند، و از وضع خانواده هاشون هم تا حدودی خبر دارم به خودم اجازه می دم در مورد چیزهایی که زندگی هاشون دیدم بنویسم. عذر می خوام اگر احیانا کسی احساس «مورد مشاهده قرار گرفته شدگی» بهش دست داده، چیزی ندارم که بگم، فقط می شه گفت کلن یکمی تو جواب گرفتن سوالام فضول تشریف دارم!
- – -
من اعتقاد دارم در شرایطی که دو نفر انسانِ در تعامل از حقوق برابر برخوردار نباشند، نه تنها شخص با حقوق کمتر مورد ظلم قرار می گیره و حتی استثمار می شه، بلکه شخص با حقوق بیشتر هم مورد ظلم قرار گرفته، چون وظایف و مسئولیت های مساوی با اون حقوق اطلاق شده بهش بیش از توان «انسانی» اش خواهد بود و این موضوع باعث کمرنگ شدن مسائلی مثل رضایت درونی، «انسانیت» و حتی بروز جامعه ستیزی در هر دو طرف می شه*. این یک مساله بدیهیه. می گم «انسانی» چون انسان ها به نظر من خمیر مایه یکسانی دارند؛ یعنی نیازها و توانایی شون در برآوردن اونها. اما مسائلی مثل فیزیک بدنی، عرف یا مذهب باعث جدا شدن «برخی» حقوق و وظایفشون می شه و نه تمامشون.
اگر توی یک خونواده شرایط طوری باشه که بار مالی بر عهده مرد باشه، طبعا بیشتر تصمیم گیری ها و شاید تربیت بچه ها بر دوش زن خواهد بود. فرض کنیم مرد تمکن مالی بهم بزنه، اما اگر امنیت روانی زن بهم بخوره، اون زن از تصمیم گیری درست سرباز می زنه و اگر هم «فداکاری» کنه و سعی کنه همسر خوب و مادر خوبی باشه (که توی این شرایط خنده داره اما نمونه چنین زنی رو دیده ام)، فشار روانی زیادی بهش وارد خواهد شد. اصولا زن وقتی ازدواج می کنه با این پیش فرض وارد خونه اش نمی شه که استثمار شده، یا اصولا خیلی از زن ها ازدواج نمی کنند برای امرار معاش.
- – -
چند تا نکته تجربی اینکه: ۱٫ خانواده هایی که من دیدم با پدیده تعدد زوجات، مسیر مناسبی رو طی نکردند و از زمان ورود زن جدید، کل زندگی حول محور خوش آیند مرد خانواده گذشته. بچه ها و همسر اول از پشتیبانی مالی زیاد اما روحی کم برخوردار بودند و همین باعث بروز کمبود های روحی و روانی در اون بچه ها شده. این یچه ها متاسفانه همیشه در حسرت زندگی آرومند. این قانون چطور می تونه این احساس رو برای بچه ها تامین کنه؟ ۲٫ هیچ مرد دو زنه ای ندیدم که اعتماد به نفس کافی در روبرو شدن با جامعه داشته باشه؛ چشمهای همیشه ترسو و نگران و مهاجم یکی از اون آقایون مزبور رو دیدم که این حس رو دارم؛ ۳٫به نظرم هر زنی این حق این رو داره که مردش رو مال خودش بدونه.
می گن هیچ قانونی نمی تونه جای صمیمیت زن و مرد رو توی خوانواده بگیره. اگر این صمیمیت وجود نداشته باشه اونوقته که قانون می تونه بین زن و مرد قضاوت کنه. ایرادی که به این لایحه وارد می شه اینجاست که اون معیار عدالت ذکر شده توی این قانون حد و حدودش چقدره و اگر صمیمیت زندگی زیر سوال بره و اون عدالت رعایت نشه، کدوم موضع خونواده زودتر فدا می شه؟ مگر این نیست که خانواده اساس جامعه رو تشکیل می ده چون در اون معیار برخوردها بر اساس عطوفت، بدون تنش و نتیجتا بدون قانونه و قراره «انسان» در اون پرورش داده بشه** و نه چیز دیگری نظیر اون چیزی که کمونیسم در مورد انسان نظر می ده. این لایحه از کدوم خانواده و از کدوم موضع خانواده قراره حمایت کنه؟ و سوال اساسی تر اینکه این لایحه قراره برای کدوم قشر جامعه تصویب بشه؟ امنیت خانواده قراره فدای چه منافعی بشه؟ چرا بهش می گن حمایت از خانواده؟ مگه خانواده مساوی است با مرد خونواده؟
- – -
* مصداق هرکی نازشو بکشی بلای جون خودت و خودش می شه ست! محض توضیح.
