ارسال شده توسط گلاب در تاریخ: ۰۳ مرداد ۱۳۸۷
برج اسد در کنار همه نعمات سرشارش، یک نغمت عمده ای داره و اون اینه که موعد تحویل یک خروار پروژه و کارهای عقب مونده است. به این ترتیب کلی کار روی دست من مونده که مهم ترینشون پایان نامه است و تا اولای شهریور باید آماده باشه. توی این فاصله هم یک مسافرت یک هفته ای سوریه برام پیش اومده. هوم اگه با دوستای من متفق القولید باید بگم که با مکه و سوریه رفتن کسی آآآخوند نمی شه، منتها این دانشگاه فقط سوریه می بره! در اصل این هدیه منو تشویق یا بگم تهدید کرد که اسم بنویسم و حالا که اسمامون دراومده هدیه منصرف شده و من موندم تک و تنها! واقعا جای من بودید چه می کردید؟
این سوریه در کنار لبنان و فلسطین بخش های خیلی تاریخی خاورمیانه اند و از این لحاظ سوریه خوراک منه برای دیدن آثار باستانی اش، کلن هم من تو گم شدن تو جاهای تاریخی به دلیل بهت زیاد سابقه دارم. اگر دلتون گرفت برای جاهای زیارتی اش من سر قول سابقم هستم و حتما حتما به یادتون خواهم بود.
- - -
ممنون از تبریکات گرمتون. بگم که یه تبریک بامزه داشتم از یه دوست عرب به زبان فارسی. اولش عجیب بود اما بعد یادم اومد که این آقای عرب با یک دختر ایرانی مقیم هند آشنا شده. و احیانا از اون کمک گرفته. ولی واقعا سورپریز بود. این دوتا الان قرار و مدار گذاشتند و آقای عرب اومده ایران که برای بار اول محبوبش رو ببینه و خونواده اون رو. دل تو دلش نیست و من از صمیم قلب براش دعا می کنم که تو این قدم بزرگی که برداشته موفق باشه.
جدی جدی کیه که دخترش رو به یه عرب مصری بده؟
اصلاحیه: آقای عرب الان ایران نیست. به خاطر فیلم مستند «اعدام فرعون» بهش ویزا ندادند. من از online status اش این حدس رو زده بودم. طفلکی خیلی بدشانسه.
- - -
بله و در آخر … با تالم فراوان باید بگم که نیستم، برای همیشه یا یه مدت اش اصلن معلوم نیست. فقط می دونم که این یک تصمیم کبراست… D :
من فقط زمانی خوشحالم که همه خوشحال باشند. این نه افه است نه چیز دیگه اینجورکی بار اومدم که دوست داشتم همه راضی باشند.
نتیجتا شاد شاد باشید، لباتون پر خنده، دل ها پر امید و ایام همیشه ی همیشه همیشه به کام.
2 | دختر بابایی
۴ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ
سلاممممممممممم:)
این آخرشو نگرفتم! یعنی چی که باید همه شاد باشن و اینا.. اصلش کی شاد و خوشحال نیس؟ اصلترش به نوشتن تو چه ربطی داره؟! نه جون من یه توضیح بده بفهمم!
3 | زهرا
احساس برم داشته که خلق خدا رو شاد می کنم گفتم نباشم ملت غمگین می شن.
![]()
4 | دختر بابایی
۶ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ
ما قول میدیم تحت هر شرایطی شاد باشیم.. تو وبلاگتو بنویس بچه
7 | دختر بابایی
سایه عالی مستدام.. تو چرا دیگه جواب آدمو اشتباه میفهمی؟ تو که از خودمونی مادر.. برو برات توضیح دادم که رفع اشکال شه.. خبببب؟ ![]()