Mehr

شروع نقاشی

Posted by: زهرا on: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

توی کامنتای قدیمی چند تا کامنت دیدم درباره اینکه ملت بعضا متمایل به استارت نقاشی هستند اما نمی دونند از کجا. بچه های روغن نباتی. خوب من چطور شروع کردم.

- – -

اون زمانا حدودا سال دوم دبیرستان، کلاس می رفتم و یه روزی از روزا استادم بهم وعده داده بود که از جلسات بعد می تونم رنگ روغن رو شروع کنم. تو همین اثنا باید کنکور آزمایشی دانشگاه آزاد می دادم.

سر جلسه نشسته بودم، و از اونجایی که نمی تونستم تستا رو بزنم برگه رو پشت و رو کردم و شروع کردم به طرح زدن از صندلی فلزی طرفی که جلوم نشسته بود، و هم چنین کتاب و لباس و دفتر و دستکش. یادمه مراقبه اومد بالای سرم و بهم گفت که چرا نمیرم کنکور هنر بدم و اینکه اصلا اینجا اومدم چه کار و حالا بیا توجیه کن که نگذاشتن هنر بخونی و از این صحبتا.

خلاصه کنکور تموم شد و بابا اینا اومدن دنبالم، به پدرم گفتم که می خوام وسیله نقاشی بگیرم. بابا هم استقبال کرد و رفتیم یه مغازه ای توی منوچهری که از بس دوره من هیچ وقت برای دومین بار نرفتم اونجا.

حدودای ۸ شب توی ترافیک جمهوری رسیدیم به مغازه هه. بابا به فروشنده گفت که من تازه می خوام نقاشی رو شروع کنم و نمی دونم که چی باید بگیرم. فروشنده هم یه بوم خیلی کوچیک، یه دسته قلم موی تمام زبر چینی که هنوز یکی شونو دارم، یه جعبه رنگ درنا یا یه مارک ایرانی دیگه (لطفا سراغشون نرید)، یه شیشه روغن بزرک و یه دونه تربانتین (برای شستن قلم مو)، یه دونه جا روغنی و یه پالت پلاستیکی گذاشت. واسه بار اول بیشتر از اینا لازم نمی شه.

خلاصه شب اومدم خونه و دقیقا همون صحنه ای رو که اتود زده بودم و تحویل مراقب داده بودم رو نقاشی کردم، با یه دونه گلدون گل اضافه کنارش که یکمی مفهومی تر بشه. کل کارم هم با قلم زبر بود.

بعد از اون هم استاد اون زمان که برای هر یک کلمه حرفش باید بهش کرایه می دادی چیز خاصی یادم نداد. کلن استادای نقاشی اینجوری ان. از اون سال تا سال سوم دانشگاه بدون استاد کار می کردم. بعدها هم همیشه سعی کردم اگه کلاس می رم شاگرد خوبی برای استادم باشم و یک کم از بار کم کاری کلاس رو هم روی دوش بگیرم.

– - -

اینم استارت نقاشی، نه هیچ تکنیکی لازمه، نه چیز دیگه. فقط یکم ذوق و سلیقه می خواد، و شاید جسارت.

پیشنهاد می کنم هیچ وقت برای هیچ چیزی به استاد تکیه نکنید. درسته که استاده اما خودش در کنار هنرجو داره یاد می گیره، این قانون استاد بودنه. هیچ کس هیچ چیزی رو نمی دونه مگر پای عمل (این جمله هم مال کوئلیو بود). این امکان رو به استادتون بدید که به خاطر این مساله راحت تر باشه و از اینکه استاده و موظفه همه چیز رو بدونه احساس شرمندگی نکنه.

- – -

پی نویس۱: پست قدیمی است.

 پی نویس ۲: در کمال جسارت قصد دارم در اولین فرصت تصویر تابلوی مزبور رو به این پست سنجاق کنم.

No Responses to "شروع نقاشی"

Comment Form

Categories


  • طلا: سلام.کاملا موافق با نظرتون هستم.پائلو کوئلو کسیه که کتابهاش واقعا قابل خوندنه و آد
  • amjad: Be dastboose bahär miravim tä tavalode tabiàt rä be ou tahniyat goeim va àz ou bekhähim tä dar soure khod bedamad va beshärat dahad ke Adamhä
  • genesis: Hello, as you can see this is my first post here. Hope to get some assistance from you if I will have some quesitons. Thanks in advance and good luc

Google Reader Shared Items

    Shared Items