** در تعریف پرورش شخصا در مورد رساله «امیل» روسو صحبت می کنم. نه در حد آرمانی ولی تا حد قابل قبول و اجرا.
- – -
پی نویس: لازم به ذکر نیست که اینها دید شخصی بود و در مخالفت باز است!
1 | مرضیه
این لایحه چه تصویب بشه چه نشه(که میشه!!!)غالب رجال محترم ۴ تا زن و “ان” تا صیغشون رو از دست نمی دن!!!قبلش هم که اجازه ی زن لازم بود کی با اجازه ی زن اول، زن دوم و سوم و … می گرفت؟؟؟ در هر صورت کارشون رو می کنن!!!گدا و ثروتمند هم نداره،هوس کافیه!!!
به عقیده ی من زن باید در درجه اول استقلالش رو (مادی و معنوی) حفظ کنه و تمام دنیاش رو در یک مرد نبینه!!! متاسفانه به دلایل فرهنگی- اجتماعی حاکم بر جامعه ما این استقلال قبل تر ها تقریباً محال بوده و امروزه هم برای تعداد کمی از زن ها (که البته باید جان سخت هم باشند) میسره!!! می گم کم چون سراسر ایران رو مد نظر دارم نه چند تا شهر بزرگ رو!!!
خلاصه زن بودن بسی نکبت بار است!!! ;)
3 | زهرا
خیلی از مرداهم با این لایحه مخالفند. نمی شه گفت غالبشون اینطوری اند. این یه جور بی انصافیه. قبول نداری؟
4 | مرضیه
مثل اینکه نمونه های آماریمون فرق می کنه!!! شایدم من بی انصافی کردم ;)
5 | علیرضا
کدوم حمایت همینجوریش زوجها به هم مشکوکن!! یحتمل می خوان خیال همه رو راحت کنن دیگه طرف شک نکنه یقین کنه وقتی انسان به درجه یقین برسه قضیه خیلی فرق می کنه این رو تو قرآن هم داریم !!! یقین چیز دیگری است. مگه نخواندی که حضرت ابراهیم به خدا گفت ایمان دارم لیکن می خواهم یقین حاصل کنم.
6 | زهرا
خوبه مرضیه خانم. من آدم خوب زیاد دیدم و بنابراین دوست ندارم کسی از خوندن این نوشته ها احساس توهین بهش دست بده؛ داشتم شک می کردم که چنین اتفاقی افتاده یا نه.
- – -
جناب علیرضا این یقین یک طرفه است نه دو طرفه. از این لحاظ بازم یه جوری بی عدالتی پیش می آد! ; )
7 | katbalou
daghighan dar jahat va hamsou baa farmaayeshaat e shomaa arz konam keh harf e aval ro ghodrat e eghtesaadi mizaneh. Hoghugh beh hamraah e ghodrat e eghtesaadi myaad, va ghodrat e eghtesaadi keh nabaasheh besyaari hoghugh az bein miran. Hekaayat e bishineh e taarikhi (maz-habi) e zan setizi o bi edaalati ham asl o asaasesh hamin e.
Zani keh nyaaz e eghtessaadi beh shohar nadaareh, tan beh har sharaayeti nemideh, sad albatteh beh sharti keh jaame’eh nezaam esh ghabileh yi nabaasheh va paziraa ye yek zan e talaagh gerefteh baasheh.
moshkel e iran o baaghi e javame’e sonnati yeki o do taa nist. ketaab baayad nevesht.
8 | زهرا
در مورد قدرت اقتصادی به شدت باهات موافقم. ولی فکر نمی کنم بتونم از این قدرت اقتصادی ام به صورت مستقیم برای احقاق حقوقم استفاده کنم. فکر کنم قدرت اقتصادی وقتی باعث افزایش کیفیت زندگی بشه و باعث خوشایند هر دو طرف بشه خود به خود زن به خیلی از حقوقش دست پیدا می کنه. منتهی مساله اینه که لزوما ذهن مرد طرف مقابل باید پذیرای این مساله حقوق باشه.
خارج از ایران وضعیت شاید خیلی فرق کنه. توی ایران پدر و مادرها سیستمشون همون سیستم ۳۰ سال پیشه. خیلی سعی کردن خودشون رو آداپته کنن اما بازم براشون خیلی مسائل تابوه و حل نشده. بنابراین منی که روی اونها حساب می کنم خود به خود زندگی ام از اون سنت ها ارث می بره. مشکل اساسی که توی ایران هست همینه. وقتی پارو از این کشور می گذاری بیرون، حتی اگه سیستم ات هم سنتی باشه اما با دیدن آدم هایی که خوش و خندان تو سیستم جدید زندگی می کنن وضع زندگی ات تغییر می کنه.
به قول خودت اینا همشون مثنوی هفتاد من کاغذ می شن. فکر می کنم مملکت دارها به جای اصلاح قوانین، سعی در هموار کردن شرایط برای سنت های صدساله هستند.