Mehr

همینجوری

Posted by: زهرا on: ۱۸ تیر ۱۳۸۷

مدتیه پستم کور شده. نمی دونم مسافرت بودم زیادی لی لی به لالام گذاشتن یا یه چیزی اونجا جا گذاشتم که نمی دونم چیه! خواستم بنویسم ببینم پست نوشتنم چجوریاس! شایدم فضای اینجاست که مدتیه  مسموم شده.

از جمعه که اومدیم من عین مسلول ها مریضم. صدام که در نمی آد، نفسم هم به زوریه، سردردم امون نمی ده. دکتر هم بی دکتر. حتما صدتا بروفن می ده آمار بروفن های بی مصرف خونه مون می ره بالا.

- – -

آخرین خبر اینکه دو تا از وروجک های دور و برمون با هم عروسی کردند، ولی انصافا خون به جیگر ملت کردند، من یکی رو که خیلی زیاد! خدا روشکر که ازدواج کردند شرشون از سر بقیه کم شد!

- – -

به این مکالمه تلخ دقت کنید، براتون آشنا نیست؟

- ببین من حدس می زنم تو یه چیزیت هست!

+ نه چیزیم نیست!

- همم نه فکر می کنم هست!

+ نه بخدا نیست!

- اصلا از حرف زدنت معلومه یه چیزیت هستا!

+ :( اگرم باشه مشکل منه

- نه ما دوستیم! بیا دوای دردت پیش منه

+ تو خیلی خوبی

- حالا تشکرت کو؟

+ ….!!!

- خیلی نامردی!

- – -

همینجوری. وقت بخیر

No Responses to "همینجوری"

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